نامه ی دکتر شریعتی
«... در اینجا می خواهم مطلبی را که چند ماه است مرا به شدتی که در بیان نمی‌گنجد به‌خود مشغول داشته است و یک لحظه از آن غافل نیستم عنوان‌کنم و آن تمام کردن آن شاهکار معجزنمای کار در باره قرآن است. من کشف ایشان را در باره قرآن درست، بی‌مبالغه، شبیه‌ کار گالیله در باره منظومه شمسي و نیوتن در باره جاذبه و پاستور در باره بیماری... می‌دانم. آنها کلید علمی وحی طبیعی را به دست آورده‌اند و ایشان کلید علمي وحی الهی را. من آن روز که ایشان طرح این کار را بیان می‌کردند دچار یک گیجی و حیرت بی‌سابقه‌ای شده بودم و آنچه بر حیرتم می‌افزود این بود که چطور؟ چرا آقای مهندس [بازرگان] این حرف را با این سادگی و لحنی این چنین عادی بیان می کنند؟ چطور در ضمن چنین کاری به‌کار دیگری هم می توانند بیندیشند؟ چرا آن را کاری در ردیف دیگر کارها می‌دانند؟
من به همان مقداری که آن روز توضیح فرمودند ، آنچه دستگیرم شد چنان خارق‌العاده بود که ناگهان احساس کردم که به قرآن یک ایمان علمی پیدا کردم. ایمان علمی ، همچنان که به منظومه شمسی یا ترکیب آب یا حرکت بادها ایمان دارم. یعنی دیدم که «وحی» است ! دیدم !
من فکر می کنم که ایشان پس از رسیدن به این تز قاعدتاً قدرت اندیشیدن و اشتغال به‌هر امر دیگری را چه فکری و چه عملی و... هر چه از دست می‌دهند، و چنان در آن غرق می‌شوند که نمی توانند در ردیف آن، مسائل دیگری را هم در مغز و زندگی و روح و‌ کار خود طرح کنند. زیرا من هیچ مسئله‌ای را نه تنها در باره قرآن بلکه دین و بلکه خدا و اثبات ماوراءالطبیعه و ... همه چیز در ردیف آن نمی‌بینم. این حادثه‌ای است در علم مذهب، این تنها اثبات قرآن و وحی نمی‌کند اثبات وجود خدا و غیب را می‌کند . آن هم اثبات خدا نه با زبان عرفان و اخلاق و فلسفه و عقل؛ نه، با علم، آن هم علوم دقیق و آن هم دقیق ترینش ریاضی!
بازهم در شگفتم که چرا آن روز آقای مهندس [بازرگان] آن طور عادی از آن سخن می‌گفتند! آن‌کار بزرگ همه حرف‌ها و دلیل‌ها‌ و‌ منطق‌ها را بی‌ارزش و یا لااقل کم ارزش کرده است.
من با اطلاع و استعداد کمی که دارم چند بار در کلاس و مباحثه با دانشجویان با این شرط که «هر چه قدرت انکار و رد و حتی لج دارید برای نپذیرفتن این استدلال من در وحی بودن قرآن به‌کار برید» و همه جا با وجود همین شرط به آن متد که استدلال کرده‌ام موفقیت مطلق بی‌استثناء آمیخته با ایمان و شگفتی و اعجاب خارق‌العاده به‌دست آورده‌ام. نه تنها اقناع کننده است، اعجاب‌آور و ایمان‌آور است.
من به‌عنوان یک معلمِ دانشجویان این نسل و به‌عنوان یک شاگرد ایشان ، از ایشان استدعا می‌کنم و التماس می‌کنم که هر چه زودتر این کار را تمام کنند، هر چه زودتر. هیچ کاری امروز در دنیا نیست که از این فوری‌تر و حیاتی‌تر باشد. شما هم وادار کنید و شرایط و مجال وصال را فراهم آورید.
کاش این کار از همان اول به عربی یا فرانسه یا انگلیسی هم منتشر شود!

قربانتان - «علی شریعتی»

تالیفات در زندان :
• «تبليغ پيامبر» ، تدوين و تفصيل سخنراني مورخ جمعه 22/9/1342 ، به‌مناسبت جشن عيد مبعث ، زندان قصر .
• «كوبا»، خلاصه‌گيري شده از كتاب «جنگ شكر در كوبا»، تأليف ژان‌پل سارتر، روزنامه‌نگار و فيلسوفِ اگزيستانسياليستِ معروف فرانسه، ترجمه جهانگير افكاري؛ سال 1342، زندان قصر.
• «دعا» ، تدوين و تفصيل سخنراني به‌مناسبت عيد سعيد فطر در اجتماع زندانيان سياسي، بهمن سال 1342 ، زندان قصر .
• «رمضان، ماه عبادت، تربيت و رحمت» ، پيش‌نويس سخنراني در جمع زندانيان سياسي، مورخ 12/10/1342 ، زندان قصر .
• «سازگاري ايراني» ، حاصل تحقيق و تدوين يك نظريه جامعه‌شناسي ، سال 1342 تا 1343 ، زندان قصر.
• «خلع‌يد» ، سخنراني در جمع زندانيان سياسي، خرداد 1343 ، زندان قصر (متن و يا طرح سخنراني در اختيار نيست).
• «آزادي هند» ، تحقيق و تأليف كتابي در باره اينكه هندوستان چگونه آزادي گرفت، سال 1343 ، زندان قصر.
• «بعثت و ايدئولوژي» ، تدوين و تفصيل سخنراني جشن عيد مبعث در جمع زندانيان ، آذرماه سال 1343 ، زندان قصر.
• «راهنماي كتاب اول و كتاب دومِ آموزش قرآن» ، سال 1343 ، زندان قصر.
• «كتابِ سوم آموزش قرآن» ، سال 1343 ، زندان قصر.
• كتاب «باد و باران در قرآن» ، تدوين و تفصيل سخنراني مورخ 27/12/1343 در زندان قصر.
• «پديده‌هاي جوي» كتاب آموزشيِ دانشگاه ، پاكنويس نهايي در 21/5/1344، زندان قصر.