اینجا دانشکده ی علوم پایه
اینجا دانشکده علوم پایه
قصه از کلاس تاریخ اسلام شروع شدوقتی استاد درس گفت مطهری بیشتر از هر چیز یک فیلسوف بود
تا فقیه و متکلم و ... .حرف استاد پرتویی بود که باعث جوونه زدن بذر علاقه ای شد که مدت ها
قبل توی دلم کاشته شده بود. همین، جرقه ای بود برای یک تغییر برای یک انتخاب . انتخابی که باید
یکسال و یک ماه پیش صورت می گرفت. اما به اصرار برادرم نشد. منم چون دو دل بودم و یقین
نداشتم گفتم چشم. تمام انتخاب هام رشته های مهندسی بود به جز انتخاب اول و آخرم. انتخاب اولم
نشد(2).و چه خوب شد که نشد. مهندسی برق شاهد قبول شدم و چه خوب شد که شد. بعد از
مدتی فیل دلم هوای هندستون رو کرد و پیگیر انتخاب آخرم شدم که شاید اگر اولی نشد آخری بشه اما
اون هم نشد و بعد از کلی کلنجار انتخاب سوم رو کردم و حالا تو دانشکده علوم پایه دانشگاه شاهد فیزیک
می خونم و چه خوب شد که شد.
لذتی رو که توی روز اول سر کلاس مکانیک تحلیلی درک کردم توی هیچ روزی از یکسال گذشته نچشیدم
و همین لذت (که انشاءالله پایدار باشه) می ارزه به آینده ی شغلی نامطلوبش.
ار بود مشربه از زر ناب با دو کف دست توان خورد آب
دبیر ادبیات اول دبیرستانمون(پیرمردی 70ساله) می گفت لحظه ای که مفهوم این بیت :
پشمینه پوش تند خوی از عشق نشنیدست بو از مستی اش رمزی بگون تا ترک هشیاری کند
رو آدم می فهمه این لذت رو با هیچ برج و ملک و اسکناسی نمی شه به دست آورد یا مقایسه کرد.
بعد از شکایت علی دایی از فدراسیون بابت قراردادش توی برنامه نود فردوسی پور گفت توکه خوب
پولی گرفتی. دایی گفت: این پولا در مقابل کاری که می کنم خیلی کمه. چون دائماً توی استرسم
و آرامش ندارم.
لذتی رو که شاید 6 ،7 سال بعد ، بعد از حفظ کردن کلی رابطه و فرمول و روش حل مسئله ، قراره با
پولی که نتیجه ی آشنایی با این فرمول هاست ببرم؛
همین امروز می تونم با تفکر روی کلی رابطه و فرمول و روش حل مسئله ببرم .لذتی بیشتر از لذت
قبلی.
من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم
روز اول تفکر رو توی بچه های فیزیک با رتبه کنکور 10 هزار دیدم چیزی که توی بچه های برق با
رتبه 2000 نبود.
یک فرمول (1)، کشف، یک فکر جاودانه است و تا ابد پایدار. افکار افلاطون هنوز فکرهای زیادی
رو به خود مشغول می کند و باعث زایش و پویش و بیداری و حرکت انسانهای زیادی شده.
تاریخ بشریت سیاست مدار و سرمایه دار و پادشاه و دیکتاتورهای زیادی هم به خود دیده که نهایت اثری
که داشته اند در همان زمان خودشان بوده و بس.
کسانی هم که از خود فرمول و کشف و فکر و اثر هنری ادبی ندارند (و در آینده هم قرار نیست که چیز
جاودانه ای از خودشون به جا بگذارن)همین که هنرنمایی بزرگان تاریخ بشریت رو تماشا کنن می تونن
به اندازه استعداد و ظرفیت خودشون از تماشای این زیبایی ها بهره مند بشند .
دوستان عیب من بیدل حیران نکنید گوهری دارم و صاحب نظری می جویم.
دوستان از زندگیتون لذت ببرید برای خودتون زندگی کنید.مسیرزندگی تون رو عاقلانه انتخاب کنید و
عاشقانه پی بگیرید.
پی نوشت یک:جمله مال آینشتاین است وقتی پیشنهاد ریاست جمهوری اسرائیل رو بهش دادن.
پی نوشت دو:انتخاب اول فیزیک شریف بود که رتبم نرسید انتخاب آخر فیزیک دانشگاه تهران بود که با
انتقالی موافقت نکردند.
پی نوشت سه: یکی از دوستام توی پیش دانشگاهی رفت کنکور هنر داد نمی دونم برای علاقش بود یا
دلیل دیگه ای داشته. اما به هر حال دل شیر داشته چون با هرکی مشورت کرده تقریباً همه نامیدش
کردن از رفتن.
قصه از کلاس تاریخ اسلام شروع شدوقتی استاد درس گفت مطهری بیشتر از هر چیز یک فیلسوف بود
تا فقیه و متکلم و ... .حرف استاد پرتویی بود که باعث جوونه زدن بذر علاقه ای شد که مدت ها
قبل توی دلم کاشته شده بود. همین، جرقه ای بود برای یک تغییر برای یک انتخاب . انتخابی که باید
یکسال و یک ماه پیش صورت می گرفت. اما به اصرار برادرم نشد. منم چون دو دل بودم و یقین
نداشتم گفتم چشم. تمام انتخاب هام رشته های مهندسی بود به جز انتخاب اول و آخرم. انتخاب اولم
نشد(2).و چه خوب شد که نشد. مهندسی برق شاهد قبول شدم و چه خوب شد که شد. بعد از
مدتی فیل دلم هوای هندستون رو کرد و پیگیر انتخاب آخرم شدم که شاید اگر اولی نشد آخری بشه اما
اون هم نشد و بعد از کلی کلنجار انتخاب سوم رو کردم و حالا تو دانشکده علوم پایه دانشگاه شاهد فیزیک
می خونم و چه خوب شد که شد.
لذتی رو که توی روز اول سر کلاس مکانیک تحلیلی درک کردم توی هیچ روزی از یکسال گذشته نچشیدم
و همین لذت (که انشاءالله پایدار باشه) می ارزه به آینده ی شغلی نامطلوبش.
ار بود مشربه از زر ناب با دو کف دست توان خورد آب
دبیر ادبیات اول دبیرستانمون(پیرمردی 70ساله) می گفت لحظه ای که مفهوم این بیت :
پشمینه پوش تند خوی از عشق نشنیدست بو از مستی اش رمزی بگون تا ترک هشیاری کند
رو آدم می فهمه این لذت رو با هیچ برج و ملک و اسکناسی نمی شه به دست آورد یا مقایسه کرد.
بعد از شکایت علی دایی از فدراسیون بابت قراردادش توی برنامه نود فردوسی پور گفت توکه خوب
پولی گرفتی. دایی گفت: این پولا در مقابل کاری که می کنم خیلی کمه. چون دائماً توی استرسم
و آرامش ندارم.
لذتی رو که شاید 6 ،7 سال بعد ، بعد از حفظ کردن کلی رابطه و فرمول و روش حل مسئله ، قراره با
پولی که نتیجه ی آشنایی با این فرمول هاست ببرم؛
همین امروز می تونم با تفکر روی کلی رابطه و فرمول و روش حل مسئله ببرم .لذتی بیشتر از لذت
قبلی.
من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود وعده ی فردای زاهد را چرا باور کنم
روز اول تفکر رو توی بچه های فیزیک با رتبه کنکور 10 هزار دیدم چیزی که توی بچه های برق با
رتبه 2000 نبود.
یک فرمول (1)، کشف، یک فکر جاودانه است و تا ابد پایدار. افکار افلاطون هنوز فکرهای زیادی
رو به خود مشغول می کند و باعث زایش و پویش و بیداری و حرکت انسانهای زیادی شده.
تاریخ بشریت سیاست مدار و سرمایه دار و پادشاه و دیکتاتورهای زیادی هم به خود دیده که نهایت اثری
که داشته اند در همان زمان خودشان بوده و بس.
کسانی هم که از خود فرمول و کشف و فکر و اثر هنری ادبی ندارند (و در آینده هم قرار نیست که چیز
جاودانه ای از خودشون به جا بگذارن)همین که هنرنمایی بزرگان تاریخ بشریت رو تماشا کنن می تونن
به اندازه استعداد و ظرفیت خودشون از تماشای این زیبایی ها بهره مند بشند .
دوستان عیب من بیدل حیران نکنید گوهری دارم و صاحب نظری می جویم.
دوستان از زندگیتون لذت ببرید برای خودتون زندگی کنید.مسیرزندگی تون رو عاقلانه انتخاب کنید و
عاشقانه پی بگیرید.
پی نوشت یک:جمله مال آینشتاین است وقتی پیشنهاد ریاست جمهوری اسرائیل رو بهش دادن.
پی نوشت دو:انتخاب اول فیزیک شریف بود که رتبم نرسید انتخاب آخر فیزیک دانشگاه تهران بود که با
انتقالی موافقت نکردند.
پی نوشت سه: یکی از دوستام توی پیش دانشگاهی رفت کنکور هنر داد نمی دونم برای علاقش بود یا
دلیل دیگه ای داشته. اما به هر حال دل شیر داشته چون با هرکی مشورت کرده تقریباً همه نامیدش
کردن از رفتن.
پی نوشت چهار: همه ی این حرف ها ممکنه ناشی از توهمات و احساسات من باشه!!!
پينوشت پنج: نظرات شخصي که به خودم مربوط مي شه رو حذف مي کنم!!
چه فحش و دري وري باشه چه پپسي و کوکاکولا!! پس از اين نظرات نذاريد
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت 23:17 توسط کاووسی
|