رندان تشنهلب
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکتهدان عشقی بشنو تو این حکایت
بیمزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بیعنایت
*رندان تشنهلب را آبی نمیدهد کس
*گویی ولیشناسان رفتند از این ولایت
*در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
*سرها بریده بینی بیجرم و بیجنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایهی عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صدهزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قرآن زبر بخوانی در چارده روایت
--------------------------------------------------------------------------------------
بعضیها معتقدند که این شعر حافظ (حداقل دو بیت ستارهدار) اشاره به عاشورا داره. اما به نظر من همهی این غزل به امام حسین (ع) و حادثهی کربلا اشاره داره از عشق بیت اول تا عشق بیت آخر!
---------------------------------------------------------------------------------------
دههی محرم رو به دوستان تسلیت عرض میکنم، اگه تو این شبها، تو عزاداریها دلتون شکست، بقیه دوستان رو نیز یاد کنید.