مرثیه ای اندر رثای دو خوابگاه (قسمت اول: خوابگاه شهید آوینی)
سوم یا چهارم مهر ۸۸ بود که برای اولین بار رفتم خوابگاه آوینی. تا اون وقت خوابگاه نرفته بودم. بزرگ بود و پرجمعیت و کلی سر و صدا. رفتم که اتاق بگیرم گفت برو سوئیت ۲۸ اتاق یک( بعدها فهمیدم بهترین سوئیت خوابگاه از چندین نظر همین سوئیته). خوابگاه برام جدید بود و کلی دوست و رفیق پیدا کردم و خوش گذروندم. وقتی که شنیدم خوابگاه آوینی رو از ما گرفتن و قراره بدن به دخترا از چندین لحاظ خوشحال شدم و از چندین لحاظ ناراحت. چند تا از مزایا و معایب خوابگاه آوینی رو براتون میگم تا بیشتر با خوابگاه آوینی آشنا بشین.
اول مزایا:
۱- خواب تا ۸:۰۵ .
تا حالا شده تا ساعت ۸ و ۵ دقیقه بخوابید و بعد قبل از استاد ( یا معلم مدرسه تون) سر کلاس برسید( براتون یه رویا شده! نه؟) . اما برای من و بقیه بچه های آوینی شده. البته نه اینکه فکر کنید ما ساعت رو برای ۸:۰۵ کوک می کردیم ها! نه! ولی وقتی بیدار میشدیم و میدیدیم ۲۰ دقیقه یا بیشتر تا ۸ مونده میگفتیم بخوابیم حالا وقت داریم ،البته این موضوع استثنا هم داشت ( یعنی خیلی وقتها بیشتر از ۸:۰۵ می خوابیدیم یا استاد زودتر از ما میومد و ما دیر میرسیدیم سر کلاس( فکر کنم بیشتر کلاسهای مدار دو و ماشین رو دیر رسیدم)).
البته این نزدیکی به دانشکده فقط به درد بچه های آوینی نمی خورد، یعنی اگه شب های امتحان می اومدید خوابگاه می دیدید که خیلی از بچه ها برای این که حال نداشتن برن خونه و دوباره فردا صبح بلند شن بیان ، می اومدن خوابگاه . خلاصه مزیت بزرگی بود .
۲- صبحانه نهار شام : حاضر است.
شما دوستان تهرانی وقتی میرسین خونه باید صبر کنید تا نهار یا شام حاضر بشه. گاهی هم باید نون یا چیز دیگه ای بخرید. اما تو دانشگاه اینطور نیست چون همیشه سر یه ساعت معین صبحانه و نهار و شام میدن. و شما رو منتظر نمی ذارن.( معایب رو هم بخونید.)
۳- استخر رایگان:
سانس ۱۹:۳۰ تا ۲۱ استخر مال بچه های خوابگاه ( و البته تهرانی هایی که حوصله اومدن به استخر رو داشتن) بود. با اینکه استخر رایگان بود ولی نسبت به استخر های داخل شهر اصلا شلوغ نمی شد. واقعا تفریح خوبی برای بچه های آوینی که دلشون می گرفت بود. من که خیلی حال می کردم چون برای یکی دو ساعت مشکلات درس ها و خوابگاه رو فراموش می کردم.
۴- سال بالایی ؛ طبقه پایینی
البته این جزء مزایای همه یا اکثر خوابگاه هاست که می تونید با سال بالایی های رشته تون آشنا بشید، کمک بگیرید،کتاب یا جزوه قرض کنید، در مورد اساتید با اونا صحبت کنید و خلاصه برای بهتر شدن درس ها از اونا کمک بگیرید. بعضی سال بالایی هایی که کتابهاشون رو به شما قرض میدن که دیگه خیلی اهل حالن( خدا خیرشون بده).
×حالت خیلی خاص: استاد بلوک روبرو.
این مزیت رو دیگه فکر نمی کنم خوابگاه های دیگه (حتی در سطح کشوری ) داشته باشن(بالاخره خوابگاه آوینی باید از یک لحاظ مثبت هم سرآمد کشوری باشه دیگه). استاد محمد علی نژاد بلوک روبروی ما بود . خدا خیرش بده حاضر میشد برای بچه وقت بذاره و کمک کنه (البته خدا وکیلی اصلا در مورد سوال ها امتحانی راهنمایی نمی کرد و میگفت: بخونید دیگه، بخونید) . این مزیت رو فکر نمی کنم خوابگاه های دیگه بتونن داشته باشن. برای دخترا هم فکر نمی کنم تکرار بشه چون درس های سال های بالاتر همگی ( تا اونجایی که من میدونم) توسط اساتید مرد ارائه میشه.
۵- وکیل روانشناس ورزشکار ... چی میخای ، چندتا میخای.
یکی از خوبی های خوابگاه آوینی که خوابگاه های کوچکتر احتمالا ندارن ، بودن با بچه ها رشته ها دیگه س که باعث میشه آدم کلی دوست غیر مهندس پیدا کنه (ممکنه این دوستها بعدا به درد بخورن).
۶- سالن مطالعه نمازخونه سایت و ... .
امکانات سالن مطالعه خوب بود ولی برای جمعیت زیاد خوابگاه کم میاورد به خصوص شبهای امتحان که خوابگاه از جمعیت می ترکید(مثل اتاق خودمون که چهار نفری بود و شده بود که هشت نفری هم توش بخوابیم).
سایت بگیر نگیر داره، وایرلس هم همینطور. وقتی بگیره میشه یه چیزی تو مایه های کره جنوبی، توپ توپ . اما امان از وقتی که نگیره، میشه مثل گویان*(1) ( از خودم مثال زدم ممکنه سرعت اینترنت اونها هم از ما بیشتر باشه ، نمی دونم!) . وضع اونقدر خراب میشه که حتی سایت دانشگاه که اینترانته (نه اینترنت) رو هم نمیاره و البته بستگی به شانس شما داره!
بعد از گفتن چند تا از خوبی های خوابگاه شهید آوینی حالا به بدیهاش می رسیم:
۱- کمترین شعاع تا یافتن موجودی متمدن*(۲): دوهزار الی سه هزار متر!
این مشکل فکر کنم برای دخترا بیشتر خودشو نشون بده چون پسرا برای رفت و آمد کمتر با مشکل ساعت ورود و خروج خوابگاه مواجه می شدند. مثلا اگه ساعت نه شب می دیدید که شام ندارید و می خواستید برید حرم تا یه ساندویچی، فلافلی، چیزی بخورید می تونستید اما فکر نکنم به خانم ها اجازه بدن. حتی اگه اجازه دادن هم توصیه می کنم این کار رو نکنید چون مواردی از زورگیری اطراف دانشاه اتفاق افتاده. این دور بودن از شهر دردسر های زیادی تولید می کنه مثلا استاد نقشه کشی بهتون میگه باید تو کاغذ میلیمتری اشکال رو رسم کنید و شما هم حافظه تون بیست بیست ، شب یادتون می افته ساعت یازده. حتی اگه حوصله رفتن و برگشتن رو هم داشته باشید تا بخاید برید دیگه مغازه ای باز نیست. شما می مونید و اینکه چه بهانه ای برای استاد نفشه کشی جور کنید. یا مثلا میخاید برید نمایشگاه کتاب حدود یک ونیم ساعت طول میکشه تا برید برسید ( اگه مترو یه حالی بهتون نده و کلی الافتون نکنه) وقتی هم که برگردید چون باز یک ونیم ساعت طول میکشه به آخرین سرویس خوابگاه نمیرسید و باید فاصله ایستگاه مترو تا خوابگاه رو پیاده گز کنید. (اگه مایه دار باشید قضیه فرق میکنه)
۲- آبِ خوردن ؛ قطع شده چه کار کنیم!
هی فرت و فرت آب خوردن قطع می شد. فکر نکنید فقط طبقات بالا آب نمی اومد ( که اکثرا نمی اومد) ، بعضی وقت ها کلا قطع می شد طوری که مسئولای خوابگاه برای ساکت نگه داشتن بچه ها ( البته بعد از چندین ساعت تحمل تشنگی و دادن چندین تلفات و بروز خشک سالی و قحطی) مجبور می شدند بین بچه ها آب معدنی پخش کنند( بگذریم از اینکه آب معدنی ها واقعا معلوم نیست آب معدنی باشن!). دخترای خوابگاهی وقتی که چندین ساعت تشنگی کشییدن و دیدن اصلا مسئولای خوابگاه نیستند تا جوابگو باشن یا آب توزیع کنن حال شهدای کربلا و ما رو درک خواهند کرد.
۳- آب لوله کشی هم قطع شده ؛ دست ما نیست!
اگه یه بار بود دو بار بود سه بار بود... حرفی نبود ولی نه دیگه هی فرت و فرت و راه به راه. مگه ما ( به خصوص ما برقی ها با این همه کوئیز و تمرین و دنگ و فنگ و گزارش کار و صد جور گرفتاری دیگه) چه قدر حوصله و اعصاب داریم که قطعی آب لوله کشی رو هم تجمل کنیم.(آدم بعضی موقع ها واقعا جوش میاره دیگه ! ). این مسئله اونقدر حاد بود که یه بار یکی از بچه گلاب به روتون توی یه جایی گیر افتاده بود. من و بقیه بچه های سوئیت پس از تشکیل ستاد اجرایی و انجام هماهنگی های لازم با جمع آوری آب های خوردنی داخل بطری های آب معدنی توانستیم به کمک حادثه دیده بشتابیم و وی را نجات دهیم. البته این مهم به واسطه وجود آفتابه در سوئیت میسر شد.
نکته اخلاقی مهم: سعی کنید هر جور شده سوئیتتون به یه آفتابه پر از آب مجهز باشه ما خواستیم طبق وظیفه انسانی خودمون اطلاع رسانی کرده باشیم( اگه خودتون تا حالا به این مهم پی نبرده باشین!)
۴- برق قطع شده ؛ ما که مسئول اداره برق نیستیم!
آخرین دفعه ای که داخل شهر برقتون قطع شد کی بود؟ یادتون میاد؟ اگه یادتون نمی یاد اشکالی نداره چون وقتی برید خوابگاه آوینی یادتون میاد(نه که حافظه شما قوی تر بشه ، نه ، برق تند تند قطع میشه). البته مثل مشکل آب خوردن و آب شست و شو نیست اما این یکی هم واسه خودش دردسریه. وقتی هم حادتر میشه که شب امتحان باشه(فکر کن تو طول ترم نخوندی گذاشتی واسه شب امتحان ،حالا که تو هستی، کتاب هست ،حوصله هست، گرسنت نیست ،تشنت نیست ،مشکل تخلیه معده نداری، سردت نیست ،گرمت نیست ، حالا برق قطع میشه! (به به شانسو ببین)).
وقتی هم که هوا گرم باشه کولر هم خاموش میشه،آدم دلش میخاد طی یک عملیات استشهادی ( چون امر مقدسیه یه عملیات انتحاری نیست) خوابگاه رو بفرسته هوا تا لا اقل نسل های بعدی راحت بشن.
تازه اگه موقع پخش غذا هم باشه که دیگه نور علی نور میشه.
۵- صبحانه نهار شام (به هزار و یک دلیل) حاضر نیست!
برق رفته، دستگاه ژتون کار نمی کنه. سایت بهم ریخته ،اشتباهی به همه غذا میده ( چه اونایی که دارن چه اونایی که ندارن) میری می بینی با اینکه ژتون داشتی غذا زود تموم شده و دیگه بهت نمی رسه. بعضی وقتها نون هست؛ میوه تموم شده. میوه هست ؛ خورشت تموم شده. کالباس میخای ؛ فقط کنسرو هست. کنسرو میخای ؛ فقط کالباس هست. تخم مرغ تموم شده به جاش پنیر میدن. مرغ کنتاکی تموم شده ، فقط سیب زمینی میدن. قیمه هست ، سیب زمینی نداره. سیب زمینی هست ، قیمه تموم شده. دوغ تموم میشه به جاش ماست میدن. حرف آخرشون هم اینه: ظاهر و باطن همینه میخای بخواه نمی خوای باید بری حرم امام هر چی میخای بخوری!
بگذریم از اینکه ماکرونیش رو خیلی ها نمی گیرن. استامبولی و کنتاکی و بعضی از غذاهای دیگه ش هم اصلا تعریفی نداره. خوب منتظر موندن برای اینکه مادر عزیز غذا رو آماده کنه یه مزایایی هم داره دیگه( همین جا از همه مادرایی که برای بچه ها شون غذا های خوشمزه درست می کنن تا بخورن و گاپول*(۳) بشن صمیمانه تشکر می کنیم.) ( می خندی نخند پولش رو بده! و بقیه مطلب رو بخون)
تازه همین غذای (بییییب) رو هم روزای تعطیل نمیدن اگه فقط جمعه یا یک روز هفته باشه مشکلی نیست اما اگه پنج شنبه و جمعه یا بدتر چهار شنبه و پنج شنبه و جمعه تعطیل باشه دیگه بدبختیه چون نه نون پیدا میشه نه چیز دیگه ای واسه خوردن. حتی تخم مرغ هم برای خوردن تو مغازه خوابگاه پیدا نمی شه و بیسکوئیت و کیک و چیزای دیگه هم تموم میشه. البته یه همچین مواقعی برای من خیلی مشکلی نیست چون می تونیم راحت برم خونمون و مادرم کلی غذای خوشمزه ( از اونایی که آدم رو گاپول میکنه ) درست میکنه. ( حتی آشش هم از بیشتر غذا های دانشگاه خیلی بهتره).(فیس به دل بعضی ها که از مشهد شیراز کرمانشاه و ... اومدن فکر نکنید منظورم عباس حاتمی یا محمد رضا جاوید یا ... هست ها! اگه یه همچین فکری بکنید گردن خودتونه).
شاید مشکل تعطیلی کمتر برای دخترای خوابگاهی پیش بیاد. آخه اونطور که تو جشن خوابگاه ها دیدیم اونها حوصله اش رو دارن برای خودشون غذا درست کنن اما پسرای (بییییییب) حوصله ندارن حتی چایی درست کنن و هی بهم دیگه میگن پا شو چایی دم کن بخوریم!
۶- ریزگرد ها بدبختی جدید!
به غیر از گرد و غباری که از طرف عراق میاد به خاطره نمایشگاه بین الملی که پشت دانشگاه دارن می سازن و فعلا دارن گود برداری می کنن با کوچکترین نسیمی چنان گرد و غباری به پا می شه که آدم نفسش میگیره این مشکل رو هم دخترای خوابگاهی تجربه خواهند کرد. این گرد و غبار سال ۸۸ نبود اما از وقتی که شروع به گود برداری کردن این مشکل هم به بقیه مشکلات آوینی اضافه شد.
خلاصه اونقدر تو خوابگاه آوینی سختی کشیدیم که وقتی رفتیم خونه می تونیم بگیم ما از سربازی اومدیم.
*(۱):کشوری در آمریکای جنوبی در همسایگی برزیل و ونزوئلا.
*(۲): در این تقسیم بندی شما مجاز هستید حیواناتی مثل گاو و گوسفند رو هم موجودات متمدن فرض کنید.
*(۳):یعنی چاق و خپل.

خـزید تا عـلامت سـوآل ، روی دست و بعـد
1








