۱

بجان آدمیت سرتاسر هفته در منزل جلوس نموده و مشغول نوشتن گزارش کار آزمایشگاه فیزیک ۱هستیم.. هر زمان که طبع شعرمان گل می کند یادی هم از آز فیزیک می کنیم این چارانه ی معدوم القافیه هم  اخیرن سرودم که تصمیم گرفتم اینجا براتون بتپانم:

داد معشــــــوقه به عاشـــق پیــغام      که بیـــا با تو مرا کـــاری هست

گفت عاشـــــــق که   ندارم وقتی       از بهر فیزیک گزارش ِکاری هست

۲

شعر زیبای" من یار مهربانم ، دانا و خوش بیانم، گویم سخن فراوان با آن که بی زبانم" رو که یادتون هست؟اگه یادتون هم نبود الآن یادتون اوردم ، این چارانه هم به مناسبت نمایشگاه کتاب:


یارم ز همیشه مهربان تر شده است    از سال گذشته بی زبان تر شده است

رفتم بخرم کتابی از نمایشگاه ،دیدم    از قیمت خون من گران تر شده است


پی نوشت:بی خودی پول به کتاب ندید بجاش کتابخونه تون رو با دوستاتون به اشتراک بذارید.اگه کسی کتاب به درد بخوری داره معرفی کنه و به بقیه قرض بده تا دیگران هم استفاده کنن.

مربوط نوشت:  اینشتین میگه هر کسی که کتابی به کسی قرض بده احمقه و از اون احمق تر کسیه که کتابو بیاره پس بده.

پرت نوشت:

به قدر زندگی یک حباب با من باش

فقط تورا به خدا بی نقاب با من باش

اگر همیشه خرابم اگر تو آبادی

بیا و یک شب از عمرت خراب با من باش...مرتضی قلی زاده بابک