چند شعر بسیار زیبا
کشاورزند و داس کهنه دارند
دو کفش بی کلاس کهنه دارند
خجالت می کشم از کودکانی
که سال نو لباس کهنه دارند حسین میدری
قدم ها پیش و پس خیلی مهم نیست
همه یا هیچ کس خیلـــی مهم نیست
قناری! ما همه زندانیانیــــــــــــــــــــم
قفس توی قفس خیلی مهـــم نیست حسین میدری
دلم را عشق ، نخ نخ کرده بانو !
اسیر دست برزخ کرده بانو !
حواست پیش یاد کیست امشب ؟
دوباره چایی ات یخ کرده بانو ! حسین میدری
دگر درد دلم درمان ندارد
مسير عاشقي پايان ندارد
مرا در چشم خود آواره كردي
نگاهت دور برگردان ندارد مرتضی قلی زاده بابک
درون ميوه چون هسته نباشي
حزين پشت درِ بسته نباشي
منم زنداني چشم سياهت
نگهباني بده خسته نباشي مرتضی قلی زاده بابک
تو هم سهمی از دل ، بگیر و برو
تو هم شکل عاقل ، بگیر و برو
ازین عشق ، خیری ندیدیم ما
درِ عشق را ، گِل بگیر و برو علی نادری
چند وقتی است دلت ، از دل من دور شده
طعم شیرین تو انگار ، کمی شور شده
خواب و آرامش من ، تا تو نگاهم کردی
مثل بیداری من ، در شب کنکور شده علی نادری
مرا آن ديده ي تر مي شناسد
مرا از خويش بهتر مي شناسد
به جرم عاشقي ها سر شناسم
مرا از پشت خنجر مي شناسد مرتضی قلی زاده بابک
پ.ن ۱ : این شعر ها فقط شعر هستند! یعنی سرودن یک شعر عاشقانه دلیلی بر این نیست که شاعر عاشق شخص خاصی باشد . سوالی هست که معمولا زیاد از شاعر ها پرسیده می شود ( بخصوص در باره اشعار عاشقانه) که این شعر را برای چه کسی گفته ای؟ جواب: هیچکس!
پ.ن ۲ : نظر یادت نره!!!!!