نظريه ي بي نهايت بودن ذرات از زبان شيخ محمود شبستري
به عبارتي ديگر ، آيا مرزي که يک ذره را از همه ي اشيا مشخص مي سازد ، مرزي حقيقي است يا قرار دادي؟
همانگونه که عده اي از صاحب نظران مانند وايتهد و دکتر محمود حسابي دوست دانشمندان ارجمندمان که به تازگي چهره در نقاب خاک کشيده گفته اند : هر مرزي که درباره ي هر يک از ذرات عالم طبيعت تعيين مي کنيم چيزي جز تعيين و تعين قرار دادي نيست
وقتي که مرحوم آقاي دکتر محمود حسابي اين نظريه ي خود را در جلسه اي علمي که در منزلشان در شميران تشکيل مي شد بيان نمودند چند بيت از شيخ محمود شبستري به يادم آمد که وقتي آنها را مطرح کردم با تعجب فوق العاده آن ها راپذيرفت و با عجله ي خيلي زياد دنبال قلم رفت تا يادداشت کند
(او دفتر يادداشت را دائماًَ با خود داشت) ابيات چنين است:
به هر جزوي زکل کان نيست گردد
کل اندردم ز امکان نيست گردد
جهان کل است و در هر طرفه العين
عدم گردد و لايبقي زمانين
دگرباره شود پيدا جهاني
به هر لحظه زمين و آسماني
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هر چيزي به جاي خويش نيکوست
اگر يک ذره را برگيري از جاي
خلل يابد همه عالم سرا پاي
جملات وايتهد در اين مورد به قرار ذيل است:"فيزيک جديد نظريه ي موقعيت ساده و بسيط را کنار گذاشته است، هريک از اجسام مادي که ما آنها را ستارگان و سيارات ، نمودهاي مادي ، مولکولها، الکترونها ، پروتونها و کوانتوم هاي انرژي مي ناميم، بايد همچون تعيني از شرايط درون جاي - گاه (فضا-زمان) تصور شود که در سراسر آن (جاي - گاه) گسترده است / منطقه اي کانوني وجود دارد که در زبان متداول همان جايي است که شيي در آن قرار دارد، اما شعاع تاثير آن با سرعتي معين تا دورترين زواياي "جاي- گاه" جريان دارد لذا اگر کوشش کنيم که لحظه اي کامل از وجود شي مورد بحث را به تصور در آوريم ، ديگر نمي توانيم خود را به يک جز از مکان و يا يک لحظه از زمان محدود کنيم/ شي مادي عبارت از هماهنگي خاص بين مکان ها و زمان ها و شرايط موجود در آن مکان ها و زمان هاي معين است /
فلسفه علم ، علامه محمد تقي جعفري صفحه ۲۴و۲۵و۲۶