جلسه دكتر ثقفى

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت همه دوستان برقي

چندي پيش جلسه پرسش و پاسخ با دكتر ثقفي در دانشكده برگزار شد.

دوستاني كه در جلسه حضور نداشتند مي تونند فايل صوتي اون رو در دو قسمت از لينكهاي زير دانلود كنند.

دانلود-1

دانلود-2

به اميد موفقيت در امتحانات

 

خبری از تکنولوژی و فناوری

سلام خدمت همه دوستان

امیدوارم تابستون خوبی داشته باشین!!!

دیدم فضا فضای علمیه و دوستان استقبال کردن که این پست رو گذاشتم

.......................................................

ابداع پرتوهای لیزری که کاملا تاریکند


Open in new windowاین ابزار جدید یا لیزر تاریک جریانهای ثابتی از "پالسهای تاریک" به وجود می آورد که کاملا بر خلاف انفجارهای درخشان لیزرهای عادی به شمار می روند.


بر خلاف نام ناخوشایندی که بر روی این ابداع گذاشته شده است، امواج لیزر تاریک به عنوان ابزاری برای ارتباطات و محاسبات ایمن بر اساس فرکانسهای مادون قرمز در نظر گرفته شده است. پالسهای بسیار کوتاه این لیزر در بازه زمانی 90 پیکوثانیه منتشر می شوند که این ویژگی لیزر تاریک را برای اجرای اندازه گیری در مدت زمان کوتاه مناسب می کند.



در عین حال پالسهای تاریک می توانند در پردازش سیگنالی نیز کاربردی باشند زیرا بر خلاف لیزرهای درخشان، این پرتوها معمولا بدون شکستگی منتشر می شوند. پالسهای لیزر تاریک می توانند برای پرتوهای ممتد نور در شبکه های نوری عملکردی مانند شاتر یک دوربین عکاسی داشته باشند.

لیزر تاریک از میلیونها ذره کوانتومی 10 نانومتری برخوردار است که از مواد نیمه رسانای تولید شده در موسسه ملی استاندارد و تکنولوژی به دست آمده اند. زمانی که جریانی الکتریکی به داخل لیزر فرستاده می شود، ذرات کوانتومی از خود نور مادون قرمز ساطع می کنند که در نهایت به واسطه جریان الکتریکی تقویت می شوند. به واسطه فعالیت برای بازیافت انرژی توسط ذرات کوانتومی، این ذرات قادرند پالسهای تاریک را به شیوه ای متفاوت که اجرای آن در سیستمهای لیزری درخشان غیر ممکن خواهد بود، تثبیت کنند.

بر اساس گزارش ساینس دیلی، محققان اکنون در نظر دارند از لیزرهای نیمه رسانا که لیزر تاریک بخشی از آن به شمار می رود در پیشبرد و بهبود دادن تجهیزاتی از قبیل ساعتهای اتمی استفاده کنند.

منبع : خبرگزاری مهر

حلالم کنید!


«اشهد انک قد اقمت الصلوة و اتیت الزکوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکرو جاهدت فی الله حق جهاده»




با عرض سلام خدمت همه دوستان و همکلاسیها

در این ماه راهی سرزمین کربلا هستم


حلالم کنید!!!

پی نوشت: هیچ کس حقیقت ایمان را کامل نمیکند مگر اینکه دست از جدال لفظی بردارد حتی اگر حق با او باشد...
باتشکر از همه دوستان...
محتاجیم به دعا...
درسته من تا حالا چندتا پست سیاسی گذاشتم ولی دلیل نمیشه که هر پستی میذارم توش بحث سیاسی کنید که ...
به نظر منم اینجور بحثا سودی نداره

در ضمن در مورد ولیمهای که دوستان گفته بودند درسته که کمرشکنه ولی اگه دوستان طالبند در خدمتیم البته ترم بعد انشا الله ...

حالا جدی جدی اگه بدی از ما دیدید...

سند گوياي بسياري از رنجهاي امام و فرزند و منسوبين و ياران ايشان

در پي بي احترامي سازماندهي شده به نوه حضرت امام در روز 14 خرداد توسط فتنه گران واقعي

صحیفه امام خمینی (ره) جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه ۹۰

زمان: ۲۳ آبان ۱۳۶۱/۲۷ محرّم ۱۴۰۳.
مکان: تهران، جماران.
مخاطب: ملت ایران.

بسم اللَّه الرحمن الرحیم.

الحمدللَّه على آلائه والصلوة والسلام على انبیائه و اولیائه سیّما النبى الختمى حبیب اللَّه صلى اللَّه علیه و آله سیّما غائبهم و قائمهم ارواحنا له الفداء ..
اینجانب هیچ گاه میل نداشته و ندارم که درباره نزدیکان خود سخنى بگویم یا دفاعى کنم. لکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدس حق- جل و علا- مقصر و مجرمم و از درگاه متعالش امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه‏ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است و در نزد مسلمانان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور و تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم، در پیش گروههایى و اشخاصى گناهانى نابخشودنى دارم

 و احتمال قوى مى‏دهم که پس از من براى انتقامجویى از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا مى‏دانم بزنند و به آتشى که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند. و اکنون در حیات من گفتگوها و زمزمه‏هایى به گوش مى‏خورد که احتمال فوق را قوى‏تر مى‏کند
....


بقيه در ادامه مطلب
ادامه نوشته

امام خميني (س)

من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا

در ميان مومنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بسته‏اند صادقانه ايستاده‏اند بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در اين راه شربت شهادت نوشيدند) و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى (در عهد و پيمان خود) نداده‏اند

احزاب/23

تصوير از سايت سپيد و سياه

به کجا باید رفت؟

طی شد این عمر تو دانی به چه سان؟

پوچ و بس تند، چنان باد دمان

همه تقصير من است اين كه خودم مي‌دانم

كه نكردم فكري! كه تأمل ننمودم روزي!

ساعتي يا آني، كه چه سان ميگذرد عمر گران

كودكي رفت به بازي به فراغت به نشاط

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات 

همه گفتند: كنون تا بچه است

بگذاريد بخندد شادان

كه پس از اين دگرش فرصت خنديدن نيست

بايدش ناليدن

من نپرسيدم هيچ

كه پس از اين زچه رو،  نتوان خنديدن

هيچ كس نيز نگفت: زندگي چيست‎‏‎‎‏؟ چرا مي‌آييم؟

بعد از اين چند صباح

به كجا بايد رفت؟

با كدامين توشه، به سفر بايد رفت

من نپرسيدم هيچ، هيچ كس نيز نگفت

نوجواني سپري گشت به بازي به فراغت به نشاط

فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات 

بعد از آن باز نفهميدم من

که چسان عمر گذشت؟

ليك گفتند همه، كه جوان است هنوز

بگذاريد جواني بكند بهره از عمر برد كامروايي بكند

بگذاريد كه خوش باشد و مست

بعد از اين باز ورا عمري هست

يك نفر بانگ برآورد كه: او

از هم كنون بايد فكر آينده كند

ديگري آوا داد، كه چو فردا بشود فكر فردا بكند

سومي گفت: همانگونه كه ديروزش رفت

بگذرد امروزش، همچنين فردايش

با همه اين احوال

من نپرسيدم هيچ، كه چسان دي بگذشت

آنهمه قدرت و نيروي عظيم

به چه ره مصرف گشت

نه تفكر نه تعمق و نه انديشه دمي

 عمر بگذشت به بي حاصلگي و بي خبري

چه تواني كه ز كف دادم مفت

من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت

قدرت عهد شباب

ميتوانست مرا تا به خدا پيش برد

ليك بيهوده تلف گشت جواني، هيهات!!!

‌ آن كساني كه نمي‌دانستند

زندگي يعني چه، رهنمايم بودند

عمرشان طي شده بيهوده و بي ارزش و كار

و مرا مي‌گفتند كه چو آنها باشم

كه چو آنها دائم، فكرخوردن باشم

فكر گشتن باشم، فكر تأمين معاش

 فكر ثروت باشم،  فكر همسر باشم

كس مرا هيچ نگفت،  زندگي ثروت نيست

زندگي داشتن همسر نيست

زندگي كردن

فكر خود بودن و غافل ز جهان بودن نيست

من نفهميدم و كس نيز مرا هيچ نگفت

و صد افسوس كه چون عمر گذشت

معنيش فهميدم

حال مي‌پندارم  هدف از زيستن اين است رفيق

من شدم خلق كه با عزمي جزم

پاي از بند هواها گسلم

پاي در راه حقايق بنهم

با دلي آسوده

فارغ از شهوت و آز و حسد و كينه و بخل

مملو از عشق و جوانمردي و علم

در ره كشف حقايق كوشم

شربت جرأت و اميد و شهامت نوشم

زره جنگ براي بد و ناحق پوشم

ره حق پويم و حق جويم وپس حق گويم

آنچه آموخته‌ام بر دگران نيز نكوآموزم

 شمع راه دگران گردم و با شعله خويش

ره نمايم به همه گرچه سراپا سوزم

من شدم خلق كه مثمر باشم

نه چنين راكد و بي جوش و خروش

عمر بر باد و به حسرت خاموش

اي صد افسوس كه چون عمر گذشت

معنيش فهميدم …

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

باران گرفت وگریه ی پنهان ما ندید

خوابید شهر وخواب پریشان ما ندید

 

تاوان بی نزاکتی از عاشقان گرفت

آن کور دل که چاک گریبان ما ندید

 

ما خود دریده ایم قبا را مگر کسی

در روز مرگ پیکر عریان ما ندید

 

بر ایل ما چه رفت که دلتنگ ما نشد

در عکس ما چه دید که در جان ما ندید

 

مست است آنکه یاد حریفان ما نکرد

خواب است آنکه خون شهیدان ما ندید

 

دلتنگم از کسی که مزامیر سبز را

در عقل سرخ سید خندان ما ندید

***************************************

 

با سينه اي كه تنگ بلور است، يا حسين

ما و دلي كه سنگ صبور است، يا حسين

 

چون آب ِچاه از لب تو هر كه دور شد

تا روز حشر، زنده به گور است، يا حسين

 

چندين ستاره سوخته در آفتاب ِتو

نور است اين معامله، نور است، يا حسين

 

نان پاره هاي سوخته مان را گواه باش

فردا كه رستخيز تنور است، يا حسين

 

چون دودمان ِآتش زرتشت، تا ابد

خاموشي از تبار تو دور است، يا حسين

 

ما را چه جاي شکوه وشیون ، كه گفته اند :

"هر جا كه قصه، قصه ی زور است، يا حسين"

شاعر:عبدالجبار ککایی

 

اخبار تکنولوژی و فناوری

 

باتری های هسته ای به بازار می آیند !

باطري هسته‌اي

باتری های شیمیایی معمولی عمر زیادی ندارند و خیلی زود هم به اصطلاح سولفاته می شوند . همین امر دانشمندان را به سمت ساخت باتری های پرظرفیت با طول عمر بالا کشاند . باتری های جدید « بتاولتائیک » نام دارند و می توان آنها را یک نیروگاه هسته ای کوچک دانست . در این باتری ها به جای مواد شیمیایی رایج از مواد رادیو اکتیوی نظیر تریتیوم استفاده می شود.

شرکت widetronix برای اولین بار ، اقدام به ساخت این باتری ها نموده است . باتری هایی که تا 25 سال عمر کرده و می توان از آنها برای استفاده های گوناگون از تجهیزات نظامی گرفته تا گوشی های موبایل بهره برد . البته در این باتری ها ، برق به روش شکافت هسته ای تولیدنمی شود ، بلکه با پاشش طبیعی ماده رادیواکتیو ، الکترون ها به جریان می افتند . سپس این الکترون ها توسط یک نیمه رسانا نظیر سیلیکون جمع آوری می شوند . درست همانند عملی که نیمه رساناها در سلول های خورشیدی انجام می دهند .
ایده تولید باتری بتاولتائیک به 50 سال پیش باز می گردد ، اما widetronix با استفاده از کاربید سیلیکون در ساخت نیمه رساناها ، ریزتراشه هایی تولید کرده که هم عمر زیادی دارند و هم می توانند در برابر اشعه های رادیواکتیو مقاومت نمایند .
البته ظرفیت این باتری ها فعلا در حدی نیست که بتوان از آنها برای استفاده درون لپ تاپ و موبایل بهره برد . برق تولیدی در این روش فعلاً در حد نانووات (یک میلیاردم وات) است.
البته این شرکت به تازگی با در کنار هم گذاشتن چند ریزپردازنده موفق به تولید باتری با ظرفیت یک میکرووات نیز شده است.
از این باتری ها می توان به عنوان منبع تأمین انرژی قطعات الکترونیک ریز همانند تجهیزاتی که برای کنترل وضعیت بیماران در بدن آنها کار گذاشته می شود ، استفاده نمود .
باتری های مذکور می توانند در وسایلی با نام MEMS نیز مورد استفاده قرار بگیرند . این وسایل که سیستم های میکرو مکانیکی - الکترونیکی نام دارند ، در ابعاد بسیار کوچک ساخته می شوند . سنسورهای بی سیم از جمله این وسایل هستند .
به گفته سازندگان ، از این باتری ها همچنین می توان در سنسورهای نصب شده برای پایداری وضعیت پل ها ، تونل ها و سایر تأسیسات شهری استفاده کرد . صنایع نظامی نیز به چنین باتری هایی ابراز علاقه کرده اند . شرکت لاکهید مارتین آمریکا به تازگی در حال تست باتری مذکور در برخی تسلیحات خود است .
شرکت widetronix در حال آزمایش سایر مواد رادیواکتیو نظیر Promethium-147 برای ایجاد ظرفیت های بالاتر است . با این وجود به نظر نمی رسد نمونه های تجاری این باتری ها تا قبل از سال 2011 به بازار بیاییند .

منبع:  ECA.IR

السلام علیک یا حسین مظلوم (ع)

 باطل کنار باطله ها حق یتیم شد

بازی سرنوشت به شکل قدیم شد

 

جای بهشت و دوزخ و برزخ عوض شده است

شیطان به اوج رفت و "فرشته رجیم شد"

حاشیه ای بر عکس امام س

 

حاشیه ای بر عکس امام (سلام الله علیه)

به نوشته ی سید مرتضی ابطحی از وبلاگ تورجان

اخبار ۲۰:۳۰ برای چند ثانیه دوربین را به طرز معنا داری  روی عکس پاره امام خمینی نگه داشت و از فردایش آشوب جدیدی در کشور به راه افتاد که به امام خمینی اهانت شده است. از یک سو تلویزیون این تصاویر را مربوط به معترضان دانست و از سوی دیگر کروبی به ضرغامی معترض شد که اصلا تو چرا این تصاویر را نشان دادی؟ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام هم ساکت ننشست و به این کار ضرغامی اعتراض نمود.

مسأله به همین جا ختم نشد. ائمه جمعه، جامعه مدرسین، در مقابل آنچه که توهین به امام خمینی اعلام شده بود موضع گرفتند.

کفن پوشان قم، دیروز پس از نماز جمعه راهپیمایی کردند و دست آخر، امروز صبح از ساعت ۱۰ تا ۱۲ دروس حوزه قم تعطیل شد و برخی از طلاب و روحانیون گردهم آمدند. این تجمع­ در حوزه­های علمیه دیگر شهرها نیز برگزار شد.

البته جای این سؤال هست که چرا این تجمعات و اعتراض­ها پیش از این برگزار نشد؟ چرا وقتی مردم بی گناه در تهران کشته شدند همه ساکت بودند؟ اصلا فرض را براین بگذاریم که کشته شدن عزیزانی چون ندا آقا سلطان، سهراب اعرابی، محسن روح الامینی و… کار حامیان موسوی بوده است. چرا امثال آقای صدیقی که برای پاره شدن عکس امام در تریبون نماز جمعه خون گریه می­کنند، برای کشته شدن مردم بی­گناه گریه نکردند؟!

هفت سال پیش بود که روزنامه حیات نو که هادی خامنه ای (از یاران امام) صاحب امتیازش بود، به اتهام چاپ کاریکاتوری که گفته می شد مرتبط با امام است، در اقدامی مشابه، مورد اعتراض­ قرار گرفت. کاریکاتوری که مشخص شد مربوط به ۲۰۰ سال پیش بوده و هیچ ارتباطی به امام خمینی نداشت. دست آخر با توقیف حیات نو، غائله ختم شد. و البته هیچ دادگاه صالحه و غیر صالحه ای به این موضوع رسیدگی نکرد که بالاخره آیا آن کاریکاتور مربوط به امام بوده است یا خیر؟

اما وضعیت امروز با هفت سال پیش تفاوت های عمیقی دارد و فضای سیاسی کشور، ملتهب­تر از آن است که با این گونه کارها، آب روی آتش آن ریخت.

پخش تصاویر ابهام برانگیز از شبکه سراسری تلویزیون، چه نتیجه ای خواهد داشت جز آن که کسانی که در سیاست نیستند را نسبت به بنیان های فکری خود، سردرگم کند و کسانی را هم که دستی بر آتش سیاست دارند را بیش از پیش، در مقابل هم قرار دهد.

اگر چه اخبار ۲۰:۳۰ (که با خبرسازی های ناشیانه و غیرحرفه ای خود، اعتبار صدا و سیمای جمهوری اسلامی را زیر سؤال برده است) قرار بود مستندات خود را درباره عدم صحنه سازی برای این خبر ارائه دهد و تا کنون هم اقدام به چنین کاری نکرده است اما به فرض این که داستان اثبات شود. آیا این مسأله نشان از آن دارد که میرحسین و تمام حامیان جنبش سبز هم اینگونه هستند؟ چگونه می توان اقدام یک فرد مجهول الهویه را بدون حجت قانونی به یک جریان نسبت داد؟!

این که سخنرانان امروز در حوزه­های علمیه، به صراحت یا به طور ضمنی میرحسین موسوی و حامیانش را در مقابل امام خمینی قرار دادند اشتباه بزرگی بود. اشتباهی که اگر دقیق تر دیده می شد و نیم نگاهی به مواضع رسمی رهبران جنبش مردمی سبز می شد، به هیچ وجه صورت نمی گرفت. موضع یک فرد را خودش مشخص می­کند و نمی توان به صرف اقدام خلاف یک حامی، تمام یک جریان را مورد مؤاخذه قرار داد، مگر آنکه در دادگاه صالح و بی طرف ثابت شود که ارتباط مستقیم بین اقدام او و شخص دیگر وجود داشته است.

بماند که گفته می شود تمام این داستان، (با توجه به سخنان امروز سید احمد خاتمی در مدرسه فیضیه و تعیین تکلیف برای سید حسن خمینی)، چیزی جز آغاز جریانی برای به چالش کشیدن بیت امام نیست. آن هم به جرم حمایت این بیت از جنبش سبز.

به هر حال آنچه که من تا به امروز دیده ام این است که میرحسین موسوی و کروبی نام امام را دوباره زنده کرده اند. بد نیست اگر حوصله خواندن حرف های رهبران جنبش سبز را نداریم لااقل خودمان در بین مردم عادی حاضر شویم!

من و دوستانم شاهد بودیم که در اجتماعات قانونی مانند روز هفتم تیر و یا نماز جمعه تاریخی هاشمی رفسنجانی، چگونه معترضان حمایت خود را از امام خمینی وآرمان های وی ابراز می داشتند. البته بماند که دوستان بسیجی از همین حامیان امام، با باتوم و گاز اشک آور پذیرایی کردند. و البته آن روز هیچکس اعتراضی نکرد که چرا حرمت نماز جمعه، یعنی یادگار رسول اکرم(ص) را در یک کشور اسلامی با این جنایت ها شکستند؟

بدون شک امروز اگر به واقع در فکر اعتراض به توهین کنندگان به امام از هر طیف و گرایشی هستیم یک راه بیشتر نداریم، آن هم رجوع دوباره به قانون اساسی است.

و در آخر باید بگویم: امامی که من می شناسم، بیش از آنکه نگران آبروی خودش باشد نگران جان و مال و آبروی مردمی است که پناهی جز خدای خود ندارند. امامی که من می شناسم، امامی است که بیش از آن که دغدغه پاره شدن عکس خودش را داشته باشد، دغدغه زیرپا گذاشتن قانونی را دارد که خون هزاران تن از بهترین جوانان این کشور برای به ثمر رسیدنش ریخته شده است. قانونی که با دین در تضاد نیست و دینی که با قانون تضادی ندارد.

 

حضرت امام (س)

امام خمینی (س)

 

من خوف این را دارم که با انعزال این مردم اینهایی که خدمتگزار هستند، یک حکومت قلدری با اسم "اسلام"، با اسم "جمهوری اسلامی"،با اسم "خدمتگزار به اسلام" بیاید و همه زحمتهای شما و خونهایی را که دادید، هدر ببرد.

صحیفه امام: جلد ۱۵ صفحه ۳۶۷

سخنی از حضرت امام (سلام الله علیه)

 

... من حقیقتا نگران هستم نگران اسلام هستم ما اسلام را از چنگ محمدرضا درآوردیم و من خوف این را دارم که اسلام به چنگ ما مبتلا شده باشد که ما هم مثل او و یا بدتر از او بر سر اسلام بیاوریم این نگرانی هست و زیاد است...

امام خمینی (سلام الله علیه)

صحیفه جلد ۱۱ صفحه ۳۱۲

 

16 آذر به روایت شهید دکتر چمران

 

سه قطره خون

...صبح ورود نیکسون یکی از روزنامه ها در سرمقاله ی خود تحت عنوان "سه قطره خون" نامه ی سرگشاده ای به نیکسون نوشت که فورا توقیف شد. ولی دانشجویان سحرخیزی که خواب و خوراک نداشتند و استراحت در بعد از مرگ دوستانشان میسر نبود، زودتر از پلیس روزنامه را خواندند. در این نامه ی سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانی ها اشاره شده بود که "هر گاه دوستی از سفر می آید یا کسی از زیارت بازمی گردد و یا شخصی بزرگ وارد می شود، ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی یا گوسفندی قربانی می کنیم". آنگاه خطاب به نیکسون گفته شده بود که: "آقای نیکسون! وجود شما آنقدر گرامی وعزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند."

عید غدیرخم مبارک...

 

وقت رفتن

رها شديم رها مثل روح بی جسدی

نه با توايم و نه بی تو چه روزگار بدی

رها شديم در آيينه های تو در تو

چه ازدحام عجيبی چه شهر بی عددی

رها شديم در اين کوچه های سر گردان

نه آستانه ی عشقی نه خانه ی خردی

مرا به حاشيه ی سرد زندگی آورد

اميد رو به زوالی دليل نا بلدی

ستاره ای شدم و در خودم درخشيدم

ولی چه سود که چشمی نمی کند رصدی

مگر به سايه نام تو رو کنم پس از اين

که در پناه تو امن است يا علی مددی 

از عبدالجبار کاکائی

عیدتان مبارک

سلام...

 

یا من یسبح الرعد بحمده

اي كه با نامت جهان آغاز شد      دفتر ما هم بنامت باز شد

دفتري كز نام تو زيور گرفت       كار او ازعرش بالاترگرفت

 

ای به امید كسان خفته! ز خود یاد آرید
تشنه‌كامان غنیمت! ز احد یاد آرید

سر به سر بادیه‌بازار هیاهو شده است
سنگ گور شهدا سنگ ترازو شده است

گر چه مرحب سپر انداخته، خیبر باقی است
بت مگویید شكستیم، كه بتگر باقی است

ره دراز است، مگویید كه منزل دیدیم
نیست، این پشت نهنگ است كه ساحل دیدیم

ره دراز است، سبك‌تر بشتابیم، ای قوم!
خصم بیدار است، یك چشمه بخوابیم، ای قوم!

نه بنوشیم از این رود، كه زهرآلوده است
غوطه باید زد و بگذشت كه پل فرسوده است

وای اگر قصه ما عبرت تاریخ شود
خیمه قافله را دشنه ما میخ شود

وای اگر بر در باطل بنشیند حق ما
وای اگر پرده تزویر شود بیرق ما

خیمه بگذار و برو، بادیه توفان‌جوش است
كوه، آتش به جگر دارد اگر خاموش است

فتنه می‌بارد و سنگین، ز در و دیوارش
هر كه اینجا خفت، سیلاب كند بیدارش

می‌رویم امروز با صاعقه هم‌پای سفر
گردبادیم و ز سر تا به قدم، پای سفر

شاعر: محمد کاظم کاظمی