تولد استاد شجریان مبارک !

محمد رضا شجریان که اول مهرماه 1319 در مشهد به دنیا آمد، در زادگاه خود به شغل معلمی پرداخت و با آموزشهای پدر قاری برجسته قران شد. به عنوان آواز خوان اولین برنامه رادیوئی او با عنوان "برگ سبز شماره 216" در سال 1345 همراه با سنتور شادروان رضا ورزنده از رادیو پخش شد. در آن برنامه از او با نام "سیاوش بیدگانی" نام می برند، چرا که به خاطر پدرش هنوز نمی خواست با نام خود در رادیو آواز بخواند. از این روهوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) که در آن روزگار معاون مرحوم پیرنیا در برنامه گلها بود این نام مستعار را برای شجریان پیشنهاد کرد. "بیدگان" روستائی است در نزدیک مشهد که آواز او از آنجا تا بدینجا و از آن روز تا به امروز چهار گوشه گیتی را در نوردیده و به گوش جانها نشسته است. هفتاد سالگیش مبارک و عمرش دراز باد!

نظر حمید متبسم ، موسیقی دان و آهنگساز نامدار ایرانی مقیم اروپا در مورد شجریان

"در میان خوانندگان قدیم و جدید ایران نام محمدرضا شجریان استاد بی‌همتای آواز، به‌دلیل بهره‌مندی از دانش شعر و موسیقی، صوت‌ِ خوش با وسعت کم‌نظیر و ذوق سرشار هنری،  می‌درخشد و شیوه و نگرش وی به آواز موجب پیدایش معیار سنجشی شده است که از یک سو کار آوازخوانان نسل نو را دشوار و از سوی دیگر هموار می‌سازد و در نهایت به بالا رفتن سطح عمومی این هنر در ایران می‌انجامد. در آواز شجریان کار از صنعت تلفیق شعر و موسیقی رها گشته و در زیباترین بستر هنری به پیش می‌رود. تسلط وی به مقام‌ها و گوشه‌های کلاسیک آواز ایران و همچنین آشنایی اش با ادبیات فارسی ابزار به‌کارگیری ذوق هنری اوست و اگر چه بسیاری او را به‌عنوان خواننده آواز سنتی می‌شناسند، هر آوازش، بی‌نیاز از هر گونه تردستی و ظاهرآرایی، نو و بدیع است و ضمن حفظ ارتباط با سنت این هنر، راه جدای خویش را می‌رود که آوازهای آلبوم  آستان جان و نوا مرکب خوانی (هردو از ساخته های مشکاتیان) نمونه‌هایی از این دست‌اند."

 

"وی در بسیاری از آثارش ردیف تازه و بسیار متفاوتی از مقام مورد اجرا پدید آورده که می‌توان به آن به چشم آهنگسازی نگریست. در این شیوه: کلام، آمیخته در نغمه‌ها  و نغمه‌ها جزء جدایی ناپذیر کلام‌اند، گویی که هر دو با هم پدید آمده‌اند و مجموعه یک اثر واحدند. نمونه‌های نادر این نوع کار با کلام را در کار تصنیف ‌سازانی چون  عارف قزوینی و برخی آهنگسازان معاصر می‌شنویم که آثارشان جاوید و برای همیشه گوش ‌نواز شنونده موسیقی ایران است. استفاده از رژیستر‌های مختلف صدا، تنوع در اجرای تحریر‌ها و تغییر حالت تحریر‌ها بر اساس خصوصیات سازی که جواب آواز می‌دهد، انتخاب سنجیده سرعت بیان کلمات و جملات موسیقایی مناسب با روح کلی کار وشعر، دینامیک و سکوت‌های به موقع، از خصوصیات بارز هنر اوست. در آواز او هیچ حرکتی جنبه نمایشی ندارد و انتخاب بم و زیرها در خدمت بهبود موسیقی است."

 

"ایده‌های آوازی استاد شجریان قابلیت بسیاری برای آهنگسازی دارد و بی نتیجه نخواهد بود اگر که مسیر را به طریق دیگری برویم و آهنگسازی را بر اساس آوازی از او نیز تجربه کنیم. شیوه وی این هنر را از بند های تخصصی مقام و گوشه رهانیده و آواز را شنیدنی کرده است. و هریک از آواز های او به مثابه یک موضوع یا یک داستان دستمایه کارنوین دیگری ست.ساز کوک آواز محمدرضا شجریان مدیون سال‌ها کار و آموزش بی‌وقفه‌ی اوست و آنچه او کسب کرده بدون شک راه‌گشای بهبود سطح خوانندگی در ایران بوده و خواهد بود. آوازخوانان جوانی که امروز در صحنه موسیقی ایران جلوه می‌کنند، جملگی فرزندان هنری اویند. بی‌شک خوانندگان جوان امروز و فردای ما نیازمند تجربیات و دستاورد‌های آوازی استادند."

گمشده

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست 

با چشمهای روشنِ براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

 این هم نشان ما  : 

یک سو خلیج فارس سوی دگر خزر


(محمد رضا شفیعی کدکنی)

گزارش جهان نیوز از حضور الیاس نادران در دانشگاه شاهد

الیاس نادران، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه "فساد اقتصادی زمانی پیچیده خواهد شد كه به صورت سازمان یافته و متصل به نهادهای حكومت شكل بگیرد"، خاطرنشان کرد "متأسفانه امروز شكل‌گیری این گونه فساد را، در كشور شاهد هستیم."

این نماینده منتقد دولت، طی چند ماه گذشته موارد متعددی از فساد اقتصادی- مالیِ مدیران ارشد دولت و مرتبطین آنها را افشا کرده و مصداق سخنان اسفندماه گذشتۀ رئیس دستگاه قضایی مبنی بر "حضور یک مقام بلندپایه دولت در باندهای فساد مالی" را، محمدرضا رحیمی و مرتبطین و حامیان وی اعلام کرده بود.

 

ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه؟!


این نماینده منتقد دولت در مجلس هشتم، روز شنبه یازدهم اردیبهشت ماه ۸۹، در نشستی با موضوع بررسی مفاسد اقتصادی و تحت عنوان «ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه» كه به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد و در آمفی‌تئاتر دانشكده علوم انسانی آن دانشگاه برگزار شد، مبارزه با مفاسد اقتصادی را یك مبارزه همه جانبه دانست و برگزاری چنین نشست‌هایی را برای مبارزه ناکافی اعلام کرد.

 

به گزارش جهان، وی در آغاز سخنان خود تاکید کرد "فساد اقتصادی زمانی پیچیده خواهد شد كه به صورت سازمان یافته و متصل به نهادهای حكومت شكل بگیرد و متأسفانه امروز شاهد شكل‌گیری این گونه فساد در كشور هستیم یعنی افرادی توانسته‌اند خارج از حكومت با مدیران داخل حكومت شبكه فساد تشكیل دهند. "

 

افراد وامدار رحیمی به من تهمت بی تقوایی زدند


نادران همچنین یادآور شد: زمانی كه بحث رحیمی معاون اول محمود احمدی نژاد مطرح شد، یكی از نمایندگان به بنده گفت كه طرح این مبحث بی‌تقوایی بود. البته بعضی از نمایندگان به بنده گفتند كه چرا پاسخ این نماینده را نمی‌دهید؟ من اعلام كردم كه این نماینده یكی از رابطین رحیمی با نمایندگان مجلس به شمار می‌آید، با این وضعیت بنده به وی چه بگویم؟

بقیه خبر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

دختر ایرانی درمیادین مختلف

دختر ایرانی و تفریح

دختر ایرانی واحترام جامعه

چند تا کاریکاتور دیگه توی ادامه مطلب

ادامه نوشته

بوی عیدی …

بوی عیدی بوی توت بوی کاغذرنگی
بوی تند ماهی‌ دودی وسط سفره‌ء نو
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ
با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ء عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ء لای کتاب
با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی مو در می‌کنم
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور
برق کفش جفت‌شده تو گنجه‌ها
با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی
با اینا زمستونو سر می‌کنم
با اینا خستگی‌مو در می‌کنم
———————
شاعر:شهیار قنبری لندن 1976 ،1355

روح فرهاد مهراد شاد ...

سال نوی همگی مبارک .

http://www.img98.com/images/nfcnh4wmt9m1qjlmdk4m.jpg

يک با يک برابر نيست

معلم پای تخته داد ميزد

صورتش از خشم گلگون بود

و دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود

ولی آخر کلاسي‌ها

لواشک بين خود تقسيم می‌کردند

وآن يکی در گوشه‌ای ديگر «جوانان» را ورق می‌زد.

برای اينکه بيخود های ‌و هو می‌کرد و با آن شور بی‌پايان

تساوي‌های جبری را نشان می‌داد

با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاريک

غمگين بود

تساوی را چنين بنوشت : يک با يک برابر است

از ميان جمع شاگردان يکی‌برخاست

هميشه يک نفر بايد بپاخيزد…

به آرامی سخن سر داد:

تساوی اشتباهی فاحش و محض است

نگاه بچه‌ها ناگه به يک سو خيره گشت و

معلم مات بر جا ماند

و او پرسيد: اگر يک فرد انسان، واحد يک بود

آيا يک با يک برابر بود؟

سکوت مدهشی بود و سوالی سخت

معلم خشمگين فرياد زد آری برابر بود

و او با پوزخندی گفت:

اگر يک فرد انسان واحد يک بود

آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه

قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پايين بود؟

اگر يک فرد انسان واحد يک بود

آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می‌داشت بالا بود

وآن سيه چرده که می‌ناليد پايين بود؟

اگر يک فرد انسان واحد يک بود

اين تساوی زير و رو می‌شد

حال می‌پرسم يک اگر با يک برابر بود

نان و مال مفت‌خواران از کجا آماده می‌گرديد؟

يا چه‌کس ديوار چين‌ها را بنا می‌کرد؟

يک اگر با يک برابر بود

پس که پشتش زير بار فقر خم می‌گشت؟

يا که زير ضربه شلاق له می‌گشت؟

يک اگر با يک برابر بود

پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟

معلم ناله‌آسا گفت:

بچه‌ها در جزوه‌های خويش بنويسيد:

…….يک با يک برابر نيست

                 شادروان خسرو گلسرخی


منبع

بدون تیتر

نوك پرنده را نبند
با بالهايش
آواز خواهد خواند
بال پرنده را نبند
با آوازش خواهد پريد
تا اوج كهكشان
لبان شاعر را . . .

(نصرت رحمانی)

دهان های فیلتر شده

http://www.aftabdl.net/files/1266754881/pp.jpg

مروری بر گفتگوی تاریخی شاه با نیوزویک پس از سی و یک سال

دیکتاتورها اشکال متفاوت دارند: برخی پهلوان پنبه اند، مثل صدام حسین. عده ای شیک و پیک و کراواتیند، مانند انورالسادات. بعضی خودمانی و خاکیند، مثل هوگو چاوز. اکثرا سخنرانان خوبی هستند. تک و توکی از آنها حتی چند زبان هم حرف میزنند، مانند محمدرضا شاه پهلوی. چندتائی هنرمندند مانند آدولف هیتلر که نقاش خوبی بود، چند نفری هم مثل بازیگران هر روز به رنگی در می آیند، مانند معمر قذافی. بسیاری خود را نماینده و نشانه خداوند بر روی زمین می دانند. بیشترشان هم فقط قلدرند، همچون رضا شاه.

اینها اما همه در یک چیز یکسانند و آن اینکه درس تاریخ نخوانده اند یا اگر خوانده اند، چیزی از آن نیاموخته اند و عبرت نگرفته اند تا بدانند در همیشه به روی یک پاشنه نمی چرخد و آنان همواره در قدرت نمی مانند. صدام وقتی اینرا فهمید که در آن بیغوله سراغش آمدند. انورالسادات هنگامی متوجه شد که گلوله افسر مصری سینه اش را شکافت. شاه زمانی به حال خود گریست که از این کشور به آن کشور دنبال جائی برای پناه گرفتن بود. هیتلر مجبور شد قبل از دستگیری خود را از زندگی خلاص کند و رضا شاه در غربت جزیره موریس دق کرد و مرد. دیگران هم ندانسته می مانند تا نوبت فرو افتادنشان کی فرا رسد و ملک الموت در کدام غربت و کدام بیغوله و کدام سیاه چال سراغشان را بگیرد؟

عمال نظامهای دیکتاتور هم چشم و گوششان بسته است: دکتر حداد عادل گوئی عاقبت امیرعباس هویدا را ندیده، سعید مرتضوی نمی داند که بر سرنعمت اله نصیری که زمانی نام او نیزلرزه براندام مخالفان می انداخت، چه آمد. علی لاریجانی سرانجام عبداله ریاضی را فراموش کرده، عزت اله ضرغامی از سرنوشت محمود حعفریان خبر ندارد و خسرو خوبان (روح اله حسینیان) نخوانده که سالار جاف نماینده محبوب دربار در مجلس چه سرانجامی پیدا کرد. شیخ احمد خاتمی شرح حال هم لباسان خود را نشنیده؟

این مقدمه را نوشتم تا بگویم که مصاحبه شاه را با مجله "نیوزویک" بخوانید و بدانید که تاریخ گویی تکرار می شود. این گفت و گو به تاریخ سوم مهر 1357 (25 سپتامبر 1978) یعنی چهار ماه قبل از خروج شاه از ایران با وی انجام شده است. عجبا او که مدعی دانائی و بزرگی بود، در آن تاریخ نمی دانست چه بر سر دودمانش دارد می آید؟ نمی دانست چه زود دیر می شود و مردم تندیسهایش را در میدانهای شهرهای مختلف ایران به زیر می کشند. هنوز به قدرت ارتشش می نازید. شعار "مرگ بر شاه" و "مرگ بر دیکتاتور" را بر آمده از گلوی عده ای خود فروخته بیگانه پرست می دانست و به رهبران جنبش آزادیخواهانه مردم ایران تهمت وابستگی به خارج می زد.

در این گفت و گو، شاه از وزرا و کارگزاران دستگیر شده اش می گوید که محاکمه خواهند شد... پخش تلویزیونی سخنان مخالف در مجلس شورای ملی شاه شروع شده...چند فیلم تو قیف شده را اجازه نمایش داده اند تا "فضای باز سیاسی" را به یاد مردم بیاورند

 

ایران – سرزمین تهدید و رشوه

گزیده ای از گفت و گوی محمدرضاشاه با "پل مارتین" خبرنگار هفته نامه "نیوزویک" – سوم مهر 1357

هفته گذشته محمد رضا شاه پهلوی به امید اینکه خشم صدها هزار نفر گروه مخالف خود را تسکین دهد، اجازه داد که به نحوی بی سابقه مباحثات مجلس آشکارا از طریق تلویزیون پخش شود. مخالفین شاه اما از این برنامه خیلی بیش از خود او استفاده کردند. 9 تن از اعضای مخالف شاه با حرارت زیاد از «جمعه ی سیاه» یاد کردند، روزی که ارتش بیش از صدها نفر از تظاهر کنندگان میدان ژاله تهران را قتل عام کرد. یکی از نمایندگان به نام احمد بنی احمد گفت: «این قتل عام می توانست فقط به فرمان یک دیوانه باشد.» نماینده دیگر یعنی محسن پزشک پور اظهار داشت: «باعث تاسف است که به جای درک نظرات مردم، دولت با شمشیر کشیده با آن ها روبه رو شد.»

محمد رضا شاه پهلوی همچنین در گفت و گوئی با خبرنگار نیوزویک «پل مارتین» شرکت کرد. وقتی که پل مارتین به کاخ تابستانی شاه که منظره تهران کاملا از آن پیداست فرا خوانده شد، شاه ایران را مشوش و و خسته یافت. حتی شاه در یک لحظه از گفتوگو با مصاحب خود سوالی را مطرح کرد و گفت: «من در نظر ندارم از شما جوابی دریافت کنم اما سوالم این است که غرب چه خواهد کرد اگر ایران جهت خویش را عضو کند؟» که مارتین جواب آمادهای برای این سوال نداشت. گزیده ای از این گفت و گو را بخوانید:

(در ادامه مطلب...)

ادامه نوشته