سرویس همبستگی گوگل(google correlate) چیست؟

گوگل سرویس های بسیار متنوعی دارد که خیلی از ما شاید از خیلی از Hن ها غافل باشیم.یکی از این سرویس ها که قصد معرفی اجمالی اون رو دارم سرویس همبستگی گوگل هست.

این سرویس مخصوص بررسی همبستگی(correlation) بین کلمات سرچ شده و به

نوعی ردیابی ارتباط بین اون ها، در طول زمان است.مثلا شما می تونید یک کلمه رو به همبستگی گوگل بدید و گوگل نمودار فراوانی سرچش رو در طول زمان براتون نشون بده  به همراه سایر کلماتی که وضعیت جستجوی مشابه دارند و یا با مدادی که این سرویس در اختیارتون میذاره نموداری رو بکشید و گوگل واژه هایی رو با این نمودار بهتون نشون بده.یا مثلا می تونید بدونید پر تکرار ترین جستجو ها در هر کشوری در طول زمان یا در زمانی خاص چه کلمه هایی هستند.یادتون باشه که این کلمه ها می تونن مثلا به افزایش بازدید وبسایتتون کمک کنن.

جالبه بدونید یکی از پرتکرار ترین جستجو های گوگل در ایران واژه " YAHOO" بوده است!

بهتره باقی قصه رو خودتون ببینید.البته این سرویس در ایران تحریم شده و باید از راه هایی که خودتون استاد هستید به این سرویس دسترسی پیدا کنید.


http://www.google.com/trends/correlate


چرا ما جشن فارغ التحصیلی نداریم؟

 

 

چرا ما جشن فارغ التحصیلی نداریم؟

 

حتماً بار ها این کلام  رو از حضرت امیر(ع) شنیده اید: "سخن بگویید تا شناخته شوید، زیرا انسان در زیر زبان خود پنهان است."

این موضوع چیزی است که روانشناسان امروزه به اتفاق به آن رسیده اند.دوست دارم حالا بعد از گذشت حدود چهار سال از دوران دانشجویی مثل همیشه خیلی صمیمانه صحبتی با همه­ی شما دوستان خوبم داشته باشم.روزی که این وبلاگ شروع به کار کرد،من خیلی خوب می دونستم که چرا باید بچه های ورودی برق 88 شاهد، وبلاگ تخصصی داشته باشند.فضای مجازی می تونست این فرصت رو به همه بده تا سخن بگویند.نه فیسبوک و نه فروم ها هیچکدوم جای وبلاگ رو پر نمی کرد.وبلاگ نویسی بدون شک یکی از نوآوری های خوب بشر در دنیای فضای مجازی است.این چیزیه که من شخصا بعد از حدود ده سال وبلاگ نویسی و تجربه همه  فضاهای مجازی دیگه، بهش رسیدم و کاملا می تونم این مطلب رو اثبات کنم اما فعلا اینجا مجال صحبت در این باره نیست.فضای مجازی برای ما بچه های شاهدی خوب بود.بخاطر اینکه کمتر جای دیگه ای وجود داشت برای تبادل نظر و سخن گفتن.یکی از مهمترین اهداف این وبلاگ این بود که خلاء موجود در وضعیت فرهنگی و عرفی ما رو توی جامعه و دانشگاه پر کنه.اما براستی فایده ی سخن گفتن چیه؟فایده ی شناخته شدن چیه؟

صرف نظر از اینکه جشن فارغ التحصیلی با مسئولیت دانشگاه باید برگزار بشه و در دانشگاه های دیگر دارای ستاد مخصوص و آئین نامه و ... هست،در مدت زمان دو هفته ی گذشته شاهد برگزاری چندین جشن فارغ التحصیلی توسط دانشجویان رشته های دیگه در همین دانشگاه شاهد و دانشگاه های دیگه بودم.جشن هایی که 100 درصد با مشارکت خود دانشجو ها برگزار شد.و این جشن ها در مدت زمان باقی مونده از ترم هنوز ادامه داره.البته نه اینکه همه دانشجو ها فارغ التحصیل بشن،اما به احترام افرادی که زودتر فارغ التحصیل میشن و دیگه سال بعد نیستن همه با هم یک بار دوره اول جشن میگیرن. سوالی که اینجا مطرح میشه اینه که چرا ما دانشجو های برق 88 جشن فارغ التحصیلی نداریم؟ اصلا میدونیم ما چند نفریم؟چند تامون این ترم فارغ التحصیل میشن؟ رتبه های کنکورمون چطور بوده؟ اصلن چند تا از ما با هم یه سلام علیک خشک و خالی داریم؟چه کسی میدونه که سه نفر از همین بچه های برقی مخترع هستن؟سه نفرش رو من اطلاع دارم...


لطفا تشریف ببرید به ادامه مطلب...

ببخشید اگه کمی طولانیه...





ادامه نوشته

برای رفتن از این دل فریب لازم نیست

بهانه های عجیب و غریب لازم نیست

بیا و ساده بگو دل بریدی از این عشق

برای گفتن حرفت فریب لازم نیست

اگر که قصه ی تقدیر ، رفتنت باشد ،

برای بودنت امن یجیب لازم نیست

                    ***

خدا چه میشد اگر می نوشتی از اول:

برای عشق فراز و نشیب لازم نیست

خدا ، من از تو بهشت تو را نمی خواهم

دوباره قصه ی اخراج و سیب لازم نیست!

 

 

شاعر: علی نادری، جمعه نهم دی ماه نود

 

به آغوش تو محتاجم چنان موجی که بر ساحل...

 

به آغوش تو محتاجم ، شبیه موج بر ساحل

تو دور از دست دریا،  از نیاز موج ها غافل

تو خاک دلپذیر و نرم و من طوفانی از واژه

چه می شد ساعتی حتی برایم می شدی ساحل؟

بیا تا دفتری باشی برای حرف های من ،

که با هر موج میریزم به پایت گوهری از دل

بگو تا کی پیامم را برایت باد ، می آرد؟

بگو تا کی به روی صخره ها فریاد بی حاصل؟

...

 

پ.ن :بیت آخر را تو باید بگویی...

 

تناقض در ضرب المثل های فارسی

 

 

گاهی سوال پرسیده می شود که در ضرب المثل های فارسی تناقض های زیادی وجود  دارد.برای مثال می پرسند که : "جوجه را آخر پاییز می شمارند" یا " سالی که نکوست از بهارش پیداست" ؟ و یا می پرسند که بالاخره: " جواب ابلهان خاموشی است " یا سکوت علامت رضاست"؟ و مواردی از این قبیل.

فکر کردم بد نیست اشاره ی کوتاهی به این موارد داشته باشم.اما قبل از هر چیز نکته ای که باید به آن اشاره شود این است که اغلب ضرب المثل های فارسی زمان و مکان استفاده مخصوص به خود را دارند و استفاده در شرایط دیگر  اشتباه است.

این موضوع دقیقا همان چیزی است که در جواب به این سوالات باید بیان شود.برای مثال در پاسخ به سوال اول باید گفت که این دو ضرب المثل هیچ تناقضی ندارند بلکه کاربد آنها  متفاوت است.

 وقتی می گوییم جوجه را آخر پاییز می شمارند یعنی شخصی مشغول انجام کاری است یا در موردی دارای شرایط بسیار مطلوبی است و ما می گوییم جوجه را آخر پاییز می شمارند به این معنا که اگر وضعیت مطلوبی داری خوشحال نباش چون هنوز مشکلات و سختی های  راه مانده است.اما هنگامی که می گوییم سالی که نکوست از بهارش پیداست به این معناست که شخص مقابل همین اول راه وضعیت مطلوبی ندارد اما اصرار به ادامه کار دارد و منظور ما این است که تویی که همین اول راه وضعیت نامناسبی داری معلوم است که به هدف نخواهی رسید.

یا در پاسخ به سوال دوم هنگامی که گفته می شود جواب ابلهان خاموشی است زمانی است که انسان مشغول نزاع با فردی بی منطق است و شخص مقابل گاها زبان به ناسزا نیز گشوده است  که بهتر است پاسخی داده نشود.اما وقتی می گوییم سکوت علامت رضاست به این معناست که از فردی سوالی پرسیده شده و آن فرد به خاطر حیا و یا دلیل دیگری پاسخ" بله" را نمی گوید اما از سکوتش می توان فهمید که رضایت دارد یااینکه فردی دستور به کاری نداده اما به هنگام مشاهده آن کار عکس العملی نشان نمیدهد و این پاسخ دریافت می شود که فرد به این کار رضایت دارد.

اما آنچه که به عنوان حرف پایانی باید عرض کنم این است که دلیلی ندارد که همه ی ضرب المثل های فارسی صحیح باشند و حتی اینکه تنانقضی با هم نداشته باشند .موارد بسیار کمی  هم هست که دو ضرب المثل کاملا با هم در تضاد هستند و حتی کاربرد های مشترکی هم دارند.در هر حال انسان خودش باید عقل داشته باشد و اگر ضرب المثلی با مسائل دینی و غیر آن تناقض دارد فکر خود را به کار بیندازد و راه درست را انتخاب کند.هرچند در این موارد غالبا کاربرد ضرب المثل به اشتباه درک شده است.

علی نادری

               بهار ۹۰

کباب شیشلیک!

 

یکی از بچه ها خواسته بود که برای کلاس ریاضی مهندسی شعر بگم .این شعر یکشنبه هفته ی پیش سروده شد و سر کلاس ریاضی مهندسی خوانده شد هنوز صافکاری نفاشی نشده سعی کنید درست بخونید و اشکالات وزنی رو ببخشید ، تقدیم به استاد محمدعلی نژاد که همه از صمیم قلب دوسش داریم:

 

خسروا گوی فلک بر سر ماژیک تو بادبنز متالیک

گوش ما مخزن هر نکته ی باریک تو باد

کار و بار همه ی خلق خدا روی زمین

لنگ امضای تو و آن قلم بیک تو باد

هر چه خوشتیپ در این عالم هستی باشد

همه در حسرت آن پیرُهن شیک تو باد

روزی که تو "پی اچ دی"  خود میگیری

"پارسوال"  و "نیوتن" در صف تبریک تو باد

گرچه ماشین نداری تو ولی یک روزی ،

خواب و رویای همه بنز متالیک تو باد

باشد که عروسی کنی و کباب شیشلیک دهی

زیر دندان همه مزه ی شیشلیک تو باد

 

 

 

اینجا فردا ست

 

اینجا فردا ست

آسمان ها آبی است

و زمین ،

می چرخد و از خوردن آدم سیر است

هیچکس منتظر مرگ شقایق ها نیست

و خدا ،

مثل دیروز شما کوچک نیست

اینجا برگ درختان ،

به سرسبزی دستان تو می ماند و لبخند بهار

تو که از عشق سخن می گفتی ،

تو که همواره به من می گفتی:

چند پاییز دگر مانده به فردا؟

تو که با نفرت و بغض

بارها مشت زدی

بر غرور همه ی پنجره های مسکوت

ولی امروز اینجا

فصل فریاد همان پنجره هاست

آری اینجا فرداست

آری اینجا فرداست...

                           ***

راستی

چند پاییز دگر مانده به فردا؟

 

پ.ن:این شعر اولین شعری است که بطور رسمی سرودم و برای دیگران خواندم.با کمی ویرایش بعد از چهار سال.

علامت سوال(قالب خسروانی پیوسته)

 

جوان  شکست و گوشه ی  اتاق خود  نشست و بعـد

                               علامت  سـوال  را به  میخ  سقـف  بست  و  بعـد

        از این که  هیـچ   پاسخی  برای  پرسشش  نبـود

                                                    تمـام  بغض هـای  تلـخ  درد او شکـست  و  بعـد

        سـر  طنـا ب   خاطــرات  را  گـره  زد  و  کشیــد

                                                    خـزید  تا  عـلامت  سـوآل  ، روی   دست  و  بعـد

                     

 * * *

 

        به  زیر پای  خود  چهـارپـا یه ای  ز جنس  شک

                                                    نهـاد  و  روی آن  دوتا ،  سه تا ، چهـارتا  تشک

        سپـس  به  روی  زانـوان  خود  کمی   بلنــد  شـد

                                                    رسید تا به نقطه ای  که  می خورد ، یقین  محک

         تمـام  فـرض هـای  او  همیشـه   نقـش  آب   بـود

                 به  خا طـر  اگـر،  مگـر ،  قیـاس هـای  بی نمـک

 * * *                      

        گلـو ،  طنا ب  و  گیـره ی  عـلامت   سـوآل  و  شب

                                                    جوان  و انتخاب  مرگ  و  زندگی ، جدال  و  شب

        فشـار  روحی  از  مسـا یلی  که   حـل  نمی  شـود

                                                    امیـد  روزهای  خوب  و بـد ، دو  احتمـال  و  شب

        عبـور  مـرد مــان   بی تفـــا وت   از  کنــا ر  هــم

                                                    رهـا یی  از  اســا رت  سیــا هی   مـحــال  و  شب

* * *                        

         لبش  پراز عـطش ، و تْـنـگ  او ،  بـدون  آب  بـود

                                                    سـوآل  او  به  سقـف  خا نه  ،  تشنـه ی  جواب  بـود

         زمان ، به  داد  او  نمی  رسیـد  و  زهر  خنـده اش

                                                    نشـا نـه   تمسخــری   بـه  طعــم   اضـطـراب   بـود

         که  نا گهــان  پریـد  و ،  در  سـیاهی  شب  هـراس

                                                   ... بیادش آمد اینکه : خسته  بود و خواب  خواب  بـود

 

شاعر: استاد تقی محمدی فکورزاده

 

اطلاعات یشتر درباره استاد فکورزاده در اینجا

بعدا نوشت:

یادداشتی کوتاه درباره این شعر(اگر شعر را خواندید حتما بخوانید)

در نگاه اول آنچه که از این شعر به نظر می رسد فضای تاریک و سیاه آن است. و طبیعتا احساس ناامیدانه ی حاکم بر این شعر.چیزی که باعث شد این یادداشت را بر این شعر بنویسم دقیقا همین مساله است.شعر ها و داستان های زیادی وجود دارد که ممکن است چنین برداشتی از آن ها بشود اما در یک نگاه دیگر امید را می توان از آن بدست آورد.تا جایی که وقتی نقد و بررسی داستان سیاهی  مثل بوف کور را با آن فضای تاریکش را می خوانیم می بینیم که با استفاده از از کدهایی امید به فردا و روشنی در آن موج می زند.اما چنین برداشتی بسیار دشوار است و احتیاج به تفکر و مطالعه  بیشتری دارد.این برداشت را از چند طریق می توان استدلال کرد که یک روش آن که استدلال شخصی من هست و به نظر فهم آن ساده تر است در ادامه عرض می شود. اگر فرض را بر این بگذاریم که در بدترین حالت ، تمام این متون دارای بدبینی و ناامیدی باشد در برخورد با چنین داستان ها و شعر هایی ذهن انسان به چالش کشیده می شود.اگر فکر انسان فکر سالمی باشد و به اندازه کافی مطالعه داشته باشد با فکر کردن روی این مسائل دنبال راه حل ها و شیوه های درست می گردد و ضمنا در مقابل مسائلی که ممکن است بعدا با آن ها برخورد کند نیز واکسینه می شود.

.بنده چون مدتی است افتخار شاگردی استاد فکورزاده ـ شاعر این شعرـ را دارم از نزدیک با ایشان آشنا هستم و خود ایشان بارها فرموده اند که شاعر نباید شعر نا امید کننده بگوید. شعر علامت سوال دارای رویکردی کاملا اجتماعی است.شاعر به خوبی از روانشناسی و جامعه شناسی آگاهی دارد و ریشه معضلات اصلی جوانان را به خوبی واکاوی کرده است.عدم پاسخگویی به سوالات و نیاز های جوانان و یا پاسخ در زمان نامناسب و یا شکل نادرست آن مساله ایست که به مرور زمان معضلات و ناهنجاری هایی غیر قابل پیش بینی برای یک جامعه رقم می زند .

اما حالا که فرصت شد یادداشتی بر این شعر بنویسم بد نیست به یکی از نکاتی که معمولا در این شعر باعث سوال می شود اشاره ای داشته باشم.در بند آخر می خوانیم:"لبش پر از عطش و تنگ او بدون آب بود".خود واژه تنگ به خودی خود به معنای ظرف آب هست و چنانکه خود من بار ها دیده ام بسیاری از هموطنان ما مثل اهالی استان فارس بجای  واژه ی پارچ آب از تنگ آب استفاده می کنند.مثلا می گویند لطفا یک تنگ آب وسط سفره بگذارید.اما مهمتر از آن  مناسبت وجود ظرف آب در این جاست.شاید برای شما هم پیش آمده باشد ، انسان وقتی که کابوس می بیند و یا خواب آشفته ای می بیندو ناگهان از خواب می پرد احساس خشکی و تلخی شدیدی در دهان خود می کند و معمولا احتیاج دارد مقداری آب بنوشد.

 

گفتگو با دکتر پرويز جبه دار مارالاني ؛ استاد مهندسي برق و کامپيوتر

 گفتگو با دکتر پرويز جبه دار مارالاني ؛ استاد مهندسي برق و کامپيوتر
 
جام جم آنلاين: باي بسم الله : معني اسم تون؛ اينو خيلي ها سوال مي کنن ، کلاس يازده بودم استاد ادبيات فارسي مون مرا صدا کرد و گفت : پسرم اسم تو جبه (به فتح اول) است يا جبه (به ضم ج).
پدر بزرگ تبريزي وي ، اسلحه ساز بود بنابراين اسم اش را با فتح اول بايد بخوانيد ما رالان هم که محله اي است در همين شهر. صداي دکتر جبه دار از آن سوي سيم تلفن ، بسيار تحکمي ، دستوري و بي ترديد حس مي شد اما در قرار ديداري ، بي وقفه با لبخندهاي لاينقطع اين چهره ماندگار گرم تر مي شدي . وقتي از فلسفه تبسم هاي اين چهره ماندگار پرسيديم ، گفت : فضاي تو و اين مصاحبه جز اين را ايجاب نمي کند. اولين پرسش اين گفت و شنود را با دريافتي از شعر اخير استاد طاهره صفارزاده آغاز کرده ايم.

آيا با رايانه مي شود ميزان «هويتهاي غارت شده » را حساب کرد؟
با رايانه مي شود اطلاعات را تجزيه و تحليل کرد و سپس نتيجه گرفت (در اين باره) اگر اين اطلاعات مربوط به هويتهاي غارت شده باشد مي توان نتايجي را استنتاج کرد.
حساب ثانيه هاي عمرتان را داريد؟
ثانيه هاي آينده را بلي.
ادامه مطلبو از دست ندید...
ادامه نوشته

تمامی ابدیت در همین لحظه نهفته است

سلام

یه خرده باهاتون حرف دارم آخر این پسته  چون نمی خوام مطلب خراب بشه.بعضی وقتا آدم یه چیزایی رو می فهمه که خیلی جالبن.از دلش نمیاد برای بقیه تعریف نکنه.حتما تا بحال درباره سفر در زمان چیز هایی شنیدید و یا خوندید.برای سفر به آینده و سفر به گذشته دانشمندان زیادی در طول تاریخ نظریه ها و فرضیه هایی رو ارائه کردن اما نوع سوم سفر در زمان خیلی شگفت انگیزه و اون چیزی نیست جز سفر در زمان حال.

حالا قصد دارم این موضوع رو به صورت خیلی ساده و به قول بچه ها گفتنی سرخپوستی توضیح بدم.

 

اخیرا بعضی از فیزیکدان ها به این نتیجه رسیدن که زمان بر خلاف تصور ما یک بعدی نیست بلکه درست مثل صفحه کاغذ دو بعد(و حتی شاید بیشتر!) داره.اون چیزی که تا بحال درباره سفر در زمان خوندیم صرفا درباره سفر در بعد اول بوده اما سفر در زمان حال موضوع دیگه ایست که به سفر در بعد دوم زمان  بر می گرده.

اما سوالی که پیش میاد اینه که اگه واقعا این بعد وجود داره چرا ما در طول زندگی روزمره و در تمام عمر اصلا با اون مواجه نمیشیم؟

فیزیکدان هایی که این موضوع رو مطرح کردن در جواب گفته اند که بعد دوم زمان چنان در هم پیچیده است که در تجربیات روزمره و حتی در خیلی از آزمایش های علمی اصلا به چشم نمیاد

به بیان ساده تر می شه گفت صفحه دوبعدی زمان در حالت معمول مثل یک فرش لوله شده است که تنها می توان از درون اون از گذشته به آینده حرکت کرد برای همین هم ما به اشتباه فکر می کنیم زمان تک بعدیه.اما اگه بشه این فرش در هم لوله شده رو باز کرد میشه در همین لحظه ای که الآن به سر می بریم به مسافرت ابدی بریم.صفحه ای در امتداد عمود بر محور کنونی زمان.اما برای باز کردن این فرش لوله شده باید بتونیم مقدار زیادی انرژی رو در حجم بسیار کوچکی متمرکز کنیم به همین دلیل فیزیکدان ها معتقدن تنها نقاط خاصی در جهان وجود داره که این ویژگی رو داره و اون نقاط احتمالا مرکز سیاهچاله هاست.

تا اینجا چیز های که عرض شد برگرفته از مقاله ای در مجله دانستنی ها بود.اما خوبه که کمی روی این ماجرا فکر کنیم.ببینیم اصلا سفر بطور عمودی امکان پذیره؟ یعنی میشه کاملا در همین لحظه عمودی سفر کرد یا اینکه حرکت بصورت یک خط شیبدار در جهت هر دو محور خواهد بود؟

فیلم inseption که به معنای آغاز یا ایده بیان شده بر پایه موضوع نفوذ به خواب هاست.فیلم بسیار خوبیه اگه ندیدین حتما ببینید اگه گیر نیاوردید من می تونم براتون بیارم.به نظر موضوعات مطرح شده در این فیلم می تونه درک خوبی از سفر در بعد دیگر زمان در اختیارمون بذاره.

سوال دیگری که مطرح میشه اینه که آیه در صورتی که موفق بشیم در بعد دیگر سفر کنیم آیا این بعد هم مثل بعد اوله؟ و آیا قابلیت سفر در آینده و گذشته در این بعد هم وجود داره؟

مساله بعدی تداخل تونل زمان با تونل مکانه.چون همون طور که می تونید مکان هم بعد های متفاوتی داره.

این ها  همه چیز هایین که باید بهشون فکر کرد.

غلط های ویرایشی و تایپی رو ببخشید خیلی سریع نوشتم

پایان

پ.ن: به نظرم خوبه که اگه هر کس مطلب جالبی داره یا به موضوع مفیدی رسیده توی وبلاگ مطرح کنه.هم تبادل اطلاعات می کنیم هم راجع بهش بحث می کنیم.

پ.ن2: یه سوال دارم .لطفا جواب بدین. به نظرتون چرا بچه ها توی وبلاگ فعالیت نمی کنند؟

پ.ن3:تقریبا جهار ترم رو پشت سر گذاشتیم.ینی تقریبا نصف دوران  کارشناسی.چشم به هم بزنید همینجا می خونید که چهار سال تموم شد یادش بخیر.

پ.ن4: تصمیم دارم هر هفته وبلاگ دانشجو های برق 88 یکی از دانشگاه ها رو معرفی کنم تا یه سر بزنید بدک نیست.این هفته وبلاگ 88 برق دانشگاه تربیت دبیر  شهید رجایی  که بعدا دامنه هم براش خریده اند:

http://power88.ir/ 

 پ.ن۵: شعر نداریم.یعنی داریم ولی نمیذاریم. دفه بعد...

 

 

 

 

 

دو غزل و یک رباعی از خودم

 

 

دو غزل و یک رباعی ،

غزل اول عاشقانه ، به سبکی که خیلی ها دوست دارند

غزل دوم به سبکی که خیلی ها دوست ندارند... تقدیم به همقطاران ،  در هر جای دنیا و در هر مکانی که بودند و هستند و خواهند بود...

ممنونم اگر بخوانید و خوشحال میشم اگر نظرتون و یا احیانا اگر اشکالی می بینید رو  با اسم خودتون بگید. هدف از قرار دادن این اشعار هم همین است:

 

غزل اول

 هر شب کنار خاطره ها راه می رود

مردی به یاد تو سفرِ  ماه می رود!

راهش به قدر یک شب طولانی است و سرد

اما نه اینکه بی کس و همراه می رود

اول کنار پنجره اش ، در خیال خود،

دست تو را گرفته و آنگاه می رود

افسوس کیش و مات تو یک جور دیگر است

فرقی نمی کند ز دلت شاه می رود

فرقی نمی کند که یکی پشت پنجره ،

هی راه می رود به یاد تو  وُ  راه می رود

 

غزل دوم:

همان روزی که از تُنگت شوی دلگیر می میری

میفتی روی ساحل با کمی تاخیر می میری

و در دریا کسی حق شنا کردن نخواهد داشت

اگر ماهی شوی با دست ماهیگیر می میری

تو این افکار سمی را فقط از فکر خود رد کن

که از قلاب هم بدتر  ، به حکم تیر می میری

به جرم فکر کردن نه ، به جرم زنده بودن نه،

به جرم آنکه با قانون شدی درگیر می میری

همان قانون جنگل ها ، همان قانون که می گوید:

گرسنه باشی و تنها، بدست سیر می میری

و شاید دوست داری تو که رو در رو شوی روزی

ولی از پشت سر با خنجر تزویر می میری

بیا دست از تمام حرف های خود بکش زیرا

تو هر کاری کنی با پنجه ی تقدیر می میری

 

رباعی:

در راه عشق خسته شدن ، عاقلانه نیست

با ضربه ای شکسته شدن ، عاقلانه نیست

در خاطرات پنجره ، جایی نوشته است:

فصل بهار بسته شدن  ، عاقلانه نیست!

 

علی نادری

بهار ۹۰ 

 

 

 

 

شروعی دوباره ، این بار متفاوت!

با اینکه هنوز تقریبا یک ماهی مونده  تا تحویل سال ولی حال و هوای عید نوروز و بوی بهار  رو احساس می کنم.

درست نیست بگم خواب زمستانی.خواب زمستانی واژه خوبی نیست چون هم زمستونه هم خواب ، ولی چون بعدش بیداری و بهاره میگم. فک می کنم که  وبلاگ ما به این خواب زمستانی احتیاج داشت.الآن هم دو تا دستاشو کامل باز کرده ، داره خمیازه می کشه و خستگی در میکنه.

تمام!

صبر کنید:

هر کی به قول بچه ها گفتنی پایه وبلاگ برق 88 هست یا بصورت حضوری بیاد پیش من  آقای حاتمی یا تا شنبه پیغام خصوصی بده به همراه آدرس رایانامه(ایمیل)

 یا اینکه به این آدرس رایانامه بزنه و گذرواژه (!)  خودش رو برای فعالسازی نام کاربری  اعلام کنه.

khoshmard@gmail.com

naderi.ali1@gmail.com

لطفا به اطلاع همه ی بچه های برق برسونید

و:

 

1)     هر کاربر حداکثر هفته ای یک پست

2)     نظرات فقط با اسم حقیقی

3)     مسئولیت تایید نظرات هر پست با نویسنده است اما در صورتی که یک هفته زمان ارسال گذشته باشه و مورد خاصی نداشته باشه توسط مدیران تایید میشه

4)     نمیگم مطلب و بحث سیاسی نداشته باشیم اما توی این شرایط بیشتر رعایت کنید تا دردسر درست نشه.

5)     انتقاد های دلسوزانه و سازنده بهتر از متلک گفتن و اعتراض های بی جهته.

6)     از اول هم قرار نبود اینجا یک پایگاه علمی و تخصصی بشه  ، اگه مطلبی علمی و تخصصی هم بود فبه المراد !

7)     امیدوارم لحظات خوب و ارزشمندی رو در کنار هم در این وبلاگ داشته باشیم و جایی باشد که خاطرات دوران دانشگاهمون در آن به یادگار بماند و پلی باشد هر چند باریک برای ارتباط بین بچه ها چه قبل از پایان دانشگاه چه بعد از آن!

8) از همه ی بچه هایی که توی این مدت پیگیر وبلاگ بودن و بصورت جدی خواستن که وبلاگ دوباره آغاز به کار کنه ممنونم.  

۹)   خیلی مخلصیم!

 

 

 

 

 

دو رباعی از خودم

1

حرف من قصه ی دیروزی نیست

با نـخ عشــق غزل دوزی نیست

حرف من جمله ی تلخی است ، بدان:

عشق تو آش دهن سوزی نیست!!!

2

یکدست سفید ، رنگ پرچم ، بد نیست

تسلیم شدن همیشه کم کم، بد نیست

یک نمره ی بیست ، ایده آل است اما

در عشق تو مشروط شدن هم ، بد نیست




علی نادری



مخترع موبایل که بود ؟

از الكساندر گراهام بل در سال ۱۸۷۶تا دكتر مارتین كوپر (Martin Cooper) در ۳ آوریل ۱۹۷۳


پدر تلفن همراه یا مخترع تلفن همراه که بود ؟

مخترع تلفن همراه یک مرد 77ساله به نام دکتر مارتین كوپر(Martin Cooper) است. او سال ها پیش به عنوان مهندس الکترونیک در شرکت موتورولا کار می کرد که اولین گوشی قابل حمل را ساخت و اولین کسی هم بود که با گوشی تلفن همراه یک کیلوگرمی اش در سوم آوریل 1973 صحبت کرد. کوپر ایده ساخت گوشی تلفن همراه را از یک فیلم پربیننده در آن زمان گرفت...


اولین تماس تلفنی با تلفن همراه چطور بود؟ چه چیزی گفتید؟

من به رقیبم، آقای "جو انگل" زنگ زدم که در آزمایشگاه بل کار می کرد و به او گفتم من با یک تلفن همراه واقعی با تو صحبت می کنم: یک گوشی تلفن قابل حمل...


برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب برید(از دست ندید)


ادامه نوشته

یک مقاله بروز و جامع درباره رادار ها

رادار یك سیستم الكترومغناطیسی است كه برای تشخیص و تعیین موقعیت هدف بكار می رود . با رادار می توان درون محیطی را كه برای چشم ،غیر قابل نفوذ است دید مانند تاریكی ،باران،مه.برف،غبار و غیره . اما مهمترین مزیت رادار توانایی آن درتعیین فاصله یا حدود هدف می باشد .كاربرد رادارها در اهداف زمینی ، هوایی،دریایی، فضایی و هواشناسی می باشد


ایجاد سیستمی با توانایی بالا در ردیابی پدیده ها و ایجاد تصاویر با کیفیت بالا از آنها هدف عمده ساخت رادار تصویری می باشد .
  مقدمه :
گاه امکان بررسی اجسام از نزدیک وجود ندارد . برای مثال جهت بررسی سطح اقیانوس ها نقشه برداری از عراضی جغرافیایی لزوم ساخت وسایلی که بتوانند از راه دور این کاررا انجام دهند به چشم می خورد . با دستیابی به تکنولو؟ی سنجش از راه دور بسیاری از این مشکلات برطرف گشت . در واقع در این روش امکان بررسی اجسام وسطوحی که نیاز به بررسی از راه دور دارند را فراهم می آورد . سنجش از راه دور رامی توان به دو بخش فعال وغیر فعال تقسیم کرد . گستره طول موج امواج مایکرویو نسبت به طیف مادون قرمز ومرئی سبب گردیده تا از سنجش از راه دور به وسیله امواج از این طیف استفاده گردد .


پیشنهاد می کنم ادامه مطلب رو از دست ندید

ادامه نوشته

یک شعر در قالب رباعی به مناسبت ورودی های جدید دانشگاه


افاده داشت ، فس فس راه می رفت

نگــاه می کرد و با ژس  راه می رفت

ازآن روزی که دانشــــگاه قبول شــد ،

شبیه یک مهنـــــــدس راه می رفت


علی نادری


پ.ن : نگاه رو نگا و دانشگاه رو دانشگا بخونید.همچنین حرف ت در کلمه ژست ساقط شده است.



حتما بخونید

خرده های ریز شیشه و سنگ می تونه خیلی شبیه به خرده های برنج باشه تا جایی که قبل از خوردن متوجه نشی اما وقتی بخوری بره زیر دندونات یا یا وارد معده و روده بشه و اونا رو زخمی کنه تازه میفهمی چی خوردی.اینو گفتم که چی بشه؟ گفتم مواظب باشیم توی این دور و زمونه یه چیزایی رو بجای یه چیزای دیگه به خوردمون ندن بعد همین بلا سرمون بیاد.

موضوعی که می خوام مطرح کنم خیلی جدیه پس خوب حواستو جمع کن.چند وقت پیش با یکی از دوستانم توی حوزه علمیه قم صحبت می کردم می گفت بیش از چهل هزار(!) سایت و وبلاگ مسموم و بسیار خطرناک در زمینه مهدویت خودش به شخصه لیست کرده.من خودم تا حالا با خیلی از این ها برخورد کردم حتی با افرادی توی مترو و اتوبوس و ...

خلاصه کلام اگه یه کم جدی نباشیم و مواظب نباشیم بازی رو باختیم.اما اون چیزی که می خوام توی این پست مطرح کنم سه تا واژه است که در زمینه مهدویت با سه تا واژه دیگه مشتبه میشه و به خوردمون داده میشه.البته واژه های زیادی هست اما فعلا این سه تا  واژه بیشت اهمیت دارند.من توضیح اضافه نمیدم فقط اشاره می کنم .میدونم  بقیه موضوع رو خودتون سریع متوجه میشید :

1)مخفی و غایب: در فرهنگ شیعه ما معتقد به غایبب بودن امام زمان(عج) هستیم نه مخفی بودن و استفاده از واژه مخفی در هر عنوانی غلط است.اگر به فرهنگ لغت مراجعه کنید متوجه میشید که این دو واژه چقدر با هم تفاوت دارند.متاسفانه در تعدادی از کتاب هایی که در همین نمایشگاه بین المللی کتاب عرضه شده بود استفاده از واژه مخفی به عنوان های مختلف به چشم می خورد(!).مخفی یعنی چیزی که نه ما او را می بینیم و نه اوما را می بیند.

2) حضور و ظهور: در فرهنگ شیعه _تا جایی که من اطلاع دارم و به تازگی هم پرسیدم_ هیچ جایی از ما خواسته نشده که برای رسیدن به حضور امام زمان(عج) تلاش کنیم بلکه گفته شده برای ظهور دعا کنید و تلاش کنید به ظهور برسید نه حضور! فرقش چیه؟ اگه آمار عده افرادی رو که پی در پی چله نشینی و کار هایی از این قبیل می کنند دقت کنید متوجه این تفاوت میشید.کسی از ما نخواسته که ریاضت بکشیم و چله نشینی کنیم و ... تا به محضر امام عصر برسیم این موضوع در هیچ روایت و حدیث معتبری تا جایی که من میدونم دیده نشده.

3)شخصی و نوعی: ما معتقد به امام زمان شخصی هستیم نه نوعی.خواهشا دقت کنید.امام زمانی که معتقد به او هستیم یک نفر بیشتر نیست که تمام ویژگی هاشون از نام پدر و مادر گرفته تا خصوصیات ظاهری دقیقا مشخص شده.برای اینکه متوجه تفاوت این دو واژه بشید براتون مثالی می زنم.فرض کنید میگن ما برای این کلاس یک استاد ریاضی می خواهیم اون موقع هر کسی که بتونه ریاضی تدریس کنه و یا بتونه ظاهرا شما رو قانع کنه که می تونه ریاضی درس بده برای این کلاس مناسبه اما زمانی هست که به شما میگن ما آقای حسنی رو برای تدریس ریاضی می خواهیم ، اون موقع فقط یک شخص خاص میتونه در این کلاس ریاضی درس بده.مطالبی که خدممتون عرض کردم خیلی مهمه و سرسری از کنارش نگذرید مطمئن باشید بار ها و بار ها با هرکدومشون برخورد خواهید کرد. مثلا در مورد همین موضوع سوم اگه در سایت ها و وبلاگ های دراویش و ... برید یا با یکی از افراد فرقه برخورد داشته باشید به شما می گن که هر کسی که بتونه شما رو هدایت کنه مهدی موعود شماست و فلان پیر می تونه ما رو هدایت کنه پس او امام زمان ماست. زمانی بود که وقتی آمریکا کمک هایی رو برای مردم افغان می فرستاد بعضی هاشون می گفتن آمریکا امام زمان ماست و داره ما رو شر طالبان نجات میده!!!  من توضیح بیشتری نمیدم امیدوارم که مطلب رو گرفته باشید و براتون مفید بوده باشه  و اگه خواستید باز هم این موضوع رو ادامه میدیم.امیدوارم اگه دوستان هم مطالب مرتبطی دارن دریغ نکنند.

نوشته شده توسط علی نادری

یا حق

پ.ن: هرگونه کپی برداری از این نوشته آزاد است!

ختم قرآن

سرتون رو رد نمیارم عارضم خدمت گل روی شما دوستای خوبم که با بچه های عمرانی تصمیم گرفتیم ختم قرآن داشته باشیم.هر کی پایه است بسم الله...

حتما می دونید که طبق روایات اسلامی ثواب قرائت یک آیه قرآن در ماه مبارک به اندازه ثواب یک ختم قرآن در ماه های دیگه است.

 

فقط جزء ۱ تا ۸ و جزء ۲۹ و ۳۰ رو دوستان عمرانی تقبل کردن

برای ثبت نام و اطلاعات بیشتر برید به این آدرس:

 

http://civeng.blogfa.com/post-121.aspx

لطفا در صفحه نظرات ذکر کنید که از بچه های برق هستید.

التماس دعا

یا حق

 

 

به کجا چنین شتابان؟(جام جهاني 2022 )

 
باور کردن این تصمیم ژاپنی ها کمی مشکل است. آنها تصمیم دارند که جام جهانی فوتبال سال ۲۰۲۲ را به صورت هولوگرافیک در بقیه استادیوم های دیگر کشورها نشان دهند. آنها برای عملی کردن این کار ۶ میلیارد دلار بودجه در نظر گرفته اند و قرار است که هر بازی در استادیوم با ۲۰۰ دوربین فیلم برداری HD ضبط شود. سپس این تصاویر به صورت همزمان به ۴۰۰ ورزشگاه در دیگر نقاط جهان فرستاده می شود.
 حالا شما می توانید در یک استادیوم در کشور خودتان بنشینید و فینال جام جهانی را در ورزشگاه مقابل خودتان ببینید. چرا که فناوری هولوگرافیک مانند چیزی است که در فیلم های جنگ ستارگان دیده اید. شما بازیکنان را در وسط زمین فوتبال مقابل تان می بینید.
در این پروژه حتی میکروفن هایی هم در سراسر زمین فوتبال نصب خواهد شد تا صداهای بازیکنان، شوت زدن و ... را به بقیه استادیوم ها منتقل کند. آقای کیو مدیر اجرایی این پروژه می گوید که شما ممکن است فناوری لازم برای اجرای این پروژه را مانند رویا ببینید. اما خواهید دید که طی ۱۲ سال آینده چقدر تکنولوژی تغییر خواهد کرد و ما تصور می کنیم که تا سال ۲۰۱۶ فناوری های لازم برای این کار را در اختیار داشته باشیم.
به گفته ژاپنی ها اجرایی شدن این طرح سبب می شود که تماشاگران مسابقات جام جهانی فوتبال در استادیوم ها ده ها برابر شود و این بخشی از برنامه آنها برای به دست آوردن میزبانی این مسابقات برای سال ۲۰۲۲ است. البته این طرح آنقدر جالب به نظر می رسد که باعث می شود هر کسی از میزبانی ژاپن در صورت موفقیت این طرح پشتیبانی کند چرا که در این صورت می توانیم مسابقات بزرگ فوتبال دنیا را در استادیوم های شهر خودمان ببینیم.
توضیح:
هولوگرام: تصویر سه بعدی که از ترکبب شعاع نور لیزر یا سایر منابع نوری منسجم ایجاد می شود.
 
پ.ن:  میگم این تکنولوژی  با چه سرعتی داره پیشرفت می کنه ...دنیا در ۵۰ سال آینده دیدنی است... فکرش رو بکن...
 

ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود...

با هر بهانه و هوسي عاشقت شده است
فرقي نمي کند چه کسي عاشقت شده است

چيزي ز ماه بودن تو کم نمي شود
گيرم که برکه اي نفسي عاشقت شده است

اي سيب سرخ غلت زنان در مسير رود
يک شهر تا به من برسي عاشقت شده است!

پر مي کشي و واي به حال پرنده اي
کز پشت ميله ي قفسي عاشقت شده است

آيينه اي و آه که هرگز براي تو
فرقي نمي کند چه کسي عاشقت شده است   

    (فاضل نظري)

پ.ن:  تو سیب سرخ کدام  درخت پرتقالی که دانه های انارت به سرخی گیلاس های درخت موز می ماند ، ای گلابی من!

 

یک شعر و یک داستان کوتاه

1

یک رباعی از خودم:

 

انتهای قصه ی کوتاهِ من ، چشمان توست

مقصد پایانی این راه من چشمان توست

در کلاس چشم هایت عشق معنا می شود

پیش نیازِ درس ِ دانشگاهِ من چشمان توست

2

قهرمان

قهرمان هنوز به دنیا نیامده  همه از اعمال او خبر دارند . از دلاوری هایش و خاطر خواه های طاق و جفتش.سرانجام یک روز به دنیا می آید .همه یادشان میرود چه چیزهایی از او می دانسته اند.دوره می افتد به همه یاد آوری کند.از ناامیدی جان به سر میشود بی آنکه  کسی را بیابد که به شرح دلاوری هایش گوش کند از اعمالش خبر بگیرد  و از خاطرخواه های طاقو جفتش.

 قهرمان می میرد..

بعد همه یادشان می افتد. حالا مگر می شود فراموش کرد؟

 حالا همه می خواهند جبران کنند و عذر بخواهند.اما قهرمان مرده است.

  و منتظر به دنیا آمدن.                             

 (  آندره کودرسکو)

خارج از گود(و البته سهمیه ی هفته ای یک پست!)

 

 

 د    ر بین وبلاگ نویسان چندین قانون اخلاقی وجود داره که

 

فکر می کنم در بین نویسندگان وبلاگ خودمون هم صدق می کنه که در این پست می خوام به یکیش اشاره کنم:

۱) اگه کسی برای پست های شما نظر گذاشت ، بی معرفتیه که شما برای پست های او نظر نذارید.

۲) اگه برای پست های دیگران نظر نمیذارید ، توقع نداشته باشید که دیگران برای شما نظر بذارن!

پ.ن: بعضی ها فکر می کنن باید حتما یه حرف خیلی جدی و مهم داشته باشن که بخوان توی نظرات بنویسن و نظرشون باید به معنای واقعی کلمه "نظر" باشه.اما اینطوری نیست.جملاتی مثل خوب بود، قشنگ بود، دستت درد نکنه و ... هم در جایگاه خود می تونه خیلی موثر باشه و حاکی از این مطلبه که شما پست فرد مورد نظر رو خوندید(دیدید).

روز مادر

این رباعی رو دیروز سرودم و تقدیم می کنم به مادر خودم و همه ی مادران دلسوز و فداکار:

 

هر چنـد کمی عاطفه ها کم شده است

دنیـای فـراق و دوری از هم شده است ،

بوسیدن دست های گرمت چندی است

تبدیـــل بـه یک نیــاز مُبـــرم شده است

 

 

 

پ.ن: مدت زیادیه  که خیلی دلم می خواد دستای مادرم رو ببوسم اما به هر دلیل نمیشه.

 پ.ن: من روز مادر ، دست مادرم رو می بوسم و به این بوسه افتخار می کنم.پیشنهاد می کنم شما هم رودربایستی رو بذارید کنار و این کار رو انجام بدید.

من یار مهربانم

۱

بجان آدمیت سرتاسر هفته در منزل جلوس نموده و مشغول نوشتن گزارش کار آزمایشگاه فیزیک ۱هستیم.. هر زمان که طبع شعرمان گل می کند یادی هم از آز فیزیک می کنیم این چارانه ی معدوم القافیه هم  اخیرن سرودم که تصمیم گرفتم اینجا براتون بتپانم:

داد معشــــــوقه به عاشـــق پیــغام      که بیـــا با تو مرا کـــاری هست

گفت عاشـــــــق که   ندارم وقتی       از بهر فیزیک گزارش ِکاری هست

۲

شعر زیبای" من یار مهربانم ، دانا و خوش بیانم، گویم سخن فراوان با آن که بی زبانم" رو که یادتون هست؟اگه یادتون هم نبود الآن یادتون اوردم ، این چارانه هم به مناسبت نمایشگاه کتاب:


یارم ز همیشه مهربان تر شده است    از سال گذشته بی زبان تر شده است

رفتم بخرم کتابی از نمایشگاه ،دیدم    از قیمت خون من گران تر شده است


پی نوشت:بی خودی پول به کتاب ندید بجاش کتابخونه تون رو با دوستاتون به اشتراک بذارید.اگه کسی کتاب به درد بخوری داره معرفی کنه و به بقیه قرض بده تا دیگران هم استفاده کنن.

مربوط نوشت:  اینشتین میگه هر کسی که کتابی به کسی قرض بده احمقه و از اون احمق تر کسیه که کتابو بیاره پس بده.

پرت نوشت:

به قدر زندگی یک حباب با من باش

فقط تورا به خدا بی نقاب با من باش

اگر همیشه خرابم اگر تو آبادی

بیا و یک شب از عمرت خراب با من باش...مرتضی قلی زاده بابک

مترسک


تنها ، سرِ یک مزرعه ی شالی ماندمترسک

با پیرهن و کلاه پوشالی ماند

وقتی که پرنده رفت ، در سینه ی او
آنجا که دل است ، حفره ای خالی ماند ! 

***

آن روز افق آینه ی دق شده بود
انگار دوباره وقت هق هق شده بود

بر شانه ی یک نسیم آواره گریست...
بیچاره مترسکی که عاشق شده بود !
                       شعر ازمحمد رضا  ترکی



معرفی یکی از نخبه های رشته ی برق

لطفی زاده استاد دانشگاه برکلی در کالیفرنیا و بنیان‌گذار نظریهٔ منطق فازی (Fuzzy Logic) است. در بخش یادکرد منابع اکثر متون فنی مربوط به منطق فازی نام او به صورت «Zadeh» ذکر می‌شود.

پروفسور "لطفی زاده" که در جهان علم به پروفسور "زاده "مشهور است در سال 1921 در شهر باکو در جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. مادرش یک پزشک روس و پدرش یک ژورنالیست ایرانی بود که در آن زمان به دلایل شغلی در باکو بسر می برد.

لطفی زاده در امتحانات کنکور سراسری، مقام دوم را کسب نمود. در سال ۱۹۴۲ رشته الکترونیک دانشگاه تهران را با موفقیت به پایان رساند و در طی جنگ دوم جهانی برای ادامه تحصیلات به دانشگاه فنی ماساچوست (ام.آی.تی) در آمریکا رفت و در سال ۱۹۴۶ بود که درجه کارشناسی ارشد را در مهندسی برق دریافت کرد. در ام.آی.تی و دانشگاه کلمبیا به تحصیل ادامه داد.

پرفسور لطفی زاده به تنهایی بیش از 200 مقاله تالیف کرده است و در حال حاضر عضو هیئت تحریریه بیش از 50 نشریه علمی میباشد. وی عضو هیئت مشورتی "مرکز فازی آلمان"، عضو هیئت مشورتی مرکز تحقیقات فازی دانشگاه تکزاس، عضو کمیته مشورتی مرکز آموزش و تحقیقات سیستمهای فازی و حافظه مصنوعی (رومانی)، عضو هیئت مشورتی موسسه بین المللی مطالعات سیستم ها، عضو هیئت مدیره انجمن بین المللی شبکه های اعصاب، رئیس افتخاری اتحادیه سیستم های فازی بیومدیکال (ژاپن)، رئیس افتخاری اتحادیه منطق و تکنولوژی فازی (اسپانیا)، عضو هیئت مشورتی انستیتوی ملی انفورماتیک توکیو و عضو هیئت مدیره انستیتوی سیستمهای دانا (ایلی نوی ـ آمریکا) است.

پیشنهاد می کنم ادامه مطلب رو از دست ندید...

ادامه نوشته

آز فیزیک

در پی قرار دادن چند شعر زیبا و به مجرد آن قرار دادن دو رباعی از خودم یکی از دوستان تقاضا کردند که اگر ممکن است یک شعر هم در باره آز فیزیک مرحمت کنید که از دست این درس یک واحدی و استاد گرام به ستوه آمده ایم!

ما هم دلمان بنا کرد به جیلیز و ویلیز سوختن و  این شعر را فی البداهه سرودیم:

من به یک مرگ ِ شیک خواهم مرد

زیر خودکار ِ بیک   ، خواهم مرد

می نویسم گزارش کار  و آخر ِ ترم

سرِ ِ  آز فیزیک خواهم مرد!

پ.ن: از آنجایی که  واژه ی " آز "  به معنای طمع و نیاز هم هست شاعر در کلمه ی آز یک ایهام لطیف بکار برده و می توان چنین برداشت کرد که بعضی از دانشجویان از شدت علاقه به این درس جان  می دهند!

پ.ن۲ :  از آنجاییکه از پست قبل و این پست که به درخواست یکی از دوستان بود  استقبال خوبی بعمل آمده اینجانب جو گیر شده و از این پس می توانید در قسمت نظرات اشعار درخواستی خود را در هر موضوعی  درخواست بنمایید تا در اولین فرصت از ذهنم تراوش بنمایم و به یکان یکان شما عزیزان تقدیم کنم.

چند شعر بسیار زیبا

سلام

تصمیم دارم در قالب چند تا پست تعدادی شعر امروزی و  زیبا(اغلب رباعی)  براتون بذارم.در بین این رباعی ها می تونید چند تا از رباعیات و شعر های خود من هم ببینید:

 

 دگر درد دلم درمان ندارد

 مسير عاشقي پايان ندارد      

مرا در چشم خود آواره كردي

نگاهت دور برگردان ندارد      مرتضی قلی زاده بابک

 

 

 

 

چند وقتی است دلت  ، از دل من دور شده

طعم شیرین تو انگار  ،  کمی شور شده

خواب و آرامش من ، تا تو نگاهم کردی

مثل بیداری من ، در شب کنکور شده              علی نادری

 

یشنهاد می کنم به هیچ وجه ادامه ی مطلب رو از دست ندید...

 

ادامه نوشته

تکنولوژی WiMAX چیست ؟

 

 WiMAX يك روش بى سيم فوق العاده سودمند و انقلابى در زمينه دسترسى تمامى كاربران (در هر سطحى) به اينترنت است. اين نام از حروف اول كلمات Worldwide Intero Perability for Microwave Access گرفته شده و همانگونه كه از نام آن پيدا است، راه حلى براى دسترسى به اينترنت از طريق امواج مايكروويو است. طراحان و مهندسان اين روش برآن هستند تا در آينده اى نزديك، دسترسى بى حد و مرز به اينترنت را براى تمامى كاربران تا حد دسترسى به تلفن همراه آسان كنند و همانگونه كه اكنون در اغلب كشورهاى جهان، داشتن و استفاده از يك تلفن قابل حمل، به پديده اى معمولى بدل شده است، دسترسى آسان و نامحدود به مكان به اينترنت، براى همگان حاصل شود.

تصاویر لحظاتی از زندگی اینشتین/ پنج نکته زیبا از اینشتین را بخوانید

تصاویری از لحظات مختلف زندگی آلبرت اینشتین دانشمند مشهور آلمانی به مناسبت صد و سی و یکمین سالگرد تولدش منتشر می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، آلبرت اینشتین دانشمند بزرگ آلمانی امروز 131 ساله شد. دانشمندی که با تحقیقات گسترده در فیزیک و ارائه نظریه نسبیت تحولی بزرگ را در علم فیزیک جهان ایجاد کرده و نام خود را برای همیشه در میان صفحات تاریخ بشر به ثبت رساند.

پیشنهاد می کنم ادامه مطلب رو از دست ندید
ادامه نوشته