چکیده:
1)امروز از بعد از سحر تا ساعت 12 اتوبوس سواری و متروسواری و پیاده
روی بی نتیجه کردم و خسته و مونده و گشنه و تشنه شدم چون رئیس و معاون و کارمند
مسئولین آموزش دانشکده فنی رفته بودن صفاcity(در صورتی که طبق زمان بندی انتخاب واحد
از 8تا 12 باید سرکارشون می بودن).و چون جناب آقای استاد دکتر اردوخانی هنوز
نمره ها رو تایید نکردن که ثبت بشه توی سیستم ناد(و من محتاج این ثبت).
2) چقدر تبعیض بین کارگر و کارمند توی این مملکت زیاده؛ کارگی که 8 ساعت کار
مفید بدنی می کنه کاهش ساعت کار و تعطیلی عشقی (بین التعطیلین، آلودگی هوا، ترافیک،
سرما و گرما ، کاهش مصرف برق، یخ بندان ، بارش شهاب های آسمانی و ...)
نداره اما کارمندی که پشت میز جلوی کولر(اونم از نوع گازیش )می شینه و شاید 5،4
ساعت کار مفید هم نداشته باشه همه جوره حال می کنه (صد البته نسبت به کارگر) و
کلی هم برای ارباب رجوع «قر»و «فر»و ناز و عشوه میاد.
3)فردا روز قدسه و خوبه همه توی این مراسم شرکت کتیم.
آخرین باری که کارم به مسئولین آموزش دانشگاه افتاد با خودم گفتم که به جای فحش و
نفرین و گلایه و زاری از بلایایی که سرمون می یارن دعا کنم به جون زنده های مسئولین و
دعای خیر و فاتحه و یاسین(یس) بخونم برای امواتشون شاید هم کارم زودتر درست شده
و هم اعصابم کمتر خورد بشه.اما هرچی از عمر دانشجوییم می گذره بیشتر به این نتیجه
گیریم شک می کنم.
انتخاب واحد شروع شده و هنوز نمره معادلات جناب استاد دکتر اردوخانی (دامت
افاضاته)توی سیستم ناد ثبت نشده منم شدیداً محتاج این ثبت نمره ام.
صبح کله سحر ، سحری خورده، نخورده هلک و هلک پاشدم اومدم دانشگاه ، می بینم مگس
توی این دارالاموات پر نمی زنه. جز8،7 نفر دانشجوی مادر مرده (که منتظر تشریف
فرمایی حضرات اساتید مسئولینند)که روی صندلی های آبی زمین فوتبال ربات ها نشسته
اند و کارگرانی که کلنگ می زنن و چند تا یاکریم و گنجشک و مورچه تا فرسنگ ها نه چیزی
دیده می شه نه صدایی شنیده می شه .
(البته ناگفته نماند :صدای دستگاه «فرز»ی که توی ساختمونهای جدید که می خوان
بسازن هم میاد و با اون کلنگه آهنگ جالبی دارن)
خدا رحمت کند کارگر را روزی که زاده شد، و روزی که می میرد و روزی که زنده
برانگیخته می شود.هر روز چه رمضان چه رجب چه شعبان از 8 صبح کار می کنن تا
5 و 6 غروب حتی پنج شنبه ها، حتی بین التعطیلین بدون کولر گازی ، بدون میز و صندلی
بدون ضیافت افطاری [فکر کنم 6/3 بود با سرویس ایاب و ذهاب توی board ته
راهرو طبقه دوم زده بودن].
درضمن طبقه سوم یه مهندس برق رو هم دیدم که یه چهارپایه فلزی(از اون قدو بالا
بلنداش)رو داشت این ور اون می کشید. گفت دانشجوی ارشدم پروژم اینه که سیستم
روشنایی و حفاظت روشنایی اینجارو ردیف کنم. قبلاًها فقط طراحیش با مابود ولی الان
خرحمالی و پیاده سازیش هم با ماست.
ساعت 9 و ربع یک حراستی اومد(باز خداپدرش رو بیامرزه لااقل چشممون به جمال
یکیشون روشن شد.)
تا ساعت 10 به تفکر تو خلقت مورچه و پشه و یاکریم و دم جنبانک و گنجشک و خروس یک
دست سفید با تاج قرمز (خداییش خوش هیکل و تمیز بود!) فرو رفته بودم و به نوای
فرز و کلنگ کارگرا گوش جان سپرده بود، جونم که دیگه داشت بالا می یومد رفتم آموزش
کل (ساختمان مرکزی).یک مامور حراست شاخ شمشاد (الهی باغش آباد!)وایساده
بود جلودر گفت امرتون؟ عرض کردم براش. دستم رو گرفت برد گذاشت تو دست جناب
صادقی رئیس دفتر جناب دکتر بهراد و خانم هدایتی.اون بنده خدا هم داشت دفتر دستکش رو
تر تمیز می کرد.گفتم بقیه کجان؟ گفت:پنج شنبه ها ساختمان مرکزی کلهم تعطیله.گفتم
عجب!!!
منم که عهد کردم فحش و لیچار و «شر»و «ور» و دری وری به زبون نیارم چند تا
فاتحه و قل هوالله و اناانزلنا خوندم و ثوابش رو نثار روح امام راحل و ارواح طیبه شهدا و
اموات و ذوی الحقوق کردم.
* ای کاش کارمندها هم حضور به موقع در محل کار رو یاد می گرفتن و از نعمت وقت
شناسی بی بهره نبودن.
* ای کاش دکتر اردوخانی به این فکر می کرد که با ندادن نمرات (تاییدنکردن برای ثبت
تو ناد) ممکنه حداقل یک نفر تو زحمت بیفته.
* ای کاش آموزش دانشگاه به این فکر می کرد که ممکنه حداقل 10دانشجو برای کار
آموزشی (انتخاب واحد برای سال بالایی ها)بیان دانشگاه.
* ای کاش هرکس وظیفه اش رو درست انجام می داد.
ای پسر جان من این قصه بخوان**تو نشو درد کش خبط
زمانفردا روز قدسه و خوبه همه توی این مراسم شرکت کتیم. چند روز پیش اخبار تظاهرات
مردم (شاید احتمالاً حتماً مردم آنگلوساکسون انگلیسی لامذهب بی پدرمادرحروم زاده{البته
به قول بعضی})رو جلوی دفتر BBC نشون میداد که به بایکوت خبری غزه اعتراض می
کردن.کاملاً خودجوش بدون حمایت دولت ازقبیل اتوبوس و پذیرایی پلاکارد و پرچم و
...به خاطر وجدان بیدارشون.اما توی ایران برای اینکه مردم همیشه در صحنه رو
برای روز قدس به خیابون بیارند از یک هفته قبل توی تلویزیون برنامه می چینند.شایدهم
برای اینکه بعضیا علیه قدس شعار ندن!!
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 14:2 توسط کاووسی
|