آز فیزیک
در پی قرار دادن چند شعر زیبا و به مجرد آن قرار دادن دو رباعی از خودم یکی از دوستان تقاضا کردند که اگر ممکن است یک شعر هم در باره آز فیزیک مرحمت کنید که از دست این درس یک واحدی و استاد گرام به ستوه آمده ایم!
ما هم دلمان بنا کرد به جیلیز و ویلیز سوختن و این شعر را فی البداهه سرودیم:
من به یک مرگ ِ شیک خواهم مرد
زیر خودکار ِ بیک ، خواهم مرد
می نویسم گزارش کار و آخر ِ ترم
سرِ ِ آز فیزیک خواهم مرد!
پ.ن: از آنجایی که واژه ی " آز " به معنای طمع و نیاز هم هست شاعر در کلمه ی آز یک ایهام لطیف بکار برده و می توان چنین برداشت کرد که بعضی از دانشجویان از شدت علاقه به این درس جان می دهند!
پ.ن۲ : از آنجاییکه از پست قبل و این پست که به درخواست یکی از دوستان بود استقبال خوبی بعمل آمده اینجانب جو گیر شده و از این پس می توانید در قسمت نظرات اشعار درخواستی خود را در هر موضوعی درخواست بنمایید تا در اولین فرصت از ذهنم تراوش بنمایم و به یکان یکان شما عزیزان تقدیم کنم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 14:7 توسط علی نادری
|