رتیل
سلام دوستان
دیروز دوشنبه که برای دیدن نمرات ماشین اومده بودم دانشکده بعد ازظهر ناگهان تو لابی از جلو پاهام یک عدد رتیل با خیال راحت اومده بود سیزده بدر.
مام شروع کردیم از این ول گشتنش عکس گرفتن. تنها چیزی که دستم بود برگه نمرات حل تمرین الکترومغناتیس بود که باهاش رتیل رو فرمان می دادم هر وقت با کاغذ بهش ضربه می زدم جیغ می کشید
فرهنگ مافی گفت مگه داری هاکی بازی می کنی. می خواستم از لابی بیرونش کنیم و بندازیمش تو باغچه. هر وقت از در بیرونش می کردیم ۱۸۰ درجه برمی گشت و دوباره می اومد تو لابی. هوشش قابل تحسین بود و این سماجتش برای برگشتن به لابی . نمی دونم تو لابی چی دیده بود که این قدر اصرار داشت.
آقای یزدانی هم که ما رو دید گفت چی کارش دارین بذارید داخل لابی بمونه اینجا دانشگاه ارزش هاس
بعد از این جمله می خواستم آقای یزدانی رو بکشم!!!!!!!!!!
یکی دو بارم چون خیلی نزدیک شده بود شوت شد سمت در لابی. آخر سرشم رو کاغذ سوارش کردم و دویدم سمت باغچه و پرتش کردم تو چمن ها.
حالا هر کی جرات داره بره تو چمن های جلو دانشکده بشینه.


