بسم الله الرحمن الرحیم
باران گرفت وگریه ی پنهان ما ندید
خوابید شهر وخواب پریشان ما ندید
تاوان بی نزاکتی از عاشقان گرفت
آن کور دل که چاک گریبان ما ندید
ما خود دریده ایم قبا را مگر کسی
در روز مرگ پیکر عریان ما ندید
بر ایل ما چه رفت که دلتنگ ما نشد
در عکس ما چه دید که در جان ما ندید
مست است آنکه یاد حریفان ما نکرد
خواب است آنکه خون شهیدان ما ندید
دلتنگم از کسی که مزامیر سبز را
در عقل سرخ سید خندان ما ندید
***************************************
با سينه اي كه تنگ بلور است، يا حسين
ما و دلي كه سنگ صبور است، يا حسين
چون آب ِچاه از لب تو هر كه دور شد
تا روز حشر، زنده به گور است، يا حسين
چندين ستاره سوخته در آفتاب ِتو
نور است اين معامله، نور است، يا حسين
نان پاره هاي سوخته مان را گواه باش
فردا كه رستخيز تنور است، يا حسين
چون دودمان ِآتش زرتشت، تا ابد
خاموشي از تبار تو دور است، يا حسين
ما را چه جاي شکوه وشیون ، كه گفته اند :
"هر جا كه قصه، قصه ی زور است، يا حسين"
شاعر:عبدالجبار ککایی