نظريه ي بي نهايت بودن ذرات از زبان شيخ محمود شبستري

آيا هويت هر يک از ذرات نهايي (يا کوانتوم ها) همان است که اگر در آزمايش گاه ها نمودار شوند ديده مي شوند؟

به عبارتي ديگر ، آيا مرزي که يک ذره را از همه ي اشيا مشخص مي سازد ، مرزي حقيقي است يا قرار دادي؟

همانگونه که عده اي از صاحب نظران مانند وايتهد و دکتر محمود حسابي دوست دانشمندان ارجمندمان که به تازگي چهره در نقاب خاک کشيده گفته اند : هر مرزي که درباره ي هر يک از ذرات عالم طبيعت تعيين مي کنيم چيزي جز تعيين و تعين قرار دادي نيست

وقتي که مرحوم آقاي دکتر محمود حسابي اين نظريه ي خود را در جلسه اي علمي که در منزلشان در شميران تشکيل مي شد بيان نمودند چند بيت از شيخ محمود شبستري به يادم آمد که وقتي آنها را مطرح کردم با تعجب فوق العاده آن ها راپذيرفت و با عجله ي خيلي زياد دنبال قلم رفت تا يادداشت کند

(او دفتر يادداشت را دائماًَ با خود داشت) ابيات چنين است:

به هر جزوي زکل کان نيست گردد

کل اندردم ز امکان نيست گردد

جهان کل است و در هر طرفه العين

عدم گردد و لايبقي زمانين

دگرباره شود پيدا جهاني

به هر لحظه زمين و  آسماني

جهان چون خط و خال و چشم و ابروست

که هر چيزي به جاي خويش نيکوست

اگر يک ذره را برگيري از جاي

خلل يابد همه عالم سرا پاي 

جملات وايتهد در اين مورد به قرار ذيل است:"فيزيک جديد نظريه ي موقعيت ساده و بسيط را کنار گذاشته است، هريک از اجسام مادي که ما آنها را ستارگان و سيارات ، نمودهاي مادي ، مولکولها، الکترونها ، پروتونها و کوانتوم هاي انرژي مي ناميم، بايد همچون تعيني از شرايط درون جاي - گاه (فضا-زمان) تصور شود که در سراسر آن (جاي - گاه) گسترده است / منطقه اي کانوني وجود دارد که در زبان متداول همان جايي است که شيي در آن قرار دارد، اما شعاع تاثير آن با سرعتي معين تا دورترين زواياي "جاي- گاه" جريان دارد لذا اگر کوشش کنيم که لحظه اي کامل از وجود شي مورد بحث را به تصور در آوريم ، ديگر نمي توانيم خود را به يک جز از مکان و يا يک لحظه از زمان محدود کنيم/ شي مادي عبارت از هماهنگي خاص بين مکان ها و زمان ها و شرايط موجود در آن مکان ها و زمان هاي معين است /

فلسفه علم ، علامه محمد تقي جعفري صفحه ۲۴و۲۵و۲۶

اینجا دانشکده ی علوم پایه

اینجا دانشکده علوم پایه


قصه از کلاس تاریخ اسلام شروع شدوقتی استاد درس گفت مطهری بیشتر از هر چیز یک فیلسوف بود

تا فقیه و متکلم و ... .حرف استاد پرتویی بود که باعث جوونه زدن بذر علاقه ای شد که مدت ها

قبل توی دلم کاشته شده بود. همین، جرقه ای بود برای یک تغییر برای یک انتخاب .
ادامه نوشته

ماجرای مک فارلین

ماجرای مک فارلین
و ما چه می دانیم که ماجرای مک فارلین ، ایران - کنترا چیست؟
مردم در خیابان آزادی مرگ بر اسرائیل و امریکا و استکبار جهانی میدهند.
هیئت آمریکایی برای معامله 2میلیارد دلار اسلحه اسرائیلی به ایران می آید.
سود معامله(10تا 30 میلیون دلار) به جیب شورشیان نیکاراگوئه (به رهبری دنیل اورتگا رئیس جمهور کنونی)می رود.
سید مهدی هاشمی (برادرزاده ی حسین علی منتظری)ماجرا را فاش می کند.
بعد از چند وقت دستگیر می شود در تلویزیون اعتراف می کند. مهدی به جرم قتلی که در زمان شاه کرده بود (دادگاه در زمان شاه برگزار شد و بعد از انقلاب قبل از افشای مک فارلین در سپاه سمت مسئولیت نهضت های آزادی بخش را عهده دار شد)اعدام می شود.

هاشمی رفسنجانی در سالگرد 13 آبان به تشریح سفر مک فارلین می پردازد.
میرحسین موسوی گله می کند که «چرا به من نگفتید؟!!»
این ماجرا بحرانی(رسوایی) برای آمریکا و اسرائیل و ایران رقم می زند.

مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل!

من فقط ویکی پدیا رو دیدم کسی بیشتر می دونه بگه.

ویکی انگلیسی

فارس1

فارس2

فارس3

فارس4



 

ای پسر جان من این قصه بخوان**تو نشو درد کش خبط زمان


چکیده:
1)امروز از بعد از سحر تا ساعت 12 اتوبوس سواری و متروسواری و پیاده

روی بی نتیجه کردم و خسته و مونده و گشنه و تشنه شدم چون رئیس و معاون و کارمند

مسئولین آموزش دانشکده فنی رفته بودن صفاcity(در صورتی که طبق زمان بندی انتخاب واحد

از 8تا 12 باید سرکارشون می بودن).و چون جناب آقای استاد دکتر اردوخانی هنوز

نمره ها رو تایید نکردن که ثبت بشه توی سیستم ناد(و من محتاج این ثبت).

2) چقدر تبعیض بین کارگر و کارمند توی این مملکت زیاده؛ کارگی که 8 ساعت کار 

مفید بدنی می کنه کاهش ساعت کار و تعطیلی عشقی (بین التعطیلین، آلودگی هوا، ترافیک، 

سرما و گرما ، کاهش مصرف برق، یخ بندان ، بارش شهاب های آسمانی و ...)

نداره اما کارمندی که پشت میز جلوی کولر(اونم از نوع گازیش )می شینه و شاید 5،4

ساعت کار مفید هم نداشته باشه همه جوره حال می کنه (صد البته نسبت به کارگر) و

کلی هم برای ارباب رجوع «قر»و «فر»و ناز و عشوه میاد.

3)فردا روز قدسه و خوبه همه توی این مراسم شرکت کتیم.


آخرین باری که کارم به مسئولین آموزش دانشگاه افتاد با خودم گفتم که به جای فحش و 

نفرین و گلایه و زاری از بلایایی که سرمون می یارن دعا کنم به جون زنده های مسئولین و 

دعای خیر و فاتحه و یاسین(یس) بخونم برای امواتشون شاید هم کارم زودتر درست شده

و هم اعصابم کمتر خورد بشه.اما هرچی از عمر دانشجوییم می گذره بیشتر به این نتیجه

گیریم شک می کنم. 

انتخاب واحد شروع شده و هنوز نمره معادلات جناب استاد دکتر اردوخانی (دامت

افاضاته)توی سیستم ناد ثبت نشده منم شدیداً محتاج این ثبت نمره ام.

صبح کله سحر ، سحری خورده، نخورده هلک و هلک پاشدم اومدم دانشگاه ، می بینم مگس 

توی این دارالاموات پر نمی زنه. جز8،7 نفر دانشجوی مادر مرده (که منتظر تشریف 

فرمایی حضرات اساتید مسئولینند)که روی صندلی های آبی زمین فوتبال ربات ها نشسته

اند و کارگرانی که کلنگ می زنن و چند تا یاکریم و گنجشک و مورچه تا فرسنگ ها نه چیزی

دیده می شه نه صدایی شنیده می شه .

(البته ناگفته نماند :صدای دستگاه «فرز»ی که توی ساختمونهای جدید که می خوان 

بسازن هم میاد و با اون کلنگه آهنگ جالبی دارن)

خدا رحمت کند کارگر را روزی که زاده شد، و روزی که می میرد و روزی که زنده 

برانگیخته می شود.هر روز چه رمضان چه رجب چه شعبان از 8 صبح کار می کنن تا 

5 و 6 غروب حتی پنج شنبه ها، حتی بین التعطیلین بدون کولر گازی ، بدون میز و صندلی

بدون ضیافت افطاری [فکر کنم 6/3 بود با سرویس ایاب و ذهاب توی board ته

راهرو طبقه دوم زده بودن].

درضمن طبقه سوم یه مهندس برق رو هم دیدم که یه چهارپایه فلزی(از اون قدو بالا

بلنداش)رو داشت این ور اون می کشید. گفت دانشجوی ارشدم پروژم اینه که سیستم

روشنایی و حفاظت روشنایی اینجارو ردیف کنم. قبلاًها فقط طراحیش با مابود ولی الان

خرحمالی و پیاده سازیش هم با ماست.

ساعت 9 و ربع یک حراستی اومد(باز خداپدرش رو بیامرزه لااقل چشممون به جمال 

یکیشون روشن شد.)

تا ساعت 10 به تفکر تو خلقت مورچه و پشه و یاکریم و دم جنبانک و گنجشک و خروس یک 

دست سفید با تاج قرمز (خداییش خوش هیکل و تمیز بود!) فرو رفته بودم و به نوای 

فرز و کلنگ کارگرا گوش جان سپرده بود، جونم که دیگه داشت بالا می یومد رفتم آموزش

کل (ساختمان مرکزی).یک مامور حراست شاخ شمشاد (الهی باغش آباد!)وایساده

بود جلودر گفت امرتون؟ عرض کردم براش. دستم رو گرفت برد گذاشت تو دست جناب

صادقی رئیس دفتر جناب دکتر بهراد و خانم هدایتی.اون بنده خدا هم داشت دفتر دستکش رو

تر تمیز می کرد.گفتم بقیه کجان؟ گفت:پنج شنبه ها ساختمان مرکزی کلهم تعطیله.گفتم

عجب!!!

منم که عهد کردم فحش و لیچار و «شر»و «ور» و دری وری به زبون نیارم چند تا 


فاتحه و قل هوالله و اناانزلنا خوندم و ثوابش رو نثار روح امام راحل و ارواح طیبه شهدا و

اموات و ذوی الحقوق کردم.

* ای کاش کارمندها هم حضور به موقع در محل کار رو یاد می گرفتن و از نعمت وقت

شناسی بی بهره نبودن.


* ای کاش دکتر اردوخانی به این فکر می کرد که با ندادن نمرات (تاییدنکردن برای ثبت 

تو ناد) ممکنه حداقل یک نفر تو زحمت بیفته.

* ای کاش آموزش دانشگاه به این فکر می کرد که ممکنه حداقل 10دانشجو برای کار 

آموزشی (انتخاب واحد برای سال بالایی ها)بیان دانشگاه.

* ای کاش هرکس وظیفه اش رو درست انجام می داد.

ای پسر جان من این قصه بخوان**تو نشو درد کش خبط زمان

فردا روز قدسه و خوبه همه توی این مراسم شرکت کتیم. چند روز پیش اخبار تظاهرات

مردم (شاید احتمالاً حتماً مردم آنگلوساکسون انگلیسی لامذهب بی پدرمادرحروم زاده{البته

به قول بعضی})رو جلوی دفتر BBC نشون میداد که به بایکوت خبری غزه اعتراض می

کردن.کاملاً خودجوش بدون حمایت دولت ازقبیل اتوبوس و پذیرایی پلاکارد و پرچم و

...به خاطر وجدان بیدارشون.اما توی ایران برای اینکه مردم همیشه در صحنه رو

برای روز قدس به خیابون بیارند از یک هفته قبل توی تلویزیون برنامه می چینند.شایدهم

برای اینکه بعضیا علیه قدس شعار ندن!!





کشف ریاضی -قرآنی مهندس بازرگان

بعد از تصمیم شاه برای «انقلاب سفید»، «نهظت آزادی» در بیانیه ای مخالفت خود را اعلام می کند. رژیم با دستاویز قرار دادن این اعلامیه آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان، و دکتر سحابی را بازداشت می کند.
و آیت الله طالقانی  و مهندس بازرگان را به 10 سال و دکتر سحابی را به 6سال حبس محکوم می کند.

در زندان آیت الله طالقانی تفسیر قرآن می گوید.
بعد از تبعید بازرگان و چند تن از دوستانشان از زندان قصر به زندان برازجان دوستانی که از درس تفسیر آیت الله طالقانی محروم شدند از بازرگان می خواهند تفسیر بگوید. بازرگان سوره عنکبوت را انتخاب می کند. کوتاهی و بلندی آیات توجه بازرگان را به خود جلب می کند با دقت در تقدم و تاخر نزول نکته ای را کشف می کند: «د آیاتی که در ابتدا نازل شده‌است از کلمات و آیات کوچکتری تشکیل شده‌است و این سیر همین طور به صورت خطی افزایش می‌یابد و آیاتی که در سال‌های آخر نازل شده‌است دارای کلمات بزرگتر و آیات بزرگتری است.و نیز در هر سال ، که قرآن نازل شده‌است، دقیقا با اختلاف چند آیه، تعداد آیات مساوی بر پیامبر اسلام نازل شده‌است.»
 
بعد از انقلاب کتاب ویرایش شد و نمودار ها و محاسبات با کامپیوتر انجام ترسیم و محاسبه شد که «اجراي اين پروژه از سال 1376 آغاز و تا سال 1382 در مهندسين مشاور گذرراه
به‌طول انجاميد و در اين مدت بيش از ده هزار نفر ـ ساعت‌كار براي انجام آن صرف گرديد.»
دکتر شریعتی در این زمینه می گوید«من کشف ایشان را درباره قرآن درست، بی‌مبالغه، شبیه کار گالیله در باره منظومه شمسی و نیوتن در باره جاذبه و پاستور در باره بیماری... می‌دانم. آنها کلید علمی وحی طبیعی را به دست آورده‌اند و ایشان کلید علمی وحی الهی را.»
منبع: معرفی کتاب از سایت بازرگان

نامه ی دکتر شریعتی و تالیفات مهندس بازرگان در زندان در ادامه ی مطلب آمده است.

بعداً پی نوشت: طبق قانون وبلاگ از تایید نظرات با بدون اسم حقیقی معذورم.

ادامه نوشته

نمونه سوال فیزیک

نمونه سوال های استاد صبا در این آدرس

حل چند سوال

30 سال از عمر حکومت اسلامی گذشته و . . .

 امروز ظهر(بعد از امتحان ریاضی) یه بعد پی نوشت گذاشتم: لینک مستقیم از بی بی سی نامه های یک کارگردان سینمای محصور در زندان اوین به یکی از شخصیت ها که درباره ی 30 سال حکموت جمهوری اسلامی گفته بود. شب یکی از بچه زنگ زد خیلی شدید به مدت مدید خواست که برش دارم. هرچند که منظورش رو از حرفهاش نفهمیدم.

هرچند که مکرراً گفتم قصد مجادله ندارم اما کسی گوش نکرد.

همکلاسی محترم: به علت تشویش اذهان عمومی دسترسی به این مطالب  امکانپذیر نمی باشد. 

امروز (24خرداد)کمی بیشتر فکر کردم، این قدر فضای جامعه ی ما مشوش هست که این پست من چندان در مشوش کردن ذهن دانشجوی آگاه ما تاثیری ندارد .



توی دینی دبیرستان درباره ی لیبرالیسم گفته بود فقط نیاز های مادی مردم رو برطرف می کنه و به معنویات توجه
نداره اما نظام حکومتی اسلامی علاوه بر نیاز های مادی رشد معنوی مردم رو هم در نظر میگیره و هدفش بالابردن سطح مادی و معنوی مردمه.

30 سال از انقلاب اسلامی میگذره اما:
- هنوز تو کشور فقیر داریم.1
- تولید کننده ها مایوسند (امان از جنس چینی)
- دروغ و نیرنگ و فریب چه توی سیاست مداران حکومت اسلامی چه توی مردم بیداد می کنه.
- مردم آرامش روحی ندارن.
- قم شهر خون و قیام رتبه اول رو توی مشکلات اجتماعی داره.
- نهایت همدردی مردم با فقرا کمک چند صد تومنی به متکدی سرچهارراه هاست نه به خاطر فقر اون فقط به خاطر اینکه خودش رو از بلا و مصیبت نجات بده.

- دولت ایران با فلسطین است و مردم ایران علیه فلسطین کاملاً برعکس غرب که مردمش با فلسطین هستند و دولت ها علیه فلسطین. توی غرب مرد و زن سفید و سیاه دین دار و بی خدا تظاهرات می کنند به خاطر رنج دیدن ملتی بی گناه توی ایران تظاهرات می کنند به خاطر درخواست مرجع تقلید .


مردم ایران علیه مردم ایران و مردم فلسطین. یادش بخیر یه زمانی سعدی می گفت بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار. توی زندگی روزمره اگر کسی رو ببینم که قسمتی از وجودش، وقتش، پولش رو برای برطرف کردن مشکلی از کسی صرف می کنه تعجب می کنم. اگر یکی به کسی که فامیلش نیست لطفی کنه و خودش رو به زحمت بندازه تعجب می کنم. توی نظام لائیک بی دین بی خدای غربی غرق در فساد و استکبار یک عده نامسلمون، زندگی و وقت و هستی خودشون رو صرف این می کنند که با هرجنگ و خونریزی مبارزه کنند جنگی که به اونها ربطی نداره هم خون و فامیل و دوستش توی اون جنگ کشته نمی شه، زجر نمی کشه. طرف با نوزاد خودش سوار کشتی میشه که سرنوشتش معلوم نیست ، فقط برای اینکه عده ای که حتی دین و عقایدشون هم با اون متفاوته رو از درد فقر و اسارت نجات بده. بی خدا و مسیحی و یهودی تظاهرات می کنن بدون اینکه کسی ازشون چیزی بخواد و از کسی چیزی بخوان.
اما توی ایران : اگر کاری برای کسی سود و منفعتی نداشته باشه عمرن برای کمک دستی بالا بزنه(اکثریت اینجورند نه همه). درمورد فلسطین هم شاید توی کوچه و بازار شنیده باشی «چرا اخبار و تلویزیون چسبیدن به این فلسطین و ول نمی کنن». فردای خبر کشته شدن صلح طلبا دنیا ترکید، اما تو ایران فقط دانشجوها یه کارایی کردن. بعد هم آیت الله مکارم درخواست می کنن که تظاهرات کنید.

- توی جست و جو های اینترنتی سکس رتبه اول رو توی مطالب جست و جو شده داره. البته به مدد فیلترینگ رتبش افت داشته.

-مینا، فروشنده یک عطرفروشی در تهران می‌گوید: «زنان و دختران ایرانی به دلیل حجاب توجه خاصی به چهره خودمی کنند. دخترانی هستند که بیش از یک ساعت جلوی آینه آرایش می کنند. اگر در اروپا مردم ترجیح می دهند طبیعی باشند، در ایران جوانان ترجیح می دهند آرایش کنند.»2

همین طور بعد از 30 سال:
بیانیه جمعی از دانشجویان مذهبی دانشگاه تهران در اعتراض به سخت گیریهای اخیر را در ادامه مطلب بخوانید.

- از اصول دین تنها چیزی که از نظام مقدس جمهوری اسلامی یاد گرفتیم فقط شعریه که توی قبل از دبستان یادمون دادن « اصول دین بود پنج/ دانستنش بودگنج(!!!)/ توحید باشد یکم/ نبوت است دوم/معاد سومین است/این سه اصول دین است./ دو اصل دیگر آن به نزد ما شیعان: عدل و امامت بود/ اصول مذهب بود. »

- جوان هامون درفکر سکس، میانسالهامون در فکر پول و پیرانمون در فکر مرگ هستند.

پ1: آیت الله بهشتی اوایل انقلاب توی صحن مجلس فریاد می زد: آقایون الان چند ماه از انقلاب گذشته ما هنوز توکشور فقیر داریم.

پ2:منبع

پ3:اصلاً از جر و بحثها و مجادله های سیاسی خوشم نمیاد اما چون تو مطلب اهانت به آقای خمینی بچه ها زیاد بحث کردن نامه ی دبیر ستاد بزرگداشت رو تو ادامه مطلب بخونید.

پ ن4: سیستم هوشمند نوبت دهی بانک صادرات 2 نوع مشتری می شناسد مشتری عام و مشتری خاص اگر مشتری کارگری بادست های پینه بسته و درد فقر کشیده باشد دکمه ی نوبت دهی را می زند و نوبت 220 می گیرد اما اگر مشتری سرمایه دار مرفه بیدردی باشد کارتش را می کشد و معجزه می شود تا بوی قدم های متکبرانه مشتری به گوش دستگاه می رسد دستگاه هنگ می کند و نوبت 63 می دهد و بلافاصله به باجه می رود و بعد از 5 دقیقه از بانک خارج می شود اگر بر نمایشگر باجه ها تا همین یک دقیقه پیش شماره های 217و218 و ... بود و ناگهان به شماره های 60 و 61 تغییر کرد نهراسید، نه ، آمریکا حمله نکرده، منافقین و معاندین نظام آتش فتنه را بر نیفروخته اند نه خیر، فقط چند از ما بهتران، چند مرفه بی درد، چند سرمایه دار با موجودی حساب های نجومی به بانک آمده اند. اگر 40 نفر 2 ساعت در صف منتظرند مهم نیست این پاپتیهای یک لا قبا چه اهمیتی می توانند داشت وقتی مشری های خاص وارد بانک می شوند.


امروز صبح رفتم بانک صادرات دکمه نوبت دهی رو که زدم نوبت 218 رو بهم داد. یه نگاه به نمایشگرها کردم دیدم
شماره های 190 و 191 و ... رو نشون می ده. یه آه کشیدم رفتم رو صندلی نشستم . حواسم به شماره های نمایشگرهابود دیدم اول یکیشون شد 60 بعد یکی دیگه 61 و همین طور تا اینکه کل باجه ها شماره های 60 به بعد شدن. ناگهانصدایی شنیدم «همیشه یک نفر باید برخیزد…» یه مرد با شخصیت، جوانمرد و خسته از ستم های آدمهای روزگار سر کارمند بانک داد زد (خیلی محترمانه دادی که می زد برای دادخواهی بود) که خانوم ما شماره های 230 تو دستمونه جریان این شماره های 60 چیه؟ خانومه گفت اینها مشتری های خاصند یارو رفت پیش مدیر بانک، مدیر هم بهش گفت دستور از منطقه است ناراحتی برو شکایت کن.

بعد پی نوشت : همچنین بعد از ۳۰ سال نامه های محمد نوری زاد به رهبر درباره ۳۰ سال جمهوری اسلامی

یکی از دوستان نصیحت کرد که این رو توی وبلاگ نذار فیلتر می کنن برای همین فقط لینک نامه ها رو گذاشتم از سایت بی بی سی. در ضمن گفت که ممکن بعضی ها با یک سری حرفها خیلی کارها بکنند. که من منظورش رو نفهمیدم. گویا نوری زاد فیلمسازی است که به جرم نوشتن چند نامه به مقام معظم رهبر در اوین به سر می برد

نوری زاد در ویکی پدیا

نامه تند آیت الله قائم مقامی به نوری زاد

واکنش کوچک زاده به نامه نوری زاد

اسرائیل ننگت باد!

نیروهای نظامی اسرائیل کاروان کشتی‌هائی که در ترکیه سازمان دهی و به سوی نوار غزه در حرکت بود را مورد یورش قرار دادند و طی این درگیری‌ها که نیمه‌های شب گذتشه صورت گرفت، حداقل 20 نفر از سرنشینان این کشتی‌ها کشته و تعداد زیادی نیز زخمی شدند.  این کشتی‌ها حامل کمکهای بشردوستانه و بیش از 800 نفر صلح طلب بود.

 -زمانی که در بوسنی قتل عام می شد با خودم فکر می کردم جمهور اسلامی به چه درد می خوره وقتی خیابون های فلسطین رو هر روز می بینم که بلدوذر ها حرکت می کنند تیغ هاشون رو می ذارن پایه های خونه ها رو ویران می کنند در مقابل دوربین های رسانه های جهانی ، قطر محکوم می کنه ، بحرین محکوم می کنه، کویت محکوم می کنه، بیرون از جهان اسلام :ژاپن ، ایتالیا، سوئد ، برزیل هم محکوم می کنند جمهوری اسلامی هم محکوم می کنه با خودم فکر می کنم این جمهور اسلامی ایران به چه درد می خوره؟ فرق بین جمهور اسلامی ایران، 70 میلیون انسان با 2 ارتش قوی با ساختار مقتدر از نظر سیاسی به نسبت قطر، کویت، بورکینا فاسو که محکوم می کنند به چه درد می خوره جمهوری اسلامی ایران؟مسئولین کشور ما فقط محکوم می کنند. اینجا فرق بین رئیس جمهور ایران با قزافی چیست؟ فرق بین رهبران ایران با رهبران سایر کشور ها چیست؟

<گزیده ای صحبت ها دکتر عباسی علیه خاتمی و گفت و گوی تمدنها>

باز هم دم ترکیه گرم که یه کاری کرد.

بیشتر بخوانید:

فارس

یاهو نیوز

روترز


مقایسه عشق و دوست داشتن از زبان

 

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

عشق طوفانی و متلاطم است
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد

عشق یک فریب بزرگ و قوی است
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق

عشق در دریا غرق شدن است
دوست داشتن در دریا شنا کردن

عشق بینایی را می گیرد
دوست داشتن بینایی می دهد

عشق خشن است و شدید و ناپایدار
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار

عشق همواره با شک آلوده است
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر

از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم
از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر

عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق می کشاند
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد

عشق تملک معشوق است
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند

در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که:”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”

عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند
و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد

دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست

دکتر علی شریعتی

منبع : وبلاگ امید آنلاین دانشجوی کامپیوتر قزوین

یک سوال


ظهر بود، نه، جمعه غروب بود. تازه از خواب قیلوله بیدار شده بودم. تو حالت گیجی و منگی بعد از خواب بودم که رفتم سراغ تلویزیون و روشنش کردم. یه چرخی توی کانالا(که خدا رو شکر هیچ وقت برنامه درست به درد بخور نداره) زدم و روی کانال 4 نگه اش داشتم. برنامه صهبای نسیم یا نمی دونم تسنیم بود. تفسیر سوره ی اسراء آقای جوادی آملی دامت برکاته. پاگیر تلویزیون شدم. درباره ی وحی و نبوت صحبت می کرد. آخر صحبت هاش هم درباره شبه هایی که تازه گی ها درباره ی وحی مطرح شده صحبت کرد.گفت: یک عده می گن رسول اکرم موحد دانشمند نابغه ای بوده که با تحقیق و پژوهش به یک سری معارف رسیده، اینها هم منکر وحی اند و هم منکر معجزه بودن قرآن.
عده ای می گن پیامبر موحدی بوده که خداوند تبارک و تعالی معارف رو به قلب ایشون القا کرده و نبی مکرم هم با لفظ و بیان خودشون بیان کردند. یعنی معنا از خداوند است و لفظ از نبی. این ها منکر وحی و رسالت نیستند و نبوت را قبول دارند اما منکر معجزه بودن قرآن هستند.
عده ای هم می گن پیامبر موحد پژوهش گر محققی است که خداوند بر ایشون نظر کرده و معارف و الفاظ وحی را بر او نازل کرده و پیامبر هم در اختیار مردم گذاشتند. این ها نه منکر رسالتند نه منکر معجزه بودن قرآن.

برنامه که تموم شد توی تیتراژ نوشت کاری از« موسسه پژوهشی اسرا». یاد حجت الاسلام والمسلمین محمد خردمند استاد فلسفه و مدرس تاریخ اسلام افتادم که هر جلسه سر کلاس از حضرت آیت الله العظمی محمد تقی مصباح یزدی یاد می کنند. تعریف و تمجید و ثنا: ایشون مدیر موسسه پژوهشی امام خمینی اند، فیلسوف و متکلم بزرگی اند، مطهری دومند، صاحب 80،70 عنوان کتابند، هزاران شاگرد تربیت کردند و . . . . برام سوال شده که چرا صحبت های ایشون رو توی صدا و سیما پخش نمی کنند؟

همین طور بخوانید: انتقاد آیت‌الله‌جوادی از حجت‌ الاسلام‌هایی که خود را آیت‌الله می‌نامند

یک داستان و یک نکته

یک سوال درباره ی شخصیت و من:
در کتاب دینی سال دوم دبیرستان درباره ی من گفته شده اگر مجرمی جنایتکار را بعد از چند سال دستگیر کنند با اینکه تمام سلول های بدنش تغییر کرده باز هم اعدامش می کنند. چون منش ثابت مانده است.
سوال1: اگر امکان پیوند مغز پیدا شود و مغز این مجرم را با یک بی گناه عوض کنند. دادگاه کدام یک را باید مجازات کند؟
سوال 2: اگر این مجرم دچار فراموشی شود و به طور کامل گذشته اش را فراموش کند باز هم باید دستگیر و اعدام شود؟
ج.س1: آدمی که مغز مجرم در آن است را به جای اعدام دچار مرگ مغزی کنند و مغز یک آدم افلیج کامل (مانند استیفن هاوکینگ) را به بدنش پیوند دهند.
ج.س.2: چون در یک عامل مجرمیت را مغز مجرم فرض کردیم بعد از اینکه مغز فرمت شد دلیلی برای مجازات مجرم نیست.

سوال3: چرا مجرمین محکوم به اعدام را دچار مرگ مغزی نمی کنند تا از اعضای پیوندی آن ها استفاده کنند؟



داستان نشستن روی صندلی اتوبوس و یک نکته
اول که چشمم به اتوبوس قرمز BRT که داشت به ایستگاه نزدیک می شد افتاد دلم گرفت حس سر پا وایسادن نداشتم و تو مود ولو شدن بودم اتوبوس که رسید به ایستگاه 4،3 نفر پیاده شدن همین طور که تو دلم بشکن می زدم... مابقی در ادامه مطلب


ادامه نوشته

گمشده

۱- یک کیف دانشجویی(از نوعی که توش کتاب میذارن ) به رنگ سیاه با نوار قهوه ای نازک در جلو  گم شده است. لطفا هر کسی پیدا کرد بیاره به من بده تا به صاحبش پس بدم به یابنده مبلغ۲۰۰۰ تومان جایزه داده میشود.

محتویات کیف:یه کتاب زبان(۵۰۴)لغت ، چند عدد خودکار و چند برگ جزوه .

با تشکر


یک فلش ۴ گیگ ترنسد گمشده .

به یابنده مژدگانی داده می شود.

.:.  وضع اسفناک آموزش دانشگاه شاهد .:.

اوایل مهر بود و تازه فرایند ثبت نام تکمیل شده بود. نم نمک داشتم با بچه ها آشنا می شدم و اساتید رو می

شناختم. یه روزی از جنس همین روزا، خسته و کوفته از دانشگاه برگشتم خونه همین طور تو حال خودم

بودم و داشتم خستگی درمی کردم، دیدم مامانم خیلی مهربون شده و مثل کسایی که برای تسلی داغ

داغدیده به مجلس عزا رفتن داره دلداریم می ده ، از اون طرف هم به چرخ و فلک و سرنوشت نفرین می

فرسته و هرچی که نقل و نبات توچنته داره حواله مقامات لشکری و کشوری می کنه: که این چه وضع مملکته

جوونای تحصیل کرده همه بیکارند. جوون مادر مرده تا بخواد یه مدرک بگیره میشه 24 سالش، بره سربازی

و برگرده میره تو26 ، تا به خودش بیاد بخواد کاری جور کنه 30 رو هم رد کرده.
زمان ما جوونای 30 ساله 7 سر عائله داشتن. اصلاً همه ی این آتیشا از گور این دانشگاه بلند می شه . والا

ما دانشگاه نرفته رفتیم سر خونه و زندگی هیچم آسمون به زمین نیومد. الان دخترا به ازای هر واحدی که

توی دانشگاه پاس می کنن 10 تا سکه میندازن رو عقدشون! دیگه لازم نکرده از فردا بری دانشگاه! برو

مغازه وردست بابات وایسا هم یه چیزی یاد می گیری هم اینکه عصای دستشی. من که همین طور چارشاخ

مونده بودم دو سه بار «ربّ اشرح لی ..» خوندم تاکم کم زبونم راه افتاد گفتم آخه مامان مگه چی شده؟

گفت: از اداره آموزش پرورش زنگ زدن گفتن که دانشگاه تأییدیه تحصیلیت رو با یه نامه برگردونده، نوشتن

که دانشجوی اونجا نیستی! حالا عیبی نداره ، همه که نباید دکتر مهندس بشن. گفتم: مادرمن، من یکسال

شب و روزم رو یکی نکردم که حالا بگن ولمعطلی. شال و کلاه کردم و رفتم خِر یارورو، توی آموزش

پرورش گرفتم که آقا حرف حسابت چیه؟ تأییدیه رو نشونم داد و گفت توی نامه نوشته که دانشجوی دانشگاه

شاهد نیستی!
- مطمئنی کنکور قبول شدی؟
- آره به خدا.
- شاید یه دانشگاه دیگه قبول شدی.
- نه آقا، این چه حرفیه. تو خود سایت سازمان سنجش زده بود قبول شدم [که خدا از اون ... ها هم

نگذره، بعد چند روز که همه رفیقام فهمیده بودن چه دانشگاهی قبول شدن من تازه دستگیرم شد که قبولی

شاهدم، اما چه رشته ای الله اعلم. بعد از مصاحبه ی فرمالیته رو کردن که برق قبول شدم.جریان مصاحبه

هم جالبه : حاج آقای روحانی که 15-20 دقیقه قبل از مصاحبه شکیّات نماز رو برا پسرش مرور میکنه(کاری

که باید توی این 18 سال می کرد.)، مادرانی که مفاتیح به دست و دعا به لب بچه هاشون رو راهی می کنن

که برن سر جلسه آزمون تستی شخصیت شناسی:آیا رابطه دختر و پسر قبل از عقد ایراد دارد؟ آیا به چادر

به عنوان حجاب برتر اعتقاد دارید؟آیا... .(لازم به توضیحه که جریان این مصاحبه برای 4نفر از برقی ها که

بعد از اعلان نتیجه مصاحبه دادن اتفاق افتاده.)]. مابقی در ادامه مطلب
ادامه نوشته

بنیان گذار مرگ های مرموز سیاسی

معاویه بنیان گذار مرگ های مرموز و پنهانی سیاسی در تاریخ اسلام بود. همسر امام حسن را وا داشت تا درعسل زهر کشنده ای بریزد و به امام بخوراند.
کشتن مخفی و ناجوانمردانه شخصیت هائی که کشتن آشکارشان برای دستگاه مصلحت نبود، (وبنی عباس نیز از این ابتکار سیاسی معاویه بسیار استفاده می کردند و شب مخفیانه می کشتند و صبح پای برهنه پشت سر جنازه را می افتادند و عزاداری می کردند!) به عهده ی عسل واگذار شده بود و اینگونه مرگ، در کام قاتل, سخت شیرین بود و این است که معاویه می گوید: خدا سپاهیانی از جنس عسل دارد.
مجموعه آثار شریعتی ج19 ص 93 انتشارات قلم

و بعد از 1400 سال گویا تاریخ تکرار می شود و کسانی با ادعای پیروی از امام جا پای معاویه می گذارند .

شریعتی جست و جو گری در مسیر شدن (1)

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود زیر گنبد کبود مدرسه ای بود به اسم حقانی ، توی سرزمین قم. این مدرسه چندتا استاد داشت. بهشتی، جنتی ، مصباح یزدی و . . . . توی یکی از روزها آقای مصباح شاگردهای مدرسه رو جمع کرد دور خودش و گفت ایها طلاب این آقای شریعتی گفته وحی بعد از پیغمبر خاتم کاربرد نداره چون عقل بشر کامل شده. این آقا منکر لزوم وحی شده، چون یکی از برهان های نبوت، ناکافی بودن عقل و نیاز به وحیه پس این آدم نبوت هم قبول نداره و سرنخ ها رو بگیر تا برسی به آخر. شما (طلاب) برید صحت و سقم این حرفهام رو تحقیق کنید اگر درست دیدید بیاین با من هم صدا بشید و روشنگری کنید. طلبه ها هم گشتند و گشتند تا بهشتی رو پیدا کردن و ازش پرسیدن نظر شما چیه؟
بهشتی هم گفت: چشم ،بذارید نظر هر دوتاشون رو بخونم، بعد نظر خودمو می گم.
خلاصه روز موعود اومدو بهشتی مثل وکیل پایه 1 دادگستری پرونده شریعتی رو گذاشت روی میز: گفت اتهام این آقا اینه که به علت قبول نداشتن لزوم وحی، نبوت رو خدشه دار کرده، اما یکی نیست بگه آقا اصلاً توی برهان نبوت لزوم وحی مطرح نیست پس این اتهام از بن وارد نیست و متهم تبرئه است.
و بعد هم به آقای مصباح گفت چرا این بحث رو این طوری مطرح می کنید در حالی که می شه نکات مثبت طرف رو مطرح کرد و از اون بهره برداری کرد و نکات منفیش رو هم با هشدار و انذار کم رنگ کرد به طلاب هم گفت این چه وضع مدرسه است که لج و لجبازی می کنید؟ ولنگاری می کنید با جدل که حق پیدا نمی شه کرد. انصاف شرط اول بحثه. پس چرا توی بحث انصاف ندارید؟
ادامه دارد...

توجه

مدیر وبلاگ: شخصی در قسمت نظرات این پست با نام  ّّّّّّّّّّFM نظر داده که متوجه شدیم ایشون خانم مسیبیان نیستند.از دوستان خواهشمندم نام و نام خانوادگی خود را به طور کامل بنویسند.

سوتی تبیان در حد تیم ملی


تبیان در مطلبی با عنوان "استاد دانشگاه امام صادق (علیه السلام): سكوت حوزه تایید غیرمستقیم مدرنیسم است" .  مصاحبه ای با سعید زیبا کلام به نقل از ایسنا زده و عکس صادق زیبا کلام را در زیر تیتر جاکرده . این در حالی است که صادق زیبا کلام تحصیل کرده علوم سیاسی است و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و سعید زیبا کلام دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران است. مطلب تبیان   صادق سعید

تعداد بازديد :
146
يکشنبه 13/12/1385
تاريخ

عکس سعید زیبا کلام:


اکران به رنگ ارغوان توسط بچه های انجمن به نقل از فارس

حبذا به خبرگزاری فارس که حتی اردوهای انجمن اسلامی رو هم پوشش می ده. لینک مستقیم


تبعیض در تقلید

تبعیض در تقلید
علامه یزدی صاحب عروه الوثقی بحثی راجع به تعدد مراجع دارد به این مضمون که هر مقلد نه تنها می تواند بلکه باید در هر زمینه ی فقهی از مرجعی که در آن قسمت متخصص تر است تقلید کند یعنی لزومی ندارد که یک فرد شیعه تنها مقلد یک مرجع باشد و می تواند در آن واحد از ده ها مرجع در زمینه های مختلف تقلید کند. یک مرجع برای امور سیاسی یکی برای امور عبادی دیگری برای امور بانگی یکی در مبحث ارث و .... . این کار باعث پیشرفت فقه تخصصی تر شدن آن می شود.

در ادامه مطلب ، پست قبلیه  (کاریکاتور) که برای زیر پا نگذاشتن قوانین وبلاگ پست جدید نزدم.  

ادامه نوشته

نظرسنجی قوانین وبلاگ

برای شرکت در نظر سنجی از اسم حقیقی استفاده کنید.

۱) درج هر هفته یک پست.

۲) عدم نمایش نظر با اسم مستعار.

۳)عدم نمایش  نظراتی که  شامل کلمات و جملات رکیک و یا مغایر با شان وبلاگ و یا توهین مستقیم به مقدسات دین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران باشند

شماره ی سوال همراه با گزینه مورد نظر را بنویسد.

الف) موافق قانون ب) مخالق قانون

 

.:. ظلمی که بر زنان رفته است .:.

چــو زن راه بـــازار گــیــرد بـــزن           وگرنه تو در خانه بنشین چو زن

در خـــرمـــی بر سـرایـی بـبـنـد           که بـانـگ زن از وی بـرآیـد بـلـند(سعدی)

بـسـی کـردند مـردان چــاره سـازی      نـدیـدنـد از یـکـی زن راسـت بــازی

زنـــان مانـنــد ریـحــان سـفـالـنــد         درون سو خبث و بیرون سو جمالند(نظامی)

زن و اژدهــا هـر دو در خـاک به            جهان پاک ازاین هردو ناپاک به (فردوسی)

نشاید یافتن در هیچ برزن                    وفا در اسب و در شمشیر و در زن

در جهان از زن وفاداری که دید             غیر مکاری و غداری که دید

زن چه باشد ناقصی در عقل و دین       هیچ ناقص نیست در عالم چنین

چه نغز آمد این یک سخن زان دو تن      که بیچاره بودند از دست زن

یکی گفت کس را زن بد مباد              دگر گفت زن در جهان خود مباد

زنان نازک دلند و سست رایند             به هر خو چون بر آریشان برآیند

زنان چون ناقصان عقل و دینند            چرا مردان ره آنان گزینند

زنان در آفرینش ناتمامند                   ازیرا خویش کام و زشت نامند

به گفتار زنان هرگز مکن کار               زنان را توانی مرده انگار

ورکند سرکشی هلاکش کن             آب رخ می برد به خاکش کن

زن چو مار است زخم خود بزند            بر سرش نیک زن که بد بزند
ادامه نوشته

1=!1

معلم پای تخته داد میزد/ صورتش از خشم گلگون بود/ و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود/ ولی آخر

کلاسی‏ها،/ لواشک بین خود تقسیم میکردند/ وان یکی در گوشه‏ای دیگر جوانان را ورق میزد/ برای آنکه بیخود

های و هو میکرد و با آن شور بی‏پایان/ تساوی‏های جبری را نشان میداد/ با خطی خوانا، بروی تخته‏ای کز ظلمتی

تاریک/ غمگین بود/ تساوی را چنین نوشت:یک با یک برابر است/ از میان جمع شاگردان یکی برخاست،/ همیشه

یک نفر باید برخیزد…/ به آرامی سخن سر داد:/ تساوی اشتباهی فاحش و محض است/ نگاه بچه‏ها ناگه به

یکسو خیره گشت/ و معلم مات برجا ماند/ و او پرسید:اگر یک فرد انسان، واحد یک بود/ آیا باز هم یک با یک برابر

بود؟/ سکوت مدهشی بود و سوال سخت./ معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود/ و او با پوزخندی گفت:/ اگر

یک فرد انسان، واحد یک بود/ آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود /آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین

بود/ اگر یک فرد انسان واحد یک بود/ آنکه صورت نقره‏گون چو قرص مه میداشت بالا بود/ وان سیه چرده که

مینالید پایین بود؟/ اگر یک فرد انسان واحد یک بود،/ این تساوی زیر و رو میشد/ حال میپرسم، یک اگر با یک برابر

بود/ نان مال مفت‏خواران از کجا آماده میگردید؟/ یا چه کس دیوار چین‏ها را بنا میکرد؟/ یک اگر با یک برابر بود/

پس که پشتش زیر بار فقر خم میشد؟/ یا که زیر ضربت شلاق له میگشت؟/ یک اگر با یک برابر بود/ پس چه

کس آزادگان را در قفس میکرد؟/ معلم ناله آسا گفت:/ بچه‏ها در جزوه‏های خویش بنویسید:/ یک با یک برابر

نیست

گلسرخی

طنز ورزش بانوان

بعد از کشف حجاب بانوان کاراته کاری که قرار بود محجبه به مبارزه بپردازند، حضور سرمربی مرد در صحنه مسابقه و کوچینگ کاراته کار بانو جنجال ساز شده. سرپرست فدراسیون کاراته که قصد ماسمالی ماجرا را داشت(در حالی که گویا از اصل ماجرا بی خبر بوده است)، به خبرنگار تابناک گفت :« با توجه به آنکه مربی و ورزشکار در طول مسابقه کاراته با هم برخوردی ندارند و مسابقات کاراته نیز در یک زمان برگزار می‏شود، این مسئله اشکالی ندارد و البته تاکید کرد که این مربی آقایان آنچنان مومن است که در طول این سفر کلاً روزه بود که با تذکر شرعی خبرنگار تابناک مبنی بر عدم امکان روزه گرفتن در سفر روبرو شد».

پی نوشت1 : جا دارد به خبرنگار تابناک تذکر شرعی بدهیم آن روزه ماه رمضان است که در سفر، «عدم امکان» دارد و طبق مسئله 1355 رساله توضیح المسائل آیت الله بهجت اگر روزه کردن را نذر کرده باشد می تواند روزه بگیرد.

پی نوشت2: حتی اگر روزه ماه رمضان هم باشد طبق مسئله 1360 اگر مسافر نداند روزه در سفر صحیح نیست روزه اش صحیح است.

نیازمندی ها

از تمام عزیزان در خواست می شود هرکس پاسخ سوالات آیین استاد پارسا را دارد با اشتراک گذاشتن

آن در وبلاگ به دیگر دوستان هم کمک کند. حتی اگر یک سوال .

اجرتان با سیدالشهدا.

 

پی نوشت: خواهشاً خسیس بازی در نیارید هر سوالی که بلدید حتی سوالات ساده، با شماره سوال بنویسید آخرش همه استفاده می کنند.

پی نوشت۲: اگه همه بچه ها یک پاسخ مشترک داشته باشن هم راحت می خونند هم با خیال راحت سر جلسه می نویسن هم با خیال راحت نمره میگیرن و کاری هم از دست استاد بر نمیاد.

مربوط نوشت: چون این پست ضروری بود به اینجا منتقل شد.

حتما باید نوشت:  تمام نوشته های  این پست بعد از اجرتان با سید الشهدا بعداً توسط این جانب(علی) به پست اضافه شده و قبلا از آقای کاووسی عذر می خوام.

 

خبر بیست و سی را چه کسی تغییر داد؟

اگر 20:30 دوشنبه را دیده باشید حتماً مشاهده کردید که در ابتدای خبر بینندگان را به دیدن خبر ویژه ای درباره

نوع عزاداری ایام محرم و نحوه مداحی و محتوی آن دعوت کرد . که در آن حاج محمود کریمی به وصف چشم و خال

و ابرو حضرت ابوالفضل می پرداخت. و مقام معظم رهبری از مداحان گله می کرد که مگر برای چشم و ابروی

ابوالفضل عذاری می کنیم. یا مگر کسی حضرت ابوالفضل را دیده  و . . . .

اما در بخش پایانی خبر از بینندگان عذر خواهی کرد که به دلیل مشکلی نمی توانند خبر را پخش کنند.

و پخش آن را به فردا موکول کرد.

اما وقتی دیشب 20:30 پخش شد خبری از خبر دیشب نبود . خبر را به کلی تغییر داد.

و کمی هم به آن رنگ و بوی سیاسی داد.

حال چه کسی مانع پخش این خبر شده؟


آیت الله منتظری درگذشت.

فارس ۹:۳۵ حسین علی منتظری درگذشت در متن آیت الله خوانده.

تابناک ۹:۳۹ آیت الله منتظری درگذشت به نقل از ایلنا.

ایلنا:۹:۳۸ آیت الله منتظری درگذشت

ایسنا:۹:۳۶ آیت الله منتظری درگذشت

تست آنلانی

تست آنلاینی

قوانین مربوط به دانشگاه

در آدرس زیر قوانین مربوط به داشگاه مانند حذف و اضافه مشروطی مهمان و . . .  را ببینید.

آیین نامه

ازاین کلاس ها بازهم بزارید.

 

از تشکلهای دانشجویی می خواهیم که با برگزاری کلاسهای آموزشی پر محتوا و صدالبته رایگان به رشد نمو فرهنگ و تعالی دانش دانش جو کمک کنند. چرا انجمن اسلامی ما کاری انجام نمیده اگر کاری هم انجام بگیره بسیج بانیشه دم همه بسیجی های غیور گرم.

 

 

تجمع مقابل سفارت انگليس

خدمت دوستان مجاهد و انقلابي به عرض مي رساند فردا چهارشنبه مورخ 11 آذر 88 مقابل سفارت انگليس

تجمعي اعتراض آميز به حضور آرش حجازي (مظنون به قتل ندا آقا سلطان عليها رحمه ) در كشور مذكور منعقد مي

باشد.از تمامي دوستان دعوت مي شود با حضور خود در اين جمع خشم و انزجار خود را از استعمارگر پير به

نمايش بگزارند.

از انجمن اسلامي دانشگاهمان انتظار داريم كه اطلاع رساني كند.

منبع خبر فارس

وهمين طور پاسخ آرش حجازي به پرسش ها

ياهو!

در ابتداي امر شخصاً ورود خودم را به جمع وبلاگ نويسان دانشگاه شاهد تبريك مي گم.

دم عباس آقا , آقا رسول و ممد آقا گرم .

اصلاً چه كاريه دم هممون گرم.

يكشنبه (امروز)امتحان زبان پيش . فردا رياضي (استاد اكبري) .

خوب بخونيد كه كم نياريد.

يا حق!!