چرا ما جشن فارغ التحصیلی نداریم؟
چرا ما جشن فارغ التحصیلی نداریم؟
حتماً بار ها این سخن رو از حضرت امیر(ع) شنیده اید: "سخن بگویید تا شناخته شوید، زیرا انسان در زیر زبان خود پنهان است."
این موضوع چیزی است که روانشناسان امروزه به اتفاق به آن رسیده اند.دوست دارم حالا بعد از گذشت حدود چهار سال از دوران دانشجویی مثل همیشه خیلی صمیمانه صحبتی با همهی شما دوستان خوبم داشته باشم.روزی که این وبلاگ شروع به کار کرد،من خیلی خوب می دونستم که چرا باید بچه های ورودی برق 88 شاهد، وبلاگ تخصصی داشته باشند.فضای مجازی می تونست این فرصت رو به همه بده تا سخن بگویند.نه فیسبوک و نه فروم ها هیچکدوم جای وبلاگ رو پر نمی کرد.وبلاگ نویسی بدون شک یکی از نوآوری های خوب بشر در دنیای فضای مجازی است.این چیزیه که من شخصا بعد از حدود ده سال وبلاگ نویسی و تجربه همه فضاهای مجازی دیگه، بهش رسیدم و کاملا می تونم این مطلب رو اثبات کنم اما فعلا اینجا مجال صحبت درباره اش نیست.فضای مجازی برای ما بچه های شاهدی خوب بود.بخاطر اینکه کمتر جای دیگه ای وجود داشت برای تبادل نظر و سخن گفتن.بنا بود این وبلاگ خلاء موجود در وضعیت فرهنگی و عرفی ما رو توی جامعه و دانشگاه پر کنه.اما براستی فایده ی سخن گفتن چیه؟فایده ی شناخته شدن چیه؟
صرف نظر از اینکه جشن فارغ التحصیلی با مسئولیت دانشگاه باید برگزار بشه و در
دانشگاه های دیگر دارای ستاد مخصوص و آئین نامه و ... هست،در مدت زمان دو هفته ی
گذشته شاهد برگزاری چندین جشن فارغ التحصیلی توسط دانشجویان رشته های دیگه در همین
دانشگاه شاهد و دانشگاه های دیگه بودم.جشن هایی که 100 درصد با مشارکت خود دانشجو
ها برگزار شد.و این جشن ها در مدت زمان باقی مونده از ترم
هنوز ادامه داره.البته
نه اینکه همه دانشجو ها فارغ التحصیل بشن،اما به احترام افرادی که زودتر فارغ
التحصیل میشن و دیگه سال بعد نیستن همه با هم یک بار دوره اول جشن میگیرن. سوالی
که اینجا مطرح میشه اینه که چرا ما دانشجو های برق 88 جشن فارغ التحصیلی نداریم؟
اصلا میدونیم ما چند نفریم؟چند تامون این ترم فارغ التحصیل میشن؟ رتبه های کنکورمون
چطور بوده؟ اصلن چند تا از ما با هم یه سلام علیک خشک و خالی داریم؟چه کسی میدونه
که سه نفر از همین بچه های برقی مخترع هستن؟سه نفرش رو من اطلاع دارم.
ادامه مطلب از اینجا:
این دو تا مطلب رو ببینید:
1) 1) اخیراً به همت پژوهشکده شهید رضایی دانشگاه شریف، یک مسابقه پهپاد های دانشجویی برگزار شد ، تیم اول این مسابقه دانشجو های ترم 6 دانشگاه آزاد سنندج بودند.تیمی که شگفت انگیز عمل کرد و حتی دانشگاه شریف و امیرکبیر هم با اختلاف زیاد پشت سر گذاشت.سر پرست تیم سینا محمدی از دوستان دور بنده است.بعد ازین که از مسابقه مطلع شد، میدونست که دو نفر از دوستانش مثل خودش به پهپاد علاقه دارن.بعد هم ادامه ماجرا!
2) 2)آقای صمیمی به همراه دو نفر از دوستان دوران دانشگاه الان در طبقه بالای پاساژ امجد مغازه و نمایندگی دوربین مداربسته دارند.هر سه تا دانشجوی برق دانشگاه آزاد یکی از شهر های توابع قزوین بودند.خودش می گفت ما اصلن دانشگاه نمیرفتیم فقط آخر ترم میرفتیم امتحان و بعد صحبت با استاد برای پاس شدن.زمان دانشگاه به روباتیک علاقهمند شدن،پیگیری کردن،ساختند،مسابقات رفتند و مقام آوردن.بعد یکیشون از طریق یکی از بستگان برای تدریس روباتیک در مدارس معرفی شد.طبیعتا دو دوست دیگر هم با خودش همراه کرد،بعد از دو سال تدریس با سرمایه ای که داشتند وارد بازار جمهوری شدند.بعد از مدتی پول هاشونو گذاشتن روی هم و یک مغازه اجاره کردن.سرتونو درد نیارم الان دو تا خودرو با قیمت بالای صد و پنجاه میلیون زیر پای آقای صمیمی جوان هست.(با 31 سال سن)
یک مثال علمی و یک مثال پولی! از دانشگاه های پرت هم مثال زدم تا مشکل رو گردن دانشگاه نندازیم.خود من توی این چهارسال ده ها بار از مسابقات علمی مختلف در زمینه های مختلف برق مطلع شدم.با شناخت محدودی که از بچه ها داشتم از افرادی که فکر می کردم می تونم باهاشون تیم تشکیل بدم درخواست کردم.اما فایده ای نداشت.تنها یک بار با زحمت فراوان تونستم چند نفر رو قانع کنم که تیم تشکیل بدیم و نهایتا اون تیم هم به دلایل دیگه به جایی نرسید.
همه میدونن که در جامعه ی جهانی امروز دیگه کار فردی جواب نمیده.باید تیم بشیم،گروه بشیم،یارگیری کنیم،باید افرادی که دارای علایق و سلایق مشترک هستند همدیگه رو پیدا کنن و کار تیمی انجام بدن.
اما بچه ها چه قبول کنید چه نه، متاسفانه ما در این مدت چهار سال هیچگونه برایند علمی گروهی و تیمی نداشتیم.فقط اومدیم و امتحان دادیم و رفتیم.کمی هم کارهای فردی انجام دادیم.یک دلیلش این بود که تعامل خوبی با هم نداشتیم.یکی از دوستان می گفت مشکل ما اینه که ما جمعیتمون دو سه برابر ورودی رشته های دیگه بود.اما من فکر میکنم این خودش می تونست یک فرصت باشه.حالا که داره دوران دانشجویی ما تموم میشه،دیر یا زود هر کدوم از ما وارد بازار کار و جامعه خواهیم شد.هیچ بعید نیست که در آینده یکی از همین دوستانتون رو در پست های مهم حکومتی ببینید.نماینده مجلس، وزیر و ... و مطمئنم که روزی نیاز پیدا می کنیم تا یک گروه داشته باشیم.روزی ممکنه یک جایی یک متخصص بخواهند و ما به یادمون بیاد که فلانی تخصص این کارو داره.روزی ممکنه سرمایه ما برای شروع کار کم باشه اما چند تا سرمایه کم می تونه یک سرمایه خوب بشه.چهار سال زمان خوبیه تا روی افراد شناخت پیدا کنیم.جشن فارغ التحصیلی یعنی تعدادی دانشجو از اینکه در کنار هم چهار سال درس خوندن و حالا دارن فارغ التحصیل میشن خوشحالن،یعنی با هم خاطره دارن،حالا می خوان دور هم یه جشن کوچیک بگیرن و عکس یادگاری بندازن. بار ها از خود بچه ها شنیدم که ای کاش یکی یه دوربین میاورد عکس مینداختیم.
این چهار سال، خوب یا بد گذشت و عده ای امسال و عده ای سال های بعد فارغ التحصیل میشن.امیدوارم همه همدیگه رو حلال کنن.اگه انصاف داشته باشیم می بینیم که دوستان خیلی خوبی در کنار هم بودیم.خاطرات خوبی داشتیم. خود درس خوندن ها،شب امتحانا، اردو های دانشگاهی، اختلاف نظرات و بحث ها و جدل ها، زیرِ نامه امضا کردن ها، به بهونه های مختلف از همدیگه شیرینی گرفتن ها و الخ.
خود من به شخصه تجربیات زیادی کسب کردم.و به شخصه از دوران دانشجوییم کاملا راضی هستم.فقط شاید کمی در زمینه درسی کم کاری کردم که اون هم به خاطر پرداختن به کارهای دیگه ای بود که برام ارجحیت داشت.
این حرف ها رو گفتم تا برای آینده بیشتر حواسمون جمع باشه.چه این یک سالی که برای بعضی ها باقی مونده، چه دو سالی که قراره بعضیا ارشد بخونن و چه برای اون هایی که وارد بازار کار میشن.من بین بچه های برق استعداد های خیلی خوبی دیدم.رفتار های اخلاقی خیلی خوبی دیدم.به همه دوستانم بی تعارف میگم که به داشتن همه ی شما افتخار می کنم.
امیدوارم همه ی شما آینده ی خوبی داشته باشید.در هر موقعیتی که هستید برای کشورمون مفید باشید.
جیب هاتون پر از پول و تنتون سلامت...
برقرار باشید....
پی نوشت1:کسی نگفته که ما جشن فارغ التحصیلی نداریم! از همین حالا اگه حداقل سه نفر از دوستان برای برگزاری مراسم و حداقل 30 نفر از دوستان برای شرکت در جشن فارغ التحصیلی اعلام آمادگی کنن من شخصا مسئولیتش رو قبول می کنم و توی این فرصت باقی مونده و یا اگه نشد قبل از شروع ترم بعد جشن رو برگزار خواهیم کرد.اعلام آمادگی فقط از طریق ارسال ایمیل به آدرس پست الکترونیکی بنده به همراه مشخصات:
پی نوشت 2: از همه ی دوستانی که این مطلب رو خوندن خواهش می کنم نظراتشون رو یا از طریق نظرات این پست(به همراه نام حقیقی) و یا از طریق ارسال ایمیل اعلام کنند.اگه خاطره خوبی دارید بگید،حرفی، نکته ای، نظری درباره دوره کارشناسیمون مخالفتی با عرایض بنده و ...