به آغوش تو محتاجم ، شبیه موج بر ساحل

تو دور از دست دریا،  از نیاز موج ها غافل

تو خاک دلپذیر و نرم و من طوفانی از واژه

چه می شد ساعتی حتی برایم می شدی ساحل؟

بیا تا دفتری باشی برای حرف های من ،

که با هر موج میریزم به پایت گوهری از دل

بگو تا کی پیامم را برایت باد ، می آرد؟

بگو تا کی به روی صخره ها فریاد بی حاصل؟

...

 

پ.ن :بیت آخر را تو باید بگویی...