امروز ظهر(بعد از امتحان ریاضی) یه بعد پی نوشت گذاشتم: لینک مستقیم از بی بی سی نامه های یک کارگردان سینمای محصور در زندان اوین به یکی از شخصیت ها که درباره ی 30 سال حکموت جمهوری اسلامی گفته بود. شب یکی از بچه زنگ زد خیلی شدید به مدت مدید خواست که برش دارم. هرچند که منظورش رو از حرفهاش نفهمیدم.

هرچند که مکرراً گفتم قصد مجادله ندارم اما کسی گوش نکرد.

همکلاسی محترم: به علت تشویش اذهان عمومی دسترسی به این مطالب  امکانپذیر نمی باشد. 

امروز (24خرداد)کمی بیشتر فکر کردم، این قدر فضای جامعه ی ما مشوش هست که این پست من چندان در مشوش کردن ذهن دانشجوی آگاه ما تاثیری ندارد .



توی دینی دبیرستان درباره ی لیبرالیسم گفته بود فقط نیاز های مادی مردم رو برطرف می کنه و به معنویات توجه
نداره اما نظام حکومتی اسلامی علاوه بر نیاز های مادی رشد معنوی مردم رو هم در نظر میگیره و هدفش بالابردن سطح مادی و معنوی مردمه.

30 سال از انقلاب اسلامی میگذره اما:
- هنوز تو کشور فقیر داریم.1
- تولید کننده ها مایوسند (امان از جنس چینی)
- دروغ و نیرنگ و فریب چه توی سیاست مداران حکومت اسلامی چه توی مردم بیداد می کنه.
- مردم آرامش روحی ندارن.
- قم شهر خون و قیام رتبه اول رو توی مشکلات اجتماعی داره.
- نهایت همدردی مردم با فقرا کمک چند صد تومنی به متکدی سرچهارراه هاست نه به خاطر فقر اون فقط به خاطر اینکه خودش رو از بلا و مصیبت نجات بده.

- دولت ایران با فلسطین است و مردم ایران علیه فلسطین کاملاً برعکس غرب که مردمش با فلسطین هستند و دولت ها علیه فلسطین. توی غرب مرد و زن سفید و سیاه دین دار و بی خدا تظاهرات می کنند به خاطر رنج دیدن ملتی بی گناه توی ایران تظاهرات می کنند به خاطر درخواست مرجع تقلید .


مردم ایران علیه مردم ایران و مردم فلسطین. یادش بخیر یه زمانی سعدی می گفت بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار. توی زندگی روزمره اگر کسی رو ببینم که قسمتی از وجودش، وقتش، پولش رو برای برطرف کردن مشکلی از کسی صرف می کنه تعجب می کنم. اگر یکی به کسی که فامیلش نیست لطفی کنه و خودش رو به زحمت بندازه تعجب می کنم. توی نظام لائیک بی دین بی خدای غربی غرق در فساد و استکبار یک عده نامسلمون، زندگی و وقت و هستی خودشون رو صرف این می کنند که با هرجنگ و خونریزی مبارزه کنند جنگی که به اونها ربطی نداره هم خون و فامیل و دوستش توی اون جنگ کشته نمی شه، زجر نمی کشه. طرف با نوزاد خودش سوار کشتی میشه که سرنوشتش معلوم نیست ، فقط برای اینکه عده ای که حتی دین و عقایدشون هم با اون متفاوته رو از درد فقر و اسارت نجات بده. بی خدا و مسیحی و یهودی تظاهرات می کنن بدون اینکه کسی ازشون چیزی بخواد و از کسی چیزی بخوان.
اما توی ایران : اگر کاری برای کسی سود و منفعتی نداشته باشه عمرن برای کمک دستی بالا بزنه(اکثریت اینجورند نه همه). درمورد فلسطین هم شاید توی کوچه و بازار شنیده باشی «چرا اخبار و تلویزیون چسبیدن به این فلسطین و ول نمی کنن». فردای خبر کشته شدن صلح طلبا دنیا ترکید، اما تو ایران فقط دانشجوها یه کارایی کردن. بعد هم آیت الله مکارم درخواست می کنن که تظاهرات کنید.

- توی جست و جو های اینترنتی سکس رتبه اول رو توی مطالب جست و جو شده داره. البته به مدد فیلترینگ رتبش افت داشته.

-مینا، فروشنده یک عطرفروشی در تهران می‌گوید: «زنان و دختران ایرانی به دلیل حجاب توجه خاصی به چهره خودمی کنند. دخترانی هستند که بیش از یک ساعت جلوی آینه آرایش می کنند. اگر در اروپا مردم ترجیح می دهند طبیعی باشند، در ایران جوانان ترجیح می دهند آرایش کنند.»2

همین طور بعد از 30 سال:
بیانیه جمعی از دانشجویان مذهبی دانشگاه تهران در اعتراض به سخت گیریهای اخیر را در ادامه مطلب بخوانید.

- از اصول دین تنها چیزی که از نظام مقدس جمهوری اسلامی یاد گرفتیم فقط شعریه که توی قبل از دبستان یادمون دادن « اصول دین بود پنج/ دانستنش بودگنج(!!!)/ توحید باشد یکم/ نبوت است دوم/معاد سومین است/این سه اصول دین است./ دو اصل دیگر آن به نزد ما شیعان: عدل و امامت بود/ اصول مذهب بود. »

- جوان هامون درفکر سکس، میانسالهامون در فکر پول و پیرانمون در فکر مرگ هستند.

پ1: آیت الله بهشتی اوایل انقلاب توی صحن مجلس فریاد می زد: آقایون الان چند ماه از انقلاب گذشته ما هنوز توکشور فقیر داریم.

پ2:منبع

پ3:اصلاً از جر و بحثها و مجادله های سیاسی خوشم نمیاد اما چون تو مطلب اهانت به آقای خمینی بچه ها زیاد بحث کردن نامه ی دبیر ستاد بزرگداشت رو تو ادامه مطلب بخونید.

پ ن4: سیستم هوشمند نوبت دهی بانک صادرات 2 نوع مشتری می شناسد مشتری عام و مشتری خاص اگر مشتری کارگری بادست های پینه بسته و درد فقر کشیده باشد دکمه ی نوبت دهی را می زند و نوبت 220 می گیرد اما اگر مشتری سرمایه دار مرفه بیدردی باشد کارتش را می کشد و معجزه می شود تا بوی قدم های متکبرانه مشتری به گوش دستگاه می رسد دستگاه هنگ می کند و نوبت 63 می دهد و بلافاصله به باجه می رود و بعد از 5 دقیقه از بانک خارج می شود اگر بر نمایشگر باجه ها تا همین یک دقیقه پیش شماره های 217و218 و ... بود و ناگهان به شماره های 60 و 61 تغییر کرد نهراسید، نه ، آمریکا حمله نکرده، منافقین و معاندین نظام آتش فتنه را بر نیفروخته اند نه خیر، فقط چند از ما بهتران، چند مرفه بی درد، چند سرمایه دار با موجودی حساب های نجومی به بانک آمده اند. اگر 40 نفر 2 ساعت در صف منتظرند مهم نیست این پاپتیهای یک لا قبا چه اهمیتی می توانند داشت وقتی مشری های خاص وارد بانک می شوند.


امروز صبح رفتم بانک صادرات دکمه نوبت دهی رو که زدم نوبت 218 رو بهم داد. یه نگاه به نمایشگرها کردم دیدم
شماره های 190 و 191 و ... رو نشون می ده. یه آه کشیدم رفتم رو صندلی نشستم . حواسم به شماره های نمایشگرهابود دیدم اول یکیشون شد 60 بعد یکی دیگه 61 و همین طور تا اینکه کل باجه ها شماره های 60 به بعد شدن. ناگهانصدایی شنیدم «همیشه یک نفر باید برخیزد…» یه مرد با شخصیت، جوانمرد و خسته از ستم های آدمهای روزگار سر کارمند بانک داد زد (خیلی محترمانه دادی که می زد برای دادخواهی بود) که خانوم ما شماره های 230 تو دستمونه جریان این شماره های 60 چیه؟ خانومه گفت اینها مشتری های خاصند یارو رفت پیش مدیر بانک، مدیر هم بهش گفت دستور از منطقه است ناراحتی برو شکایت کن.

بعد پی نوشت : همچنین بعد از ۳۰ سال نامه های محمد نوری زاد به رهبر درباره ۳۰ سال جمهوری اسلامی

یکی از دوستان نصیحت کرد که این رو توی وبلاگ نذار فیلتر می کنن برای همین فقط لینک نامه ها رو گذاشتم از سایت بی بی سی. در ضمن گفت که ممکن بعضی ها با یک سری حرفها خیلی کارها بکنند. که من منظورش رو نفهمیدم. گویا نوری زاد فیلمسازی است که به جرم نوشتن چند نامه به مقام معظم رهبر در اوین به سر می برد

نوری زاد در ویکی پدیا

نامه تند آیت الله قائم مقامی به نوری زاد

واکنش کوچک زاده به نامه نوری زاد